| تعداد نشریات | 44 |
| تعداد شمارهها | 1,851 |
| تعداد مقالات | 14,977 |
| تعداد مشاهده مقاله | 41,711,843 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 16,311,777 |
واکاوی تأثیر علوم مُعین بر تاریخنگاری ابراهیم بن محمد ثقفی کوفی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| پژوهش های تاریخی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مقاله 7، دوره 17، شماره 1 - شماره پیاپی 65، فروردین 1404، صفحه 93-120 اصل مقاله (1.03 M) | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22108/jhr.2025.145359.2793 | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نویسندگان | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| طاهره نظری ایلخانی آبادی1؛ مجتبی گراوند* 2؛ سید علاءالدین شاهرخی3 | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 1دانشجوی دکتری گروه تاریخ، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه لرستان، خرمآباد، ایران | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 2دانشیار گروه تاریخ، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه لرستان، خرمآباد، ایران | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 3استاد گروه تاریخ، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه لرستان، خرمآباد، ایران | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| چکیده | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| در سنّت تاریخنگاری شیعی، تاریخنگاری نهتنها ثبت رخدادها، بلکه بازتابی از نظامهای فکری و دغدغههای هویتی جوامع شیعی است. ابراهیم بن محمد ثقفی کوفی (درگذشته ۲۸۳ق)، از چهرههای برجستۀ این سنّت، در تنها اثر برجایماندهاش، الغارات (1395)، رویکردی خاص به تاریخنگاری امامیه ارائه کرده است. این پژوهش با رویکرد روایتشناسی و تحلیل محتوا، به بررسی ساختار تاریخنگاری ثقفی با تمرکز بر نقش علوم مُعین میپردازد. پرسش اصلی آن است که علوم مُعین چگونه در شکلگیری نگرش و کارکرد تاریخنگاری ثقفی نقشآفرین بودهاند؟ مراد از علوم مُعین، علوم نقلی، فقه و کلام است که با روششناسی خاص خود، بهعنوان ابزارهای معرفتی در خدمت روایت تاریخی قرار گرفتهاند. در مرحلۀ نخست، ساختار روایتگری ثقفی با تمرکز بر بهرهگیری از علوم نقلی و آموزههای فقهی و کلامی تحلیل شده است. در مرحلۀ دوم، بازتاب روایتهای او در حدود شصت اثر از سدۀ سوم تا یازدهم هجری بررسی شده است. تنها روایتهایی تحلیل شدهاند که درونمایۀ تاریخی، اجتماعی یا سیاسی داشته و نیز دربارۀ فضایل اهلبیت(ع) بودهاند. یافتهها نشان میدهد تاریخنگاری ثقفی بر دو محور استوار است: نخست، فضیلتنگاری دربارۀ امام علی(ع) و دیگر ائمه(ع) در چارچوب علوم نقلی؛ دوم، تبیین مواضع سیاسی در برابر جریانهای رقیب با تکیه بر آموزههای کلامی و فقهی. همچنین، بهرهگیری از عناصر ادبی و تعابیر حماسی بهعنوان بخش مکمل، کارکرد اقناعی روایتها را تقویت کرده و نوعی تاریخنگاری روایی - دفاعی پدید آورده است که در آن، روایت تاریخی، ابزاری برای تثبیت هویت و مشروعیت شیعی است. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| کلیدواژهها | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ابراهیم بن محمد ثقفی کوفی؛ الغارات؛ علوم مُعین؛ تاریخنگاری شیعی؛ روایتشناسی و تحلیل محتوا | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| اصل مقاله | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
مقدمه و طرح مسئلهمطالعۀ تاریخ در سنّت تاریخنگاری شیعی، فراتر از بازگویی صِرف رویدادهای گذشته، کنشی هدفمند و آگاهانه است که با دغدغههای هویتی، اعتقادی و سیاسی جامعۀ امامیه پیوند خورده است. در این نگرش، تاریخ بازتابی از جهانبینی دینی و نظام ارزشهای شیعی تلقی میشود و با بهرهگیری از دانشهایی چون حدیث، کلام، فقه، جغرافیا و ادبیات به بازسازی و بازنمایی معنادار رخدادهای تاریخی میپردازد. این بازنمایی نهتنها گزارش وقایع، بلکه تفسیر و مشروعیتبخشی به آنها را در چارچوب ارزشهای دینی و اجتماعی شیعیان نیز در بردارد؛ چنانکه طه عبدالرحمن تأکید میکند، نسبت دین و علم در بستر جهتگیری اخلاقی و غایتمدار دین معنا مییابد و دانش دینی همسو با اهداف اعتقادی و اخلاقی شکل میگیرد (عبدالرحمن، ۲۰۱۲م، ص. ۲۲۷؛ رضوی، ۱۳۹۴، ص. ۶۱). در این پژوهش، علومی چون تاریخ، حدیث، انساب، جغرافیا، ادعیه، فقه و کلام بهعنوان «علوم مُعین» به کار رفتهاند؛ دانشهایی که با روششناسی خاص خود، بهعنوان ابزارهای معرفتی در خدمت روایتهای تاریخی قرار گرفتهاند.در این چارچوب، ابراهیم بن محمد ثقفی کوفی (درگذشته ۲۸۳ق) از چهرههای برجسته و اثرگذار در سنّت تاریخنگاری امامیه در سدۀ سوم هجری به شمار میرود. اثر باقیمانده از وی، یعنی کتاب الغارات، فراتر از گزارش صِرف حوادث دوران خلافت امام علی(ع)، نماد نوعی تاریخنگاری روایی - دفاعی است که با نگاهی هدفمند، به تبیین جایگاه امام، نقد جریانهای رقیب و تقویت هویت مذهبی جامعۀ علوی میپردازد. ساختار روایی این اثر مبتنی بر انتخاب اخباری با بار اعتقادی، اجتماعی و سیاسی است که از هدفمندی مؤلف در ساماندهی روایتها حکایت دارد.بر این اساس، هدف این پژوهش واکاوی تأثیر علوم مُعین در فرایند تاریخنگاری ابراهیم بن محمد ثقفی است. این مطالعه با روش تحلیل محتوای کمی و کیفی و رویکرد روایتشناختی، به بررسی ساختار روایی الغارات، شیوۀ بهرهگیری مؤلف از دانشهایی چون حدیث، فقه، کلام و چگونگی بهکارگیری آنها در شکلدهی به روایت تاریخی میپردازد. افزونبر این، بازتاب روایتهای ثقفی در بیش از شصت منبع امامی از سدۀ سوم تا یازدهم هجری، نشاندهندۀ جایگاه مؤثر وی در تکوین سنّت تاریخنگاری شیعی است. پرسش اصلی این پژوهش آن است که علوم مُعین چگونه در شکلگیری نگرش و کارکرد تاریخنگاری وی نقشآفرین بودهاند؟ پاسخ به این پرسش، زمینهای را برای تحلیل الگوی تاریخنگاری شیعی در سدههای نخست هجری و نیز تبیین موقعیت ویژۀ ثقفی در این سنّت تاریخی - اعتقادی فراهم میسازد. پیشینۀ تحقیقباوجود پژوهشهای فراوان دربارۀ ابراهیم بن محمد ثقفی و الغارات، تمرکز بیشتر بر جنبههای محتوایی، کلامی و نسخهشناختی بوده و ساختار معرفتشناختی روایتها و نقش علوم مُعین کمتر بررسی شده است. آثار کتابشناسی مانند امامیفر (۱۳۸۳) و بخشی (1393) نیز فقط به معرفی شخصیتها و آثار پرداخته و از تحلیل روشمند شیوه و بینش تاریخنگاران غافل ماندهاند.نجفیان رضوی (۱۳۹۴) در رسالۀ دکتری خود با عنوان «تکوین، تحول و تداوم تاریخنگاری تشیع امامی از آغاز تا ۶۵۶ هجری» تنها چند صفحه به ثقفی پرداخته و بیشتر در چارچوب کلی تاریخنگاری شیعه سخن گفته است. قدیرپور محمدآباد (۱۳۹۹) نیز در پایاننامۀ کارشناسی ارشد با عنوان «تاریخنگاری ثقفی در الغارات» نیز با تمرکز بر شایستگی امام علی(ع) برای امامت، از تحلیل روششناسی و نقش علوم زمینهساز در روایت تاریخی بازمانده است.در میان مقالات پژوهشی، بیشتر تمرکز بر معرفی اثر و محتوای روایی آن بوده است: یاری (۱۳۷۹) در مقالۀ «الغارات و مؤلف آن» به نسخههای کتاب پرداخته، همچنین عالمی (۱۳۸۱) در نوشتار «الغارات، منبع شناخت امام علی(ع)» بر جنبههای حدیثی اثر تأکید کرده و ناجی (1380) در مدخل «ثقفی» در دانشنامۀ جهان اسلام شرحی اجمالی از زندگی و آثار وی ارائه داده است. هدایتپناه (۱۳۹۲) نیز در کتاب تشیع و تسنن در اصفهان با اشارهای به مهاجرت ثقفی، به بستر اجتماعی زیست وی پرداخته است. الربیعی (۱۴۲۹ق) در مقالۀ «منهجیة ابراهیم بن محمد الثقفی فی کتابه الغارات»، تنها به نسخهشناسی و ساختار ظاهری الغارات پرداخته و از تحلیل معرفتشناختی اثر پرهیز کرده است؛ بااینحال، برخی پژوهشهای متأخرتر به سطحی تحلیلی نزدیکتر شدهاند. اکبری سولگان (۱۳۹۷) در مقالۀ «نقش ابراهیم بن محمد ثقفی در گسترش علوم اسلامی در قرن سوم هجری»، با نگاهی توصیفی، دادههایی را درخصوص نقش ثقفی در گسترش علوم اسلامی دستهبندی کرده است. نظری ایلخانی آبادی و همکاران (۱۴۰۲) نیز در مقالهای با عنوان «واکاوی نگرش انسانشناسی دینی در متون تاریخی ثقفی کوفی و قزوینی رازی»، با رویکرد انسانشناسی دینی، الگوی انسان کامل را در الغارات و النقض بازخوانی کردهاند.بر این اساس، آنچه در مطالعات پیشین مغفول مانده، تحلیلی است که ساختار درونی روایتهای الغارات را از منظر تعامل با علوم مُعین واکاوی کند. این پژوهش با تحلیل محتوای دادهمحور و رویکرد معرفتشناسانه نشان میدهد روایتهای ثقفی کوفی فراتر از گزارش وقایع و فضائل امام علی(ع)، بازتاب گفتمان دانایی شیعی قرن سوماند که با بهرهگیری از علوم مُعین، معنا، هویت و مشروعیت تاریخی را تثبیت و گسترش میدهند. روششناسی تحقیقروش این پژوهش بر پایۀ تحلیل محتوای مضمونی و دادهمحور است. ابتدا روایتهای منسوب به ابراهیم بن محمد ثقفی کوفی، بهویژه در الغارات، با تمرکز بر فراوانی و بهصورت درونمتنی بررسی شدهاند تا نقش دو حوزۀ اصلی «علوم نقلی» و «علم کلام و فقه» در نگرش تاریخی وی روشن شود. این دو حوزه، ساختار روایتها را در پیوند با آموزههای اعتقادی امامیه شکل دادهاند.در کنار دو محور اصلی، عناصر ادبی نیز بهعنوان ابزار بلاغی و اقناعی، در تقویت لحن، بار عاطفی و اثرگذاری روایتها نقش داشتهاند. این عناصر با بهرهگیری از ساختارهای زبانی، تشبیه، سوگنگاری و واژگان، به انتقال مؤثر مفاهیم تاریخی در سنّت شیعی کمک کردهاند.در گام دوم، بازتاب روایتهای ثقفی کوفی در حدود شصت منبع شیعی قرون سوم تا یازدهم با دادههای آماری مقالۀ اکبری سولگان (۱۳۹۷) ردیابی و بر اساس علوم مُعین تحلیل شده است. الگوی تحلیلی بر پایۀ روش تحلیل محتواست که ابتدا گزارههای تاریخی کدگذاری شده و سپس بر اساس بسامد و نقش تفسیری به «علوم نقلی» و «علم کلام و فقه» و بخش مکمل «عناصر ادبی» تقسیم شدهاند.تحلیل کمّی برای شمارش و طبقهبندی مؤلفهها، تنظیم جداول و تحلیل مضمونی با بهرهگیری از رویکرد دوورژه (Maurice Duverger) برای تفسیر دادهها به کار رفته است (معروفی و یوسفزاده، ۱۳۸۸، ص. ۱۵؛ سرمد، ۱۳۸۶، ص. ۶۵؛ محمدی مهر، ۱۳۹۸، ص. ۹). این دو سطح تحلیل، درمجموع به تبیین تأثیر علوم مُعین در نگرش تاریخی ثقفی کوفی و بازتاب آن در حافظۀ مکتوب امامیه میپردازند. شناختنامۀ ابراهیم بن محمد ثقفی کوفیابراهیم بن محمد ثقفی کوفی، محدث و مورخ شیعۀ سدۀ سوم هجری از خاندان ثقیف کوفه بود. نیای او، سعید بن هلال، از اصحاب امام صادق(ع) شمرده میشد. منابع رجالی امامی او را تأیید و زیدی بودنش را رد کردهاند (نجاشی، ۱۴۱۶ق، ص. ۱۷؛ طوسی، ۱۴۱۷ق، ص. ۳۷؛ صفدی، ۱۴۰۲ق، ج. 6/121؛ ذهبی، ۱۴۱3ق، ج. 21/۱۱۳؛ مامقانی، ۱۴۳۱ق، ج. 4/307). مهمترین اثر وی الغارات است که غارتهای سپاه معاویه در قلمرو امام علی(ع) را گزارش میکند و متنی معتبر در تاریخنگاری امامی به شمار میرود (حرّ عاملی، بیتا، ج. 15/۱۱۴؛ مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج. 27/85؛ الربیعی، ۱۴۲۹ق، ص. ۲۱۴–۲۱۶؛ ناجی، ۱۳۸۴، ج. 9/86-87). ثقفی کوفی پساز مهاجرت به اصفهان، برای انتشار اثر المعرفة قدم برداشت و تاریخ را در خدمت تبلیغ تشیع قرار داد (نجاشی، ۱۴۱۶ق، ص. ۱۷). منابع تراجم و رجال، اطلاعاتی دربارۀ زندگی، استادان، شاگردان و آثار او ارائه کردهاند (ابنندیم، ۱۴۱۷ق، ص. ۲۷۵؛ طوسی، ۱۴۱۵ق، ص. ۲۱۴؛ حموی، ۱۴۰۰ق، ج. 1/232؛ کحاله، بیتا، ج. 1/95). با آنکه بیشتر آثارش از میان رفتهاند، فهرست بلند تألیفات او -نظیر التفسیر، المعرفة، الحجة و الإمامة- نشاندهندۀ نقش فعال وی در تولید دانش دینی است (ذهبی، ۱۴۱3ق، ج. 21/۱۱۳). تنها اثر باقیماندهاش، الغارات، پیوند روایت تاریخی با علوم و آموزههای اعتقادی را در سنّت شیعی بهروشنی نشان میدهد. توضیح جدولهای ۱ و ۲:در جدول ۱، سه مؤلفۀ کلیدی در ساختار محتوای کتاب الغارات شامل: گزارش غارات نظامی، فضایل امام علی(ع) و مواجهه با کوفیان و مخالفان استخراج شده است. بیشترین فراوانی روایات با ۲۰۲ روایت (معادل 9/61درصد) به بخش فضایل امام علی(ع) اختصاص دارد که در آنها مضامینی چون علم، دینمحوری، عدالت و حقانیت امامت بازتاب یافته است. در مقام مقایسه، گزارش غارات شامل ۹۳ روایت (معادل 5/28درصد) و کمترین فراوانی به عملکرد کوفیان و مواجهه با مخالفان با ۳۱ روایت (معادل 5/9درصد) اختصاص دارد.این ساختار محتوایی نشان میدهد که تمرکز الغارات نهتنها بر رخدادهای نظامی یا سیاسی، بلکه بر تبیین شخصیت، جایگاه معرفتی و مشروعیت دینی - سیاسی امام علی(ع) و نقد عملکرد کوفیان استوار است.تحلیل کیفی جدول ۲ نشان میدهد که الغارات بر مفاهیم برگرفته از علومی چون کلام، فقه، حدیث، تاریخ، جغرافیا، انساب و ادعیه استوار است. مباحث امامت، فتنهشناسی و مشروعیت بر کلام، عدالت و حقوق مردم بر فقه و روایت و سایر بخشها بر جغرافیای کوفه، نسبشناسی و ادبیات زیارتی تکیه دارند. این تنوع معرفتی، الغارات را در پیوند با آنچه در ادبیات معاصر «علوم یاریگر» خوانده میشود، به متنی با انسجام درونی و منطق روایتپردازانهای متمایز بدل کرده که فراتر از گزارشگری صِرف، در جایگاه متنی تأویلی و معناگرا قرار میگیرد. جدول شمارۀ ۱: تحلیل فراوانی محتوایی روایتهای الغارات بر اساس مؤلفههای کلیدی
جدول شمارۀ ۲: تحلیل علوم مُعین درگیر در روایتهای کلیدی کتاب الغارات
توضیح جدولهای ۳، ۴ و ۵:برای سنجش ساختار علوم مُعین در تاریخنگاری ابراهیم بن محمد ثقفی کوفی، مهمترین روایتهای الغارات با تمرکز بر مضامین علمی و روشی بررسی شدهاند. بهمنظور تکمیل این تحلیل، بازتاب روایتهای منسوب به ثقفی کوفی در منابع امامی قرن سوم تا یازدهم نیز تحلیل شده است. این روایات نشان میدهند که تاریخنگاری ثقفی کوفی در پیوند با شاخههای علوم مُعین -اعم از «علوم نقلی»، «علم کلام و فقه» و عناصر مکملی چون عناصر ادبی- شکل گرفته است.برخی منابع، بازتابدهندۀ این روایات -مانند ادعیه، زیارات و متون جغرافیایی- تاریخی نیستند؛ اما در سنّت امامیه کارکردی تاریخی و اجتماعی- سیاسی دارند و به فهم بهتر روش ثقفی کوفی کمک میکنند.دادهها با بهرهگیری از دادههای آماری مقالۀ اکبری سولگان (۱۳۹۷، ص. 25-28) و روش تحلیل محتوای موضوعمحور، گردآوری و تحلیل شدند؛ تلاش شده که رویکردی با ردیابی مضمونی و تطبیقی تأثیر علوم مُعین اضافه شود و بهعنوان مکمل در روایتهای ثقفی کوفی مدنظر و تحلیل قرار گیرد.جدول ۳ فراوانی علوم در حدود چهل منبع، جدول ۴ در چهارده منبع منتخب و جدول ۵ بخش مکمل و نقش عناصر ادبی را در پنج منبع نشان میدهد.فقط روایتهایی در تحلیل نهایی آمدهاند که کارکرد تاریخی یا اجتماعی - سیاسی در تبیین جایگاه اهلبیت(ع) داشتهاند.توضیح جدولهای ۶ و ۷: فقط درصد فراوانی علوم را نشان میدهند.
جدول شماره ۴: علم کلام، فقه
جدول شماره ۵: عناصر ادبی
جدول شماره ۶: نمودار دایرهای فراوانی علوم
جدول شماره ۷: نمودار میلهای فراوانی علوم تجزیهوتحلیل کمی دادهها میزان توجه به شاخصهای مفهومی و منابع دانشی در شکلدهی روایتهای تاریخی الغارات بر پایۀ سه حوزه ارزیابی شده است: در شاخصۀ نخست، یعنی علوم نقلی مستقیم، بیشترین مؤلفههای پرتکرار به مفاهیمی مانند مقایسه با منابع تاریخی منتخب و برجسته (۳۹۰ مورد با فراوانی ۴۴/۵۱درصد)، منابع حدیثی (۹۸ مورد با فراوانی ۹۳/۱۲درصد)، انساب و مناقب (۴۰ مورد با فراوانی ۲۸/۵درصد) و تاریخ (۱۹ مورد با فراوانی ۵۱/۲درصد) اختصاص یافته است. در شاخصۀ دوم، یعنی علم کلام و فقه، بیشترین تأکید بر مفاهیمی همچون علم کلام (۱۲۱ مورد با فراوانی ۹۶/۱۵درصد)، مشاهده میشود. در میان سه شاخص، کمترین میزان توجه به شاخصۀ عناصر ادبی اختصاص یافته است؛ بهگونهای که شعر احمد بن علویه اصفهانی (۳۷ مورد با فراوانی ۵۴/۱درصد)، شعر ابیالهفان المهزی، علی بن حمزه بصری و دیوان ابوطالب بن عبدالمطلب (درمجموع ۱ مورد با فراوانی ۱۳/۰درصد) را شامل میشود. تجزیهوتحلیل کیفی دادهها تحلیل کیفی دادههای تاریخنگاری ابراهیم بن محمد ثقفی کوفی نشان میدهد روایتهای وی در دو حوزۀ اصلی دانشهای نقلی (تاریخ، جغرافیا، مناقب، انساب، ادعیه، حدیث) و دانشهای کلام و فقه بررسی میشوند، همچنین شعر و قالبهای ادبی به تقویت روایی و اقناعی کمک میکنند. این ساختار، رویکرد تاریخی ثقفی کوفی و تثبیت مفاهیم شیعی را روشن میسازد.
۱- بنیانهای معرفتشناختی در تاریخنگاری شیعی در سنّت اسلامی، تاریخ وابسته به حدیث، فقه و کلام بود و در تاریخنگاری شیعی، هدف اصلی اثبات حقانیت ائمه(ع) و دفاع از ولایت است (ثقفی کوفی، ۱۳۹۵، ج. 2/۶۰۵؛ قزوینی رازی، ۱۳۵۸، ص. ۲۶۱). بررسی رویکرد ابراهیم بن محمد ثقفی کوفی در الغارات، بهعنوان نمایندۀ برجستۀ تاریخنگاری شیعی، امکان تحلیل اصول حکمرانی، نقش مکان و شخصیت و کارکرد روایت در بازنمایی هویت دینی را فراهم میکند. این نوشتار میکوشد نشان دهد که اثر وی چگونه به بازآفرینی معناهای تاریخی در چارچوب گفتمان امامیه یاری رسانده است. ۱-۱. بازتاب اصول حکمرانی و تدبیر مُلک در الغارات در گفتمان تاریخنگاری شیعی غارت، کنشی سیاسی - اجتماعی و نماد تعارض با عدالت علوی تلقی میشود؛ کنشی که افزونبر خسارتهای مادی، مشروعیت حاکمیت را نیز دچار تردید میکند. ابراهیم بن محمد ثقفی کوفی در الغارات با بهرهگیری از سنّت «غاراتنویسی»، تاریخ را دانشی در خدمت دفاع از ولایت علوی بازنمایی میکند. این شیوه، از فنون کهن تاریخنگاری امامی است و به ثبت و تحلیل یورشهایی میپردازد که سپاه معاویه پساز جنگ نهروان در قلمرو حکومت امام علی(ع) انجام داد؛ موضوعی که نزد راویانی چون ابومخنف (۱۵۷ق)، کلبی (۲۰۴ق)، مدائنی (۲۲۵ق)، منقری (۲۱۲ق) و ثقفی کوفی (۲۸۳ق) جایگاهی ویژه یافته است. تفاوت ثقفی کوفی در آن است که وی، افزونبر ثبت رخدادها، با ترسیم سیرۀ امام علی(ع) و برجستهسازی تقابل حق و باطل، حکمرانی علوی را در برابر سیاست اموی تبیین مینماید. در این چارچوب، دو گونه حکومت به تصویر کشیده میشود: یکی بر پایۀ عدالت، زهد و مسئولیت الهی که در رفتار امام علی(ع) و سلوک او با مردم نمود دارد؛ و دیگری مبتنیبر سرکوب، قدرتطلبی و بهرهگیری ابزاری از دین، چنانکه در عملکرد معاویه و کارگزارانی چون بسر بن ابیارطاه و ضحاک بن قیس مشهود است (ثقفی کوفی، ۱۳۹۵، ج. 1/۴۴، ج. 2/۵۹۴). ثقفی کوفی با نقل حدیث «من فارق علیاً فقد فارقنی» رابطۀ میان امام علی(ع) و پیامبر(ص) را نشانۀ پیوند امامت با حقیقت وحی معرفی میکند (ثقفی کوفی، ۱۳۹۵، ج. 2/521). در مقابل، معاویه با عباراتی چون «سفک الدماء بغیر حلّها» میکوشد با استفاده از زبان دین، خشونت را موجه سازد (ثقفی کوفی، ۱۳۹۵، ج. 2/383). حال آنکه در مجلس او، امام با عنوانهایی چون «اعلم» و «افضل» ستایش میشود (ثقفی کوفی، ۱۳۹۵، ج. 2/549). همسوی با این موضوع، ثقفی کوفی در روایتهای خود، به روشهای حکمرانی معاویه، جذب حامیان و تدابیر او برای تضعیف حکومت امام توجه دارد؛ ازجمله گزارش میکند که معاویه با اعطای مناصب کلیدی مانند واگذاری مصر به عمرو بن عاص (ثقفی کوفی، ۱۳۹۵، ج. 1/367)، اختیار انتخاب هر شهر به سفیان بن عوف (ثقفی کوفی، ۱۳۹۵، ج. 2/468) و پیشنهاد حکومت عراقین به بزرگان قبیلهای (ثقفی کوفی، ۱۳۹۵، ج. 1/213-214)، به تطمیع گسترده دست میزد و از مخالفان امام نیز حمایت میکرد (ثقفی کوفی، ۱۳۹۵، ج. 1/274). از منظر نظامی، معاویه غارات را بهمنزلۀ ابزاری در جنگ روانی به کار میگرفت. ثقفی کوفی روایت میکند که ضحاک بن قیس مأمور غارت بادیهنشینان تابع امام شد (ثقفی کوفی، ۱۳۹۵، ج. 2/421) و سفیان بن عوف مأمور پیشروی تا هیت و انبار و چپاول مردم گشت (ثقفی کوفی، ۱۳۹۵، ج. 2/466-467). فراتر از این، معاویه کوشید با مشروعیتسازی دینی، اَعمال خود را منطبق بر ارادۀ الهی جلوه دهد؛ چنانکه فتح مصر را نصرت الهی خواند (ثقفی کوفی، ۱۳۹۵، ج. 1/272-273) و در نامهای به امام مدعی شد که خدا او را برای خلافت برگزیده است (ثقفی کوفی، ۱۳۹۵، ج. 2/491). در برابر این سیاستها، ثقفی کوفی با تأکید بر فضایل امام علی(ع)، تصویری اخلاقی و الهی از حکمرانی علوی ارائه میدهد؛ حکومتی مبتنیبر عدالت، زهد و مشروعیت الهی. جنگ نهروان در این چارچوب نقطۀ عطفی است. ثقفی کوفی از قول امام میآورد: «ای مردم، بدانید که من بودم که چشم فتنه را از بن کندم و جز من کسی دیگر جرئت انجام این کار را نداشت» (ثقفی کوفی، ۱۳۹۵، ج. 1/6). در الغارات، افزونبر روایات نقلمحور دربارۀ اطاعت برخی یاران امام، نشانههایی از داوری اجتماعی نیز دیده میشود؛ ازجمله بازتاب دگرگونی روحیۀ جهادی کوفیان پساز نهروان (ثقفی کوفی، ۱۳۹۵، ج. 1/27) و تفسیر ایثارگری اشرس بن حسان بکری در پرتو آیۀ ﴿فَمِنْهُم مَّن قَضى نَحْبَهُ...﴾ (احزاب/۲۳) (ثقفی کوفی، ۱۳۹۵، ج. 2/269). تقابل میان اطاعت ابوایوب انصاری، سعید بن قیس و زیاد بن خصفه (ثقفی کوفی، 1395، ج. 1/۲۹۲؛ ج. 2/۴۷۸–۴۷۹، ۴۹۶، ۶۳۷–۶۳۸) با سکوت عمومی کوفیان و دهها روایت از نافرمانی ایشان (ثقفی کوفی، 1395، ج. 1/۲۴، ۲۷، ۳۳، ۳۵، ۴۳، ۲۹۰–۲۹۱، ۲۹۷–۲۹۸، ۳۱۵–۳۱۶؛ ج. 2/۴۲۳، ۴۳۰، ۴۷۰، ۴۷۴–۴۷۷، ۴۸۳، ۴۸۸، ۴۹۴، ۶۲۳–۶۲۵)، است. ثقفی کوفی در توصیف شامیان نیز از تعابیری چون اهل باطل، کفر، ظلم و غارتگر بهره گرفته است (ثقفی کوفی، 1395، ج. 1/۱۰، ۳۵، ۲۹۵؛ ج. 2/۴۷۶، ۴۸۳، ۵۱۲، ۶۳۶). ثقفی کوفی وفادار به سنّت نقلمحور تاریخنگاری عراق بود؛ اما در چینش روایتهایش داوریهای اجتماعی و سیاسی را نیز وارد کرد. در خطبههای امام(ع)، مفاهیمی چون «حق»، «صبر» و «فتنه» برجسته شده که نشاندهندۀ تأکید او بر گفتمان سیاسی - اخلاقی امام(ع) است و وی را از برخی راویان کوفی با گرایشهای قبیلهای متمایز میسازد (ثقفی کوفی، 1395، ج. 1/28، 156-210؛ ج. 2/477، 483، 636). ثقفی کوفی برخلاف بسیاری از تاریخنگاران عراقی که تعصب بر شهر و قبیله داشتند، نقدی جدی به تعلل و نافرمانی کوفیان از امام و خلیفه ارائه کرده است (ثقفی کوفی، 1395، ج. 1/516). این نافرمانی در دو دسته گزارش شده: روایاتی دربارۀ سرپیچی مردم کوفه و گزارشهایی که نارضایتمندی امام(ع) از آنان را نشان میدهد. با توجه به اهمیت اطاعت از امام(ع) در اعتقادات شیعیان اثنیاعشری، این موضوع بارها تکرار شده است. ثقفی کوفی روایات فراوانی از همراهی نکردن کوفیان در جهاد با شام نقل کرده است؛ امام(ع) شامیان را اهل باطل و کفر و آنان را به ظلم و تجاوز متهم میکند (ثقفی کوفی، 1395، ج. 1/24، 27، 33، 35، 43؛ ج. 2/423، 430، 453، 470، 474-477، 483، 488، 494، 554، 623-625). اهداف جهاد امام شامل ریشهکن کردن ستمگران، دفاع از سرزمین و جلوگیری از ذلت است. همچنین، ثقفی کوفی با ذکر بهانههایی مانند شکایت از سرما و گرما، نافرمانی کوفیان را توجیه کرده است (ثقفی کوفی، 1395، ج. 1/24، 27، 314؛ ج. 2/476، 483، 636). جزئیات این گزارشها زمینه را برای فهم علل این نافرمانی فراهم میکند. در توصیف سیرۀ امام، ثقفی کوفی بر عدالت حتی در جنگ تأکید میکند و نقل میکند: «جز با کسی که با تو میجنگد، نجنگ؛ زخمی را نکش، چارپایی را مگیر، آب مردم را تصرف مکن و با مسلمان و غیرمسلمان به عدالت رفتار کن» (ثقفی کوفی، 1395، ج. 2/۶۲۸). ازسویدیگر، مهاجرت ثقفی کوفی از کوفه به اصفهان با هدف نشر معارف اهلبیت(ع) انجام شد؛ اقدامی که نشاندهندۀ تعهد وی به ترویج عقاید امامی است. سوگند وی به انتشار اثر در اصفهان، نشانهای از استواری عقیدتی اوست (نجاشی، ۱۴۱۶ق، ص. ۱۷؛ ذهبی، ۱۴۱۳ق، ج. 21/۱۱۲؛ مامقانی، ۱۴۳۱ق، ج. 4/۳۰۷؛ رحمتی، ۱۳۹۲، ص. ۵۳). غارتهای سازمانیافته در عصر معاویه، به گمان برخی پژوهشگران، تلاشی ناآگاهانه برای حذف عدالت علوی و نماد روشنی از انحراف قدرت در غیاب عدالت به شمار میروند (آیینهوند، ۱۳۷۷، ج. 1/۵۰۲). در چنین ساختاری، مشروعیت نه بر پایۀ فضیلت و شایستگی، بلکه بر مبنای غلبه، منفعتطلبی و تداوم سلطۀ فردی تعریف میشود و حکومت به ابزاری برای بهرهکشی و تحکیم قدرت بدل میگردد. در برابر این الگو، ابوهلال تصویری از حکومتی دینی، مسئولانه و عدالتمحور ترسیم میکند که امام علی(ع) نماد آن است؛ حکومتی که بر اصولی چون زهد، صبر، یقین و اهتمام به منافع عمومی استوار است (ثقفی کوفی، ۱۳۹۵، ج. 1/۱۳۵–۱۳۷، ۱۴۰–۱۴۱؛ ج. 2/۴۷۴–۴۷۵، ۵۰۲–۵۰۳). امام علی(ع) در برابر مظاهر کفر، شک، نفاق، هوس و طمع، اصلاح نفس، بردباری و انصاف را بنیان اتحاد و پیشرفت جامعه میداند (ثقفی کوفی، 1395، ج. 1/۱۴۲–۱۴۶). ثقفی کوفی با نقل آموزههایی همچون پرهیز از سوگند دروغ (ثقفی کوفی، 1395، ج. 1/۱۰۵، ۱۱۰)، کمفروشی (ثقفی کوفی، 1395، ج. 1/۱۱۲)، انفاق (ثقفی کوفی، 1395، ج. 1/۷۶–۷۷)، ستایش خداوند (ثقفی کوفی، 1395، ج. 1/۱۵۶–۱۵۹)، اقامۀ نماز بهموقع (ثقفی کوفی، 1395، ج. 2/۶۲۵–۶۳۴)، جهاد (ثقفی کوفی، 1395، ج. 2/۴۷۵) و اهمیت دانش (ثقفی کوفی، 1395، ج. 1/۱۴۹–۱۵۱) تأکید دارد که حکمرانی امام علی(ع) بر پایۀ اصولی استوار است که تداوم حکومت، اصلاح اخلاقی و رفاه امت را تضمین میکند. بدینسان، الغارات تصویری دوگانه از حکمرانی ترسیم مینماید: یکی بر مدار عدالت، ایمان و مصالح عمومی و دیگری مبتنیبر قدرتطلبی و منافع شخصی. در الغارات، ابراهیم بن محمد ثقفی کوفی با بهرهگیری از سنّت نقلمحور و رویکردی نقادانه، تاریخ را به ابزاری برای دفاع از گفتمان ولایت و اثبات حقانیت امام علی(ع) بدل میسازد. او فراتر از گزارش صرفِ رخدادها، به ترسیم مرزهای حق و باطل، عدالت و ظلم، و ایمان و دنیاطلبی میپردازد؛ چنانکه برخی پژوهشگران نیز به نقش مذهب در سازماندهی جامعه اشاره کردهاند (احمدوند و بیگدلو، ۱۴۰۲، ص. ۱۹؛ پروانه و همکاران، ۱۳۹۹، ص. ۳)، الغارات را میتوان نمونهای برجسته از تاریخنگاری شیعی دانست که در خدمت هویتسازی مذهبی و بازنمایی الگویی الهی از تدبیر مُلک قرار میگیرد. این اثر، نهتنها گزارشی تاریخی، بلکه بازسازی الگوی آرمانی حکمرانی دینی بر بنیاد آموزههای علوی و نقدی ساختاری بر سلطهجویی اموی است. ۲-۱. عدالتخواهی و آرمانگرایی در منظومۀ معرفتشناختی الغارات، ابراهیم بن محمد ثقفی کوفی با تأکید بر عدالتخواهی، دینداری و التزام به سنّت نبوی، تصویری الهی- انسانی از امام علی(ع) ارائه میدهد که در تقابل بنیادین با گفتمان قدرت اموی قرار دارد. وی با نقل روایتهایی چون تقسیم برابر بیتالمال، امتناع از ویژهخواری برای خویشان، قضاوت شریح به زیان امام و انتقاد صریح از روشهای معاویه، الگویی بدیل از حکومت دینی ترسیم میکند که بر شفافیت، مساوات و وفاداری به آموزههای نبوی مبتنی است (ثقفی کوفی، ۱۳۹۵، ج. 1/۴۶، ۶۷، ۷۰؛ ج. 2/۱۲۵، ۵۴۷). در این چارچوب، عدالت نه توصیهای اخلاقی، بلکه ساختاری عینی و منسجم در سازمان سیاسی و اقتصادی حکومت علوی است؛ ساختاری که در تقابل با سیاستهای تبعیضآمیز و منفعتطلبانۀ امویان بهویژه در حوزۀ بیتالمال، وجهی انتقادی و اصلاحگرانه مییابد. ثقفی کوفی همچنین با برجستهسازی توصیههای امام به کارگزاران خویش در موضوعهایی چون رعایت حقالناس، تقوای فردی، عدالت در قضاوت، مدارا با مردم و حتی رعایت حقوق حیوانات، تلاش میکند شایستگی امام برای خلافت را نهفقط از منظر نَسب یا سابقه، بلکه بر پایۀ شاخصهای دینی و انسانی اثبات کند (ثقفی کوفی، ۱۳۹۵، ج. 1/۱۲۶–۱۲۹؛ ج. 2/۲۴۸–۲۴۹). در این روایات، سیرۀ امام بهمثابۀ نقدی صریح بر خلافت مستقر و نمونهای آرمانی از حکومت حقمحور و مردمی بازنمایی میشود. در همین راستا، روایتهای ثقفی کوفی از نهضتهایی چون قیام امام حسین(ع) و مختار ثقفی، فقط بازگویی رخدادها نیست، بلکه حاوی ارزشگذاریهای هویتی و معرفتشناختی است که مخاطب را به داوری دربارۀ مشروعیت سیاسی و معیارهای حکومت دینی سوق میدهد (ثقفی کوفی، ۱۳۹۵، ج. 1/۳۰۸؛ ج. 2/۵۱۷، ۵۸۷، ۵۹۶، ۶۳۸). از این منظر، الغارات، نهفقط اثری روایی، بلکه بخشی از سنّت تاریخنگاری شیعی در دورۀ تکوین است که با هدف بازشناسی حق از باطل و بازسازی هویت امامی در برابر تحریف خلافت شکل گرفته، سنّتی که از ابومخنف و منقری آغاز شده و در سدههای بعد استمرار یافته است. ۳-۱. نگاه تکاملی به حرکت تاریخ در گفتمان دینی، اندیشۀ تکامل تاریخی بر آن است که انسان، تاریخ را بستر شکلدهی به زندگی خویش بداند و حیات بشری چیزی جز تداوم تاریخ نیست (رادمنش، ۱۳۸۷، ص. 28-32). متفکران امامی نیز با تلقی خطی و غایتمند از تاریخ، بر نقش عوامل تمدنساز چون عدالتورزی و مبارزه با اشرافیت تأکید کردهاند (قزوینی رازی، ۱۳۵۸، ص. ۳۱۵؛ ثقفی کوفی، ۱۳۹۵، ج. 1/2۴، 31۴). در این چارچوب، تاریخ با ظهور مهدی(عج) به نقطۀ کمال میرسد؛ ازاینرو اندیشمندان امامی در اثبات تولد و غیبت حجت بن الحسن(ع) کوشیدهاند (قزوینی رازی، ۱۳۵۸، ص. ۲۸–۲۹؛ مسعودی، ۱۴۰۴ق، ج. 2/۵۹۸؛ مفید، ۱۳۹۶، ج. 2/۴۹۷). در همین راستا در الغارات روایتی منسوب به امام علی(ع) آمده است: «پس خداوند فتنه را بهوسیلۀ مردی از ما اهلبیت پایان میدهد» (ثقفی کوفی، ۱۳۹۵، ج. 2/۶۷۸). این روایت، که در متون کلامی امامیه آمده، بر نقش امام دوازدهم در تحقق عدالت نهایی و اصلاح بنیادین نظم جهان دلالت دارد. از منظر شیعه، امام در پایان دوران، با رجعت، دشمنان آل محمد(ع)، ازجمله بنیامیه، انتقام تاریخی از ستمگران را محقق میسازد: «و یزعمون أنّه سیعاد قوم بأعیانهم... و ینتقم من أعداء آل محمد(ع) المتقدّمین و المتأخّرین» (ثقفی کوفی، 1395، ج. 2/678). همسوی با این موضوع، ثقفی کوفی نیز بر تکامل شریعت و لزوم التزام به احکام اسلامی چون نماز و زکات تأکید کرده و اسلام را دین تمامشدهای برای تعالی تمدنها دانسته است (ثقفی کوفی، ۱۳۹۵، مقدمه، ص. ۶۵). به باور متفکران شیعی، این سِیر از بعثت پیامبران اولوالعزم آغاز شده و با نزول قرآن به نقطۀ اوج رسیده است؛ قرآنی که ابتدا مخاطبانی محدود داشت؛ اما با خطابهایی چون «یَا أَیُّهَا النَّاس» به پیامآور جهانی خردورزی بدل شد (ثقفی کوفی، ۱۳۹۵، ج. 2/۹۱۹). تاریخنگاری ثقفی کوفی بازتابدهندۀ سیر تحولی است که در چارچوب تبیین رسالت انبیا و تبیین جایگاه تاریخی امامان(ع) معنا و انسجام مییابد. این نگرش تکاملی، نهتنها در اثر ثقفی کوفی، بلکه در منظومۀ تاریخنگاری شیعی جایگاهی محوری و بنیانساز دارد. ۲. روششناسی تاریخی تاریخنگاری ثقفی کوفی بازتاب نگرش معرفتشناختی و هدایتی اوست که بر پایۀ ایمان و آموزههای شیعی سامان یافته است. در الغارات، علومی چون انساب، جغرافیا، حدیث و ادعیه با رویکردی عقلانی، در خدمت بازنمایی هویت شیعی و مشروعیت حکومت علویاند. این دانشها همچون اجزای یک گفتمان، برای معنابخشی به تاریخ به کار رفتهاند، نهفقط اطلاعرسانی. در چارچوب نظریۀ «نسبت طولی علم و دین» طه عبدالرحمن (1997م، ص. 253)، روایت دینی ثقفی کوفی نمونهای از منطق درونی تاریخنگاری شیعی در مکتب عراق است که افقی تازه برای فهم پیوند دانش و تاریخ میگشاید (گیپ، 1361، ص. 32؛ الدوری، 1986م، ص. 50-57؛ حضرتی، 1393، ص. 69؛ پاکتچی، 1392، ص. 27). ۱-۲. علوم نقلی علوم نقلی همچون تاریخ، جغرافیا، حدیث، انساب، مناقب، ادعیه و زیارات، بخشی از منظومۀ علوم مُعین به شمار میآیند که در این پژوهش، همراه با سنجش روایات در قیاس با سایر منابع، بهعنوان عناصر بنیادین در شکلدهی به روایت تاریخی ثقفی کوفی تحلیل شدهاند. این علوم نقشی اساسی در تبیین، اعتباربخشی و معناپردازی روایتها ایفا میکنند؛ برای مثال، جغرافیا در مکانمندی معنا، و حدیث در اصالتبخشی به روایت مؤثر است. علوم نقلی در سنّت ثقفی کوفی، ابزارهایی برای مستندسازی و معناپذیری تاریخی به شمار میآیند. ثقفی کوفی با اتخاذ رویکردی حدیثمحور به تاریخنگاری (ثقفی کوفی، ۱۳۹۵، ج. 1/۱۹۱)، روایتهای خود را در قالب و زبان حدیثی، صورتبندی کرده است؛ موضوعی که میتوان بازتاب آن را در آثار ناقلان متأخر مشاهده کرد. برای نمونه، روایت «شیرخوارگی پیامبر(ص) نزد حلیمه سعدیه» که در الکافی کلینی (۱۴۰۷ق، ج. 2/۴۶۱–۴۶۲) و بصائر الدرجات صفار قمی (۱۴۰۴ق، ج. 1/۴۰۷) آمده، گزارشی تاریخی است که همزمان با اتکا به سیره، فضایل ذاتی پیامبر(ص) را اثبات میکند. همچنین، احادیثی دربارۀ «صحابۀ منافق» در تأویل الآیات الظاهرة استرآبادی (۱۴۰۹ق، ص. ۲۳۶) و تهذیب الأحکام طوسی (۱۴۰۷ق، ج. 6/۳۲۷) بازتابدهندۀ نگاه انتقادی ثقفی کوفی به تاریخ رسمی خلافت است. همسوی با این رویکرد، ثقفی کوفی در الغارات با نقل حدیث «مَن کُنتُ مولاه فهذا علی مولاه» (ثقفی کوفی، ۱۳۹۵، ج. 2/۶۵۹) و استناد به آیۀ: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنکُمْ» (نساء/۵۹) (ثقفی کوفی، ۱۳۹۵، ج. 1/۱۹۶–۲۰۰) ولایت امام علی(ع) را بهعنوان اولیالامر اثبات و مشروعیت معاویه را رد میکند. نامۀ قیس بن سعد به معاویه، ولایت امام بر مصر را تأیید میکند (ثقفی کوفی، ۱۳۹۵، ج. 1/۲۱۶) و در نقلقولی دیگر، امام بهعنوان راهنمای برتر معرفی شده است (ثقفی کوفی، ۱۳۹۵، ج. 2/۵۴۹). روایاتی همچون «سید المسلمین بعد رسول الله» (ثقفی کوفی، ۱۳۹۵، ج. 1/۲۱۱؛ ج. 2/296، 325) بر افضلیت امام تأکید دارند. در بخشی دیگر از الغارات، امام علی(ع) با ذکر نسب اهلبیت به پیامبران پیشین («نحن أهل البیت آل إبراهیم المحسودون») و استناد به آیات دربارۀ فضایل آنان («اختارنا اللَّه و اصطفانا و جعل النّبوّة فینا») جایگاه و شایستگی اهلبیت(ع) را اثبات میکند (ثقفی کوفی، ۱۳۹۵، ج. 1/۱۹۹). ابوهلال، با گرایش به رویکرد فضیلتمحور میکوشد مکانهایی چون کوفه و رود فرات را در چارچوب مفاهیم دینی و اسطورهای تعریف کند؛ چنانکه در برخی آثار منسوب به او –ازجمله فضل الکوفة و من نزلها من الصحابة– شهر کوفه نهتنها بهمثابۀ محل سکونت صحابه، بلکه در جایگاهِ شهری با منزلت دینی معرفی شده است (نجاشی، ۱۴۰۷ق، ص. ۱۷؛ طوسی، ۱۴۱۷ق، ص. ۱۳). این اثر امروزه در دست نیست؛ اما اشاراتی در الغارات نشان میدهد که فضیلت کوفه نزد ثقفی کوفی است؛ روایاتی که مکان را به حامل معنا و پیام تبدیل میکنند. در نمونهای دیگر، روایتهایی که ابنعدیم در بغیة الطلب از ثقفی کوفی دربارۀ رود فرات نقل کرده، گواه آن است که وی از عناصر فراتمدار در الهیات شیعی بهره برده و سرچشمه داشتن فرات از سدرة المنتهى را نشانهای از اتصال آن به عالم قدس میداند (ابنعدیم، بیتا، ج. 1/۳۶۵، ۳۶۸، ۳۷۱). اهمیت مکان در تاریخنگاری شیعی به ابوهلال محدود نیست و نزد یعقوبی نیز مشهود است. او با تأکید بر موقعیتهای جغرافیایی، مکان را بخشی از نظم الهی و تاریخ مقدس میداند، تا آنجا که برخی او را «معلم جغرافیای جهانی اسلام» خواندهاند (عزیزی، ۱۳۹۱، ص. ۷۸). در این چارچوب، مکانهایی چون کوفه، مدینه و کربلا که با آیینهای شیعی پیوندی ژرف دارند، به رسانههایی برای تثبیت مشروعیت تاریخی، انتقال ارزشهای اعتقادی و تقویت حافظۀ جمعی امامیه بدل میشوند. کنش تاریخنگارانۀ ثقفی کوفی فراتر از گزارشگری وقایع، به تولید معنا و تعیین جایگاه معرفتی این مکانها در چارچوب سنّت امامی میانجامد (ثقفی کوفی، ۱۳۹۵، ج. 2/۲۹۲؛ ترکمنی آذر، ۱۳۹۲، ص. ۲۹–۳۰). ثقفی کوفی در الغارات نقل میکند که امام صادق(ع) فرمود: «هرکس امیرالمؤمنین علی(ع) را بشناسد و با معرفت زیارت کند، خداوند بهازای هر قدمش حج و عمرهای مقبول مینویسد و هرکه پایش در زیارت علی(ع) خاکی شود، از آتش جهنم ایمن است» (ثقفی کوفی، ۱۳۹۵، ج. 2/۸۵۴). این روایت بازتابدهندۀ جایگاه ویژۀ زیارت در سنّت امامیه است که علاوهبر بُعد عبادی، پیوند هویتی و تاریخی میان زائر و اهلبیت(ع) برقرار میکند. این مضامین در آثار دیگر مانند کامل الزیارات ابنقولویه نیز دیده میشوند (ابنقولویه، 1417ق، ص. ۱۸۶). در تحلیل تطبیقی حاضر، شماری از منابع تاریخی سدههای سوم تا پنجم هجری انتخاب شدهاند که سه ویژگی مشترک دارند: نخست، مشتمل بر روایتهایی دربارۀ مواضع کوفیان، غارات و فضایل امام علی(ع)؛ دوم، بازتابدهندۀ گرایشهای متنوع مذهبی و کلامی، ازجمله شیعی، سنی و طیفهای میانهرو؛ سوم، برخوردار از مرجعیت یا تأثیرگذاری در سنّت تاریخنگاری اسلامی. بر این پایه، آثاری چون تاریخ الطبری، أنساب الأشراف بلاذری، اخبار الطوال دینوری، الإمامة و السیاسة ابنقتیبه، تاریخ یعقوبی و الغارات ثقفی کوفی تحلیل شدهاند. بررسی مستقیم این متون و استخراج دادههای سه محور اصلی -مواضع کوفیان در قبال امام، گزارشهای غارات و نیز فضایل علوی- نشان میدهد که این روایتها بازتابی همگون از واقعیتهای تاریخی نیستند؛ بلکه متأثر از جهتگیریهای کلامی، هویتی و سیاسی مؤلفان شکل گرفتهاند. در منابع شیعی چون تاریخ یعقوبی و الغارات ثقفی کوفی، روایتها با تأکید بر مظلومیت و فضایل امام، ساختاری هویتی و اعتقادی یافتهاند. یعقوبی با نگاهی همدلانه، فضایل امام را برجسته میسازد (یعقوبی، بیتا، ج. 2/۱۹۳–۲۰۹) و ثقفی کوفی با روایاتی تفصیلی، مواضع کلامی و دغدغههای سیاسی شیعیان نخستین را بازنمایی میکند (ثقفی کوفی، ۱۳۹۵، ج. 1/۶–۷، ۱۴۹–۱۵۱، ۳۰۲، ۳۴۰؛ ج. 2/۲۵، ۴۷۷، ۵۰۸، ۶۳۶). در مقابل، منابع سنی چون تاریخ طبری و أنساب الأشراف بلاذری بیشتر بر مخالفتهای کوفیان و تحولات نظامی تمرکز دارند و فضایل امام را محدودتر بازتاب دادهاند (طبری، بیتا، ص. 67-103؛ بلاذری، ۱۳۹۴ق، ج. 2/۳۸۰–۴۷۷). این رویکرد را میتوان حتی در الفتوح ابناعثم کوفی که ازسوی برخی بهعنوان تاریخنگاری شیعی شناخته شده، مشاهده کرد؛ اثری که در آن، بُعد نظامی و غارتها بر فضایل امام علی(ع) غلبه یافته است (ابناعثم کوفی، ۱۴۱۱ق، ج. 4/2۱۹–۲۵۷). در میان منابع سنی با رویکرد میانهرو، اخبار الطوال دینوری و الإمامة و السیاسة ابنقتیبه تلاش کردهاند روایتی متعادلتر ارائه دهند. دینوری با تمرکز بر وقایع کلیدی، تصویری غیرخصمانه از امام عرضه میکند (دینوری، ۱۹۶۰م، ص. ۲۱۱–۲۱۲)، و ابنقتیبه، باوجود حذف برخی رخدادها مانند غارات، در نقل فضایل رویکردی نسبتاً متوازن دارد (ابنقتیبه،1410ق، ج. 1/۱۷۰–۱۷۸). در این میان، الغارات ثقفی کوفی جایگاهی ممتاز دارد؛ زیرا افزونبر جامعیت در ثبت غارات، با رویکردی شیعی و کلامی، روایتی هدایتگر، ایدئولوژیک و هویتی از عصر امام علی(ع) ارائه میدهد (ثقفی کوفی، ۱۳۹۵، ج. 1/۶–۷، ۱۴۹–۱۵۱، ۳۰۲، ۳۴۰؛ ج. 2/۲۵، ۴۷۷، ۵۰۸، ۶۳۶). این تاریخنگاری فقط بازتاب رویدادها نیست، بلکه تلاشی در جهت بازسازی و تثبیت هویت شیعی در دوران تکوین است. چنین رویکردی بر تحلیلهایی استوار است که از معرفتهای اعتباریِ برخاسته از تجربه مورّخ در جامعه نشئت میگیرد و بر فهم تاریخی تأثیر میگذارد (طباطبایی، ۱۳۳۲، ج. 2/۲۰۸؛ پهلوان، ۱۳۸۶، ص. ۴۱؛ دوریته، ۱۳۹۰، ص. ۳۷۳). افزونبر این، با بهرهگیری از علومی چون حدیث، تاریخ و جغرافیا، در راستای نهادینهسازی تاریخ شیعی عمل میکند. ۲-۲. علم کلام و فقه در منظومۀ تاریخنگاری ثقفی کوفی، علوم مُعین با رویکرد تبیینی -بهویژه علم کلام و فقه- نقشی بنیادین در تبیین باورهای دینی و شکلدهی به چارچوب مفهومی و روشی روایت تاریخی ایفا میکنند. در این میان، علم کلام جایگاهی محوری در آثار ثقفی کوفی دارد. او با اتکا به آموزههای اعتقادی شیعه، تاریخ را نهفقط بازتاب رخدادهای گذشته، بلکه عرصهای برای اثبات حقانیت امامت و دفاع از مشروعیت اهلبیت(ع) تلقی میکند (ثقفی کوفی، ۱۳۹۵، ج. 2/۴۱۲). چنین رویکردی، روایت تاریخی را به ابزاری در خدمت گفتمان اعتقادی بدل میسازد. این جهتگیری را بهروشنی میتوان در نقلهایی چون وصایت پیامبر(ص) به امام علی(ع) که در آثاری همچون الخرائج و الجرائح راوندی (۱۴۰۹ق، ج. 2/۸۰۰–۸۰۳) و کشف المحجة ابنطاووس (۱۳۷0ق، ص. ۱۳۵) آمده است، مشاهده کرد. همچنین، تأکید بر کاربرد عنوان «امیرالمؤمنین» برای امام علی(ع) در عصر نبوی چنانکه در الیقین ابنطاووس (۱۴۱۳ق، ص. ۱۹۴–۲۰۸) گزارش شده، نشاندهندۀ بهرهگیری هدفمند از منابع تاریخی در نقد خلافت و تبیین انحراف از سیرۀ نبوی است. همسوی با این موضوع، ابوهلال در الغارات از حدیث «هرکه از من جدا شد، از خدا جدا شده و هرکه از علی جدا شد، از من جدا شده» بهره میگیرد تا پیوند وثیق میان پیامبر(ص) و امام علی(ع) و نیز ارتباط انسان کامل با حقیقت الهی را تبیین کند (ثقفی کوفی، ۱۳۹۵، ج. 2/۵۲۱). همچنین در گزارشی از مجلس معاویه، امام علی(ع) با عنوانهایی چون «سیّد عرب، امام امت، أعلم، أجمل، أفضل، أکمل و أحکم» توصیف میشود (ثقفی کوفی، ۱۳۹۵، ج. 2/۵۴۹). مجموعۀ این شواهد مؤید آن است که ثقفی کوفی تاریخ را در چارچوبی کلامی و اعتقادی میفهمد و بازنمایی میکند. ۳-۲. عناصر ادبی در منظومۀ معرفتی ابوهلال ثقفی کوفی، عناصر ادبی بهویژه شعر، نقش مهمی در معناپردازی و شکلدهی هویت امامیه ایفا میکنند. شعر در الغارات، فراتر از کارکرد زیباییشناسانه، با مفاهیمی چون امامت، عدالت، وفاداری و مظلومیت پیوند میخورد و به ابزاری کارآمد در گفتمان دینی و تاریخی شیعه تبدیل میشود. این رویکرد ریشه در سنّت دیرپای شعر شیعی دارد که از حسان بن ثابت و کمیت اسدی تا سید حمیری امتداد یافته و در متون روایی و تاریخی حضور برجستهای یافته است (علامه امینی، 1428ق، ص. 148؛ ضیف شوقی، 1119م، ص. 17، 327؛ آیینهوند، 1369، ص. 62). از قرن سوم هجری به بعد، علوم ادبی در میان دانشها، بهویژه در تاریخنگاری شیعی، جایگاهی بنیادین یافتند. احمد بن علویه اصفهانی (متوفی ۳۱۰ق) از چهرههای برجسته این حوزه است که ثقفی کوفی او را لغوی، شاعر و ادیبی فرهیخته معرفی میکند. او پساز تدریس در حلقههای علمی، به دربار آل دُلَف راه یافت و قصیدهای هزار قافیهای با مضامین شیعی سرود. یاقوت حموی نیز از تألیف هشت کتاب دعا توسط او یاد کرده است که بیانکنندۀ پیوند ادبیات، دین و تاریخنگاری است (ثقفی کوفی، ۱۳۹۵، مقدمه، ص. 43-49). در الغارات، جایگاه شعر در منظومۀ معرفتی ثقفی برجسته است. روایت ابوهلال، تلفیقی از نثر، شعر و نسبشناسی است که تاریخ را به متنی چندلایه، ادبی، عاطفی و معرفتی بدل میکند. این اثر با بهرهگیری از آرایههای بلاغی، بیانی و ارجاعات قرآنی، در پی اثبات حقانیت اهلبیت(ع) و نقد غارات معاویه در قلمرو امام علی(ع) است. تکرار عباراتی چون «نحن الأمة المسلمة» و «نحن أهل هذه الدعوة» برتری خاندان پیامبر(ص) را نشان میدهد و تقابلهایی مانند «عهد اللَّه» و «نقض عهد اللَّه» مرز حق و باطل را ترسیم میکند. تغییر ضمایر، مخاطب را به مشارکت معنایی فرامیخواند و پرسشهای انکاری چون «آیا جز خدا، ای معاویه، پروردگاری میجویی؟» در نفی مشروعیت خصم به کار رفتهاند. سجع، جناس و دیگر آرایههای لفظی نیز بر غنای بلاغی متن افزودهاند (ثقفی کوفی، ۱۳۹۵، ج. 1/۲۰۰). ابوهلال با بهرهگیری از آرایههای بلاغی و ارجاعات قرآنی، بر فصاحت و غنای معنایی متن میافزاید. تکرار واژگانی چون «ملّته»، «اللَّه»، «إبراهیم»، «آل إبراهیم»، «أطعنا» و «سمعنا» جایگاه اهلبیت(ع) را در هدایت امت برجسته میسازد. تقابلهایی مانند «الدنیا»/«الآخرة» و «سمعنا و أطعنا»/«سمعنا وهم لایسمعون»، تمایز ایمان و نفاق را نشان میدهد. پرسشهای انکاری چون «أفترغب عن ملّته؟» و «أم غیرَ الحکمِ تبغی حکمًا؟» نیز در رد دیدگاههای معاویه و اثبات حقانیت اهلبیت(ع) به کار رفتهاند. استناد به آیات وحی، بُعد استدلالی متن را تقویت و وراثت معنوی اهلبیت(ع) را استمرار راه پیامبران معرفی میکند (ثقفی کوفی، ۱۳۹۵، ج. 1/۲۰۱). در شرح خطبۀ طارق، ثقفی نثری تأثیرگذار نقل میکند که ظلم و بیداد را نکوهش میکند: «به خدا سوگند برنخاستم تا آنکه گمان بردم در آن هنگام که او آنگونه ستم را آشکار ساخت، درون زمین برایم دوستداشتنیتر از سطح آن است» (ثقفی کوفی، ۱۳۹۵، ج. 2/543). سپس شعری از لبید بن عطارد آورده شده که سکوت مردم در برابر خطیب دادخواه را به تصویر میکشد: «با روزگار علیه خطیب نباشید؛ او در میان مردم با خطبه در مجالس بانگ برآورد» (ثقفی کوفی، 1395، ج. 2/543). اشعار مرتبط با قتل عثمان نیز به دفاع از حقانیت امام علی(ع) اختصاص یافتهاند، ازجمله ابیاتی که ایشان را وصی پیامبر(ص) و برترین فرد پساز او میخوانند: «آگاه باشید بهترین مردم پساز پیامبرشان، وصی پیامبر برگزیده در پیشگاه خداوند یادشده است» (ثقفی کوفی، ۱۳۹۵، ج. 2/805). همچنین، شعری دیگر انفعال انصار در برابر ظلم به امام را نکوهش میکند: «اگر انصار ستم به پسرعموی شما را میدیدند، بیگمان در برابر آن ستم، برای یاریاش حاضر میشدند» (ثقفی کوفی، 1395، ج 2/805). ثقفی با بهرهگیری از شعر و نسبشناسی، شاعری به نام «الأعور الشنیّ» را معرفی میکند که اشعاری دربارۀ عقل و بلوغ دارد (ثقفی کوفی، ۱۳۹۵، ج. 2/887). همزمان موقعیت اجتماعی، فرزندان و ویژگیهای قبیلهای او را گزارش میکند. همچنین در منابعی که روایتهای شعری او را نقل کردهاند، تصویری از حمایتهای قبیلهای خاندان هاشم از پیامبر(ص) ارائه میشود که بر جایگاه اجتماعی و ویژگیهای تبارشناختی تأکید دارد (ابوطالب بن عبدالمطلب، ۲۰۰۳م، ص. ۲۰۷). شواهد نشان میدهد روایت ابوهلال فقط گزارشی خطی نیست، بلکه تلفیقی از شعر، بلاغت، نسبشناسی و تحلیلهای اعتقادی است که روایتی چندوجهی از حافظۀ تاریخی شیعه ارائه میدهد. ساختارهای بلاغی مانند استعاره، تکرار و تشبیه به بار عاطفی و اقناعی متن میافزایند و تاریخ را از منظر مؤمنانه بازنمایی میکنند. در گزارش دیدار امام علی(ع) با صعصعة بن صوحان، شعری نقل میشود که صعصعة با بیان فقر و درماندگی مقام امام را ستوده و او را «خورشید فروزان و روشنیبخش جهان» مینامد (ثقفی کوفی، ۱۳۹۵، ج. 2/523). این شعر مفاهیم توحیدی و سیاسی بلند را حمل میکند و تعلق عقیدتی صعصعة را بیان میدارد. نمونه دیگر، شعری است که زنی آسیابگر هنگام ورود سپاه امام علی(ع) میسراید. در این شعر، ضمن ستایش عدالت علوی، مردمان کوفه بهدلیل سستی در یاری امام سرزنش میشوند. این شعر علاوهبر کارکردهای ادبی، بازتابی از نقد اجتماعی حاشیهنشینان قدرت است و کنش سیاسی و اخلاقی شاعر زن را نشان میدهد (ثقفی کوفی، ۱۳۹۵، ج. 2/448). نقش شعر در الغارات به چشمانداز شریعتمدارانۀ ثقفی گره خورده است. منابع حدیثی و کلامی چارچوب مفهومی تاریخنگاری او را شکل دادهاند و شعر نیز در خدمت آموزش، اقناع و تفسیر مفاهیم دینی قرار گرفته است. علوم ادبی نهتنها برای آرایهپردازی، بلکه در خدمت گفتمان معرفتی، سیاسی و اعتقادی امامیهاند. شعر با ساختار استعاری، لحن حماسی و مضامین قرآنی، رسانهای برای تقویت هویت جمعی، انتقال آرمانهای شیعی و نقد قدرت است. نتیجهگیری تاریخنگاری ابراهیم بن محمد ثقفی در سدۀ سوم هجری، فراتر از ثبت صِرف رخدادها، ساختاری هدفمند و ایدئولوژیک دارد که در خدمت دفاع از هویت امامیه و مشروعیت گفتمان شیعی سامان یافته است. این نوع تاریخنگاری با تأثیرپذیری از علوم مُعین رویکردی نظاممند و معطوف به معنا دارد که بر دو محور بنیادین استوار است: نخست، فضیلتنگاری امام علی(ع) و اهلبیت(ع) با تکیه بر علوم نقلی چون حدیث، مناقب و تاریخ؛ دوم، تبیین و تقویت مواضع سیاسی تشیع در مواجهه با جریانهای رقیب، بر پایۀ آموزههای کلامی و فقهی. در این چارچوب، عناصر ادبی بهعنوان بخش مکمل روایت مانند تعبیرهای حماسی، ساختارهای بلاغی و دعاهای اعتقادی نه بهعنوان مؤلفههای مستقل، بلکه در مقام ابزارهایی در خدمت اقناع، تحریک عاطفی و تعمیق تأثیرگذاری روایت تاریخی ایفای نقش میکنند. این تلفیق سنجیدۀ منابع و ابزارهای مختلف علوم، به تاریخنگاری ثقفی خصیصهای دفاعی- اعتقادی بخشیده است؛ بهگونهای که روایت تاریخی در الغارات، بیش از آنکه بازتابی از گذشته باشد، کارکردی گفتمانی در بازنمایی عدالت علوی، اثبات مشروعیت خلافت امام علی(ع) و نقد مبانی فکری و تاریخی جریانهای رقیب دارد. تحلیل بازتاب روایتهای در سایه توجۀ به علوم مُعین، در دهها منبع امامی از سدۀ سوم تا یازدهم هجری نشان میدهد که آثار او در شکلدهی حافظۀ تاریخی شیعه و تثبیت روایت ولایی از تاریخ صدر اسلام، تأثیری عمیق و ماندگار داشتهاند. استمرار نقل این روایتها در متون امامی مؤید آن است که روایتگری ثقفی در سنّت شیعی از مرز گزارشگری فراتر رفته و به الگویی مشروع در بازنمایی تاریخ و دفاع اعتقادی بدل شده است. بر این اساس، بررسی روایتهای ثقفی نهتنها در متن الغارات، بلکه در بستر انتقال و بازتولید آنها در سنّت امامیه امری ضروری است؛ چراکه تنها از رهگذر تحلیل پیوستار تاریخی این روایتها میتوان به کارکرد اجتماعی، سیاسی و کلامی آنها در شکلگیری گفتمان شیعی پی برد. در واقع، تاریخنگاری ثقفی از نخستین نمونههایی است که با تلفیق منابع نقلی، مفاهیم کلامی و شیوههای اقناعی، الگویی از تاریخنگاری ولایی را بنیان نهاده که مبنای اقتباس، توسعه و بازتولید در سدههای بعد قرار گرفته است. از این منظر، الغارات نهتنها اثری روایی–تاریخی، بلکه سندی از تکوین هویت شیعی در مواجهه با دیگر قرائتهای اسلامی است؛ روایتی که با بهرهگیری از ظرفیتهای متنوع علمی، روایی و کلامی، تاریخ را در خدمت تحکیم و تداوم گفتمان دینی قرار داده و به الگویی تأثیرگذار در سنّت تاریخنگاری امامیه بدل شده است. [1] ازآنجاکه این آثار در شمار منابع تاریخی قرار میگیرد، تحلیل محتوای آنها بر پایۀ فراوانی دادهها -شامل فضایل امام علی(ع)، گزارشهای مربوط به غارات، و عملکرد کوفیان- ضرورتی رَوِشمند داشته و بر مبنای سنجش گرایشهای فکری (شیعی، سنّی و میانهرو) سامان یافته است. این تحلیل در بخش مربوط به علوم نقلی ارائه شده و متکی بر بررسی منابع ذکر شده است. [2] دعوت ثقفی به قم ازسوی احمد بن محمد بن خالد برقی (۲۸۰ق)، نشاندهندۀ جایگاه بلند او در فقه و حدیث است. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مراجع | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
قرآن مجید
آیینهوند، صادق (۱۳۶۹). الادب السیاسی فی الاسلام (ج. 1). سمت.
آیینهوند، صادق (۱۳۷۷). علم تاریخ در گستره تمدن اسلامی. پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.
ابن ابیالحدید، عبدالحمید (۱۴۰۴ق). شرح نهج البلاغه (محمد ابوالفضل ابراهیم، مصحح؛ ج. 2، 4). مکتبة آیتالله المرعشی النجفی.
ابناعثم کوفی، ابومحمد احمد (1411ق). الفتوح (تحقیق علی شیری؛ ج. 4). دارالاضواء.
ابنجوزی، عبدالرحمن بن علی (۱۴۱۲ق). المنتظم فی تاریخ الأمم والملوک (تحقیق محمد عبدالقادر عطا و مصطفى عبدالقادر عطا؛ ج. 5، 11). دارالکتب العلمیة.
ابنشهرآشوب، محمد بن علی (۱۳۷۹ق). مناقب آل ابیطالب (ج. 2 و 3). علامه.
ابنطاووس، علی بن موسی (1370ق). کشف المحجة لثمرة المهجة. منشورات المطبعۀ الحیدریۀ.
ابنطاووس، علی بن موسی (۱۴۰۹ق). فتح الأبواب بین ذوى الألباب و بین رب الأرباب (تحقیق حامد خفاف). آل البیت.
ابنطاووس، علی بن موسی(1410ق). الیقین باختصاص مولنا علیهم السلام بأمره المومنین و یتلوه التحصین. دارالعلوم.
ابنطاووس، علی بن موسی (۱۴۱۱ق). مهج الدعوات ومنهج العبادات (تحقیق ابوطالب کرمانی و محمد حسن محرر). دارالذخائر.
ابنطاووس، علی بن موسی (۱۴۲۰ق). طرف من الأنباء و المناقب (تحقیق قیس عطار). تاسوعا.
ابنطاووس، عبدالکریم بن احمد (بیتا). فرحة الغرى فی تعیین قبر امیر المؤمنین(ع). منشورات الرضی.
ابنعدیم، عمر بن احمد (بیتا). بقیۀ الطلب فی تاریخ حلب (ج. 1). دارالفکر.
ابنعساکر، علی بن حسن (۱۴۱۵ق). تاریخ مدینة دمشق (ج. 12، 19، 21). دارالفکر.
ابنقتیبه، عبدالله بن مسلم(1410ق). الامامه و السیاسه (تحقیق علی شیری؛ ج. 1). دارالاضواء.
ابنقولویه، جعفر بن محمد (1417ق). کامل الزیارات (بهکوشش جواد قیومی اصفهانی). الفقاهة.
ابنمشهدی، محمد بن جعفر (۱۴۱۹ق). المزار الکبیر (بهکوشش جواد قیومی اصفهانی). القیوم.
ابنندیم، محمد بن اسحاق (1417ق). الفهرست. دارالمعرفه.
ابوطالب بن عبدالمطلب (۲۰۰۳م). دیوان ابیطالب بن عبدالمطلب (محمدحسن آلیاسین، مصحح؛ عبدالله بن احمد ابوهفان مهزمی، گردآورنده؛ بازبینی علی بن حمزه). نشر دار و مکتبة الهلال.
احمد بن اسماعیل (۱۴۲۳ق). المصابیح (تحقیق عبدالله حوثی). مؤسسة الإمام زید بن علی.
احمدزاده، محمد امیر، و کوهی، مهناز (۱۴۰۱). بررسی آرا و اندیشههای تاریخنگارانۀ ماوردی در اعلام النبوه. تاریخنگری و تاریخنگاری، 32(30)، 13-32.
احمدوند، زینب، و بیگدلو، رضا (1402). بینش و نگرش روحانیون مورخ در تاریخ نگاری معاصر ایرانی (بعد از انقلاب اسلامی 1357ش). جستارهای تاریخی، 14(1)، 1-23.
اربلی، علی بن عیسی (۱۴۲۱ق). کشف الغمة فی معرفة الأئمة. منشورات رضی.
استرآبادی، على (۱۴۰۹ق). تأویل الآیات الظاهرة فی فضائل العترة الطاهرة ( تحقیق حسین استاد ولی). نشر اسلامی.
اکبری سولگان، هادی(۱۳۹۷). نقش ابراهیم بن محمد ثقفی در گسترش علوم اسلامی در قرن سوم هجری. فصلنامه علمی-پژوهشی تاریخ اسلام، 19(1)، 99-134.
الدوری، عبدالعزیز (1986م). بحث فی نشأۀ علم تاریخ عندالعرب. دارالشرق.
الربیعی، حسن کریم (۱۴۲۹ق). منهجیة ابراهیم بن محمد الثقفی فی کتابه الغارات. المنهاج خریف، (51)، ۲14-248. http://noo.rs/491MD
امامیفر، علی (۱۳۸۳). تاریخنگاران شیعه تا پایان قرن هفتم هجری. پارسایان.
بخشی، منصوره (۱۳۹۳). تاریخنگاران امامیه و روشها و گونههای تاریخنگاری آنها از قرن اول تا هفتم هجری قمری. جامع الزهرا.
برقی، احمد بن محمد بن خالد (۱۳۷۱ق). المحاسن (تحقیق جلالالدین محدث؛ ج. 1). دارالکتب الإسلامیة.
بلاذری، احمد بن یحیی (1394ق). أنساب الأشراف. (ج. 2، 11). مؤسسه العلمی للمطبوعات للطباعة و النشر و التوزیع.
پاکتچی، احمد (1392). روششناسی تاریخ. انتشارات دانشگاه امام صادق (ع).
پروانه، فرهاد، گراوند، مجتبی، نظری، داریوش، و شاهرخی، سید علاالدین(1399). بررسی میزان توجه به مؤلفههای هویت شیعی امامیه دوران آلبویه در محتوای تجارب الامم مسکویه رازی(جلد پنجم وششم). جستارهای تاریخی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 11(1)، 11-28.
پهلوان، مریم، و ﺣﺴﻴﻨﻲ ﺷﺎﻫﺮودی، سید ﻣﺮﺗﻀﻲ (۱۳۸۶). تأملی در آرای هرمنوتیک هایدگر و گادامر. فصلنامه اندیشه دینی دانشگاه شیراز، 7(22)، ۴۱–۶۲.
ترکمنی آذر، پروین (۱۳۹۲). تاریخنگاری در ایران (از آغاز دوره اسلامی تا حمله مغول). پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.
ثقفی کوفی، ابراهیم بن محمد (۱۳۹۵). الغارات (تحقیق جلالالدین حسینی ارموی؛ ج. 1، 2).انجمن آثار ملی.
حر عاملی، محمد بن حسن (بیتا). وسائل الشیعه. (ج. 15). مؤسسة آل البیت لإحیاء التراث.
حضرتی، حسن (1393). روش پژوهش در تاریخشناسی. پژوهشکده امام خمینی و انقلاب اسلامی.
حضرتی، حسن (۱۴۰۱). مورخان و امر قدسی (بهکوشش فاطمه بختیاری). لوگوس.
حلبی، تقی بن نجم (۱۴۰۴ق). تقریب المعارف (تحقیق فارس تبریزیان). الهادی.
حلی، حسن بن سلیمان (۱۴۲۱ق). مختصر البصائر (تحقیق مشتاق مظفر). النشر الإسلامی.
حموی، یاقوت (1400ق). معجم الادباء. دارالفکر.
حموی، یاقوت بن عبد الله، و أبوعبداله، شهابالدین (1414ق). معجم الأدباء (تحقیق إحسان عباس). دارالغرب الإسلامی.
خطیب بغدادی، احمد بن علی (۱۴۱۷ق). تاریخ بغداد (تحقیق مصطفى عبدالقادر عطا). دارالکتب العلمیة.
خوارزمی، موفق بن احمد (۱۴۲۳ق). مقتل الحسین. انوار الهدى.
دوریته، ژان فرانسوا (۱۳۹۰). علوم انسانی گستره شناختها (مرتضی کتبی، جلالالدین رفیعفر و ناصر شکوهی، مترجمان). نشر نی.
دینوری، ابوحنیفه احمد بن داوود (1960م). اخبارالطوال. دار احیاء الکتب العربی.
ذهبی، محمد بن احمد (۱۴۱۳ق). تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام (تحقیق عمر عبدالسلام تدمری). دارالکتاب العربی.
رادمنش، عزتالله (1387). مکتب تاریخی قرآن، تأملاتی در علم تاریخ و تاریخنگاری اسلامی (بهکوشش حسن حضرتی). بوستان کتاب.
رازی، مرتضی بن داعی (۱۳۶۴). تبصرة العوام فی معرفة مقالات الأنام (عباس اقبال آشتیانی، مصحح). اساطیر.
راوندی، سعید بن هبه الله (۱۴۰۹ق). الخرائج والجرائح (ج. 2). مؤسسه امام مهدی.
رحمتی، محمد کاظم (1392). زیدیه در ایران. پژوهشکده تاریخ اسلام.
رضوی، سید ابوالفضل (۱۳۹۴). درآمدی بر تاریخنگاری ایرانی_ اسلامی. پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی.
سرمد، زهره، بازرگان، عباس، و حجازی، الهه (1386). روشهای تحقیق در علوم رفتاری. آگه.
شجری جرجانی، یحیی بن حسین (۱۴۲۲ق). الأمالی الخمیسیة (تحقیق محمد حسن اسماعیل). دارالکتب العلمیة.
شریف رضی، محمد بن حسین (۱۴۰۶ق). خصائص الأئمة علیهمالسلام (خصائص أمیر المؤمنین علیهالسلام) (تحقیق محمد هادی امینی؛ ج. 1). بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی.
شریف، مرتضی (۱۴۱۰ق). الشافی فی الامامة (تحقیق عبدالزهراء حسینی؛ ج. 3). الصادق.
صدوق، محمد بن علی (۱۳۷۸ق). عیون أخبار الرضا (تحقیق مهدی لاجوردی). نشر جهان.
صدوق، محمد بن علی (۱۴۰۰ق). الأمالی. الأعلمی.
صدوق، محمد بن علی(۱۴۰۳ق). معانی الأخبار (تحقیق علی اکبر غفاری). دفتر انتشارات اسلامی.
صدوق، محمد بن علی (۱۴۱۳ق). من لا یحضره الفقیه (تحقیق علیاکبر غفاری). دفتر انتشارات اسلامی.
صدوق، محمد بن علی (۱۳۸۵). علل الشرایع. کتابفروشی داوری.
صدوق، محمد بن علی (بی تا). فضائل الأشهر الثلاثة. کتابفروشی داوری.
صفار قمی، محمد بن حسن (۱۴۰۴ق). بصائر الدرجات. مکتبة الحیدریة.
صفدی، خلیل بن ایبک (۱۴۰۲ق). الوافی بالوفیات (ج. 6). دارالنشر فرانز شتاینز.
ضیف شوقی (۱۱۱۹م). تاریخ الادب العربی، العصر الاسلامی. دارالمعارف.
طباطبایی، محمد حسین (۱۳۳۲). اصول فلسفه و روش رئالیسم. دارالعلم.
طبرسی، فضل بن حسن (۱۴۱۷ق). اعلام الورى بأعلام الهدى. مؤسسة آل البیت لإحیاء التراث.
طبری، محمد بن جریر (بیتا). تاریخ الامم و الملوک (تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم). دارالتراث.
طبری شیعی، محمد بن جریر (۱۴۱۳ق). دلائل الإمامة (تحقیق قسم الدراسات الاسلامیة مؤسسة البعثة). بعثت.
طوسی، محمد بن حسن (۱۴۰۷ق). تهذیب الأحکام (تحقیق حسن الموسوی خرسان). دارالکتب الإسلامیة.
طوسی، محمد بن حسن (۱۴۱۴ق). الأمالی. دارالثقافة.
طوسی، محمد بن حسن (۱۴۱۵ق). الرجال. مؤسسة النشر الإسلامی التابعة لجماعة المدرسین.
طوسی، محمد بن حسن (۱۴۱۷ق). الفهرست. مؤسسة نشر الفقاهة.
عالمی، خدیجه (۱۳۸۱). مروری بر کتاب الغارات. کتاب ماه تاریخ و جغرافیا، (۵۸و۵۹)، 82-85.
عاملی، علی بن محمد (1384ق). الصراط المستقیم إلى مستحقى التقدیم (تحقیق میخائیل رمضان؛ ج. 2). المکتبة الحیدریة.
عاملی، محمد بن مکی (1419ق). ذکرى الشیعة فی أحکام الشریعة (تحقیق جمعی از پژوهشگران مؤسسة آل البیت؛ ج. 4). مؤسسة آل البیت.
عبدالرحمن، طه (۱۹۹۷م). العمل الدینی والتجدید العقل. المرکز الثقافی العربی.
عبدالرحمن، طه (۲۰۱۲م). سؤال العمل. المرکز الثقافی العربی.
عریضی، علی بن جعفر عبدالرحمن (بیتا). مسائل علی بن جعفر و مستدرکاتها (تحقیق مؤسسه آل البیت لإحیاء التراث؛ ج. 1). المؤتمر العالمی للإمام الرضا علیهالسلام
عزیزی، حسین (۱۳۹۱). ابنواضح یعقوبی (۲۸۴ق) و آثار او در میراث مکتوب. پژوهشهای تاریخی، 4(1)، 77-94.
علامه امینی، عبدالحسین (۱۴۲۸ق). گزیدهای جامع از الغدیر (محمد حسن شفیعی شاهرودی، مترجم). مؤسسه میراث نبوی.
قدیرپور محمدآباد، مریم (۱۳۹۹). تاریخنگاری ابراهیم بن محمد ثقفی کوفی در کتاب الغارات [پایاننامه کارشناسی ارشد، دانشگاه فردوسی مشهد]. گنج.
قزوینی رازی، عبدالجلیل (۱۳۵۸). نقض معروف به بعضی مثالب النواصب فی نقض بعض فضائح الروافض. انجمن آثار ملی.
کحاله، عمر رضا (بیتا). معجم المؤلفین (ج. 1). مکتبة المثنی و دار احیا التراث العربی.
کلینی، محمد بن یعقوب (۱۴۰۷ق). الکافی (تحقیق علی اکبر غفاری و محمد آخوندی؛ ج. 2، 3، 7، 28). دارالکتب الاسلامیة.
گیپ، همیلتن الکساندر راسکین (1361). تطور تاریخنگاری در اسلام (مجموعه مقالات) (یعقوب آژند، مترجم). نشر گستره.
لمبتون، آن (۱۳۸۵). دولت و حکومت در اسلام (مهدی فقیهی، مترجم). شفیعی.
مامقانی، عبدالله (۱۴۳۱ق). تنقیح المقال فی علم الرجال (ج. 4 و 6). مؤسسة آل البیت.
مجلسی، محمد باقر (۱۴۰۳ق). بحارالانوار (ج. 27 و 57). مؤسسة الوفاء.
محمدی مهر، غلامرضا (۱۳۹۸). روش تحلیل محتوا. دانش نگار.
مسعودی، علی بن حسین (1404ق). مروج الذهب و معادن الجوهر (ج. 2). منشورات دارالهجره ایران.
معروفی، یحیی، و یوسفزاده، محمدرضا (1388). تحلیل محتوا در علوم انسانی. سپهر دانش.
مفید، محمد بن محمد بن نعمان (۱۳۹۶). الارشاد (امیر خانبلوکی، مترجم؛ ج. 2). تهذیب.
مفید، محمد بن محمد (۱۴۱۳ق.الف). الأمالی (تحقیق حسین استادولی و علیاکبر غفاری). کنگره شیخ مفید.
مفید، محمد بن محمد (۱۴۱۳ق.ب). الاختصاص (تحقیق علیاکبر غفاری و محمود محرمی). المؤتمر العالمی لالفیة الشیخ المفید.
مفید، محمد بن محمد (۱۴۱۳ق.ج). الجمل (تحقیق علی میرشریفی). کنگره شیخ مفید.
موسوى، فخار بن معد (۱۹۸۷م). ایمان ابیطالب (محمد بحرالعلوم، مصحح؛ عبدالفتاح عبدالمقصود، مقدمه). دارالزهراء.
ناجی، محمدرضا (۱۳۸۴). ثقفی ابواسحاق ابراهیم بن محمد. در دانشنامۀ جهان اسلام، (ج. 9؛ صص. 86-88). بنیاد دایرةالمعارف بزرگ اسلامی.
نجاشی، احمد بن علی (۱۴۰۷ق). رجال النجاشی. جامعه مدرسین.
نجاشی، احمد بن علی (۱۴۱۶ق). فهرست اسماء مصنفی الشیعه (الرجال). مؤسسة النشر الاسلامی.
نجفیان رضوی، لیلا (۱۳۹۴). تکوین، تحول و تداوم تاریخنگاری تشیع امامی از آغاز تا ۶۵۶ هجری [رسالۀ دکتری، دانشگاه تهران]. گنج.
نظری ایلخانی آبادی، طاهره، گراوند، مجتبی، و نظری، داریوش (۱۴۰۲). واکاوی نگرش انسانشناسی دینی در متون تاریخی ثقفی کوفی و قزوینی رازی، تاریخنگری و تاریخنگاری، 33(32)، ۲۸۵–۳۰۹.
هدایت پناه، محمدرضا (۱۳۹۲). تأملی در تشیع و تسنن اصفهان (با تأکید بر مهاجرت ابنهلال ثقفی صاحب کتاب الغارات و المعرفة به اصفهان). جستارهای تاریخی، 4(2)، 133-154.
یاری، سیاوش (1379). الغارات و مؤلف آن، کتاب ماه تاریخ و جغرافیا، (41)، 9-11.
یحیی بن حسین (۱۴۲۲ق). تیسیر المطالب فی أمالی ابیطالب (تحقیق عبدالله بن حمود العزی). مؤسسة زید بن علی.
یعقوبی، ابنواضح (بیتا). تاریخ یعقوبی. دار صادر.
References Holy Quran Abdul Rahman, T. (1997). Religious Action and Rational Renewal. Arab Cultural Center. [In Persian] Abdul Rahman, T. (2012). Question of Action. Arab Cultural Center. [In Persian] Abu Talib ibn Abd al-Muttalib (2003). Diwan Abi Talib ibn Abd al-Muttalib (M. H. Al-Yasin, Ed.; A. A. H. Mahzami, Collector,; A. Hamza, Reviewer). Dar wa Maktabat al-Hilal. [In Persian] Ahmad ibn Ismail (2002). al-Masabih (A. Hawthi, Ed.). al-Imam Zayd ibn Ali. [In Arabic] Ahmadvand, Z., & Bigdelo, R. (2023). Spiritual Perspectives of Historians in Contemporary Iranian Historiography. Historical Studies, 14(1), 1–23. https://historicalstudy.ihcs.ac.ir/article_8766.html [In Persian] Ahmadzadeh, M. A., & Kouhi, M. (2022). An Examination of the Historical Thought of Al-Mawardi in Alam al-Nubuwwah. Historical Perspective & Historiography, 32(30), 13-32. https://doi.org/10.22051/hph.2024.45447.1693 [In Persian] Akbari Sulgan, H. (2018). The Role of Ibrahim ibn Muhammad Thaqafi in the Spread of Islamic Sciences in the 3rd Century AH. Quarterly of Islamic History, 19(1), 99–134. https://doi.org/10.22081/hiq.2018.65557 [In Persian] Alami, K. (2002). A Review of the Book Al-Gharat. Monthly Journal of History and Geography, (58–59), 82–85. http://noo.rs/R4NJm [In Persian] Al-Duri, A. (1986). A Discussion on the Origin of History Science among the Arabs. Dar al-Sharq. [In Persian] Allameh Amini, A. (2009). A Comprehensive Selection from Al-Ghadir ( M. H. Shafiee Shahroudi, Trans.). Mirath Nabawi Institute. [In Persian] Alrabiei, H. K. (1998). Methodology of Ibrahim ibn Muhammad al-Thaqafi in his Book Al-Gharat. Al-Manhaj, (51), 214–248. http://noo.rs/491MD [In Persian]. Amili, A (1965). al-Sirat al-Mustaqim ila Mustahaqqi al-Taqdim (M. Ramazan, Ed.; Vol. 2). al-Maktaba al-Haydariyya. [In Arabic] Amili, M. (2000). zikra al-Shi‘a fi Ahkam al-Shari‘a (A Group of Researchers, Ed.; Vol. 4). Ahl al-Bayt. [In Arabic] Arbili, A. (2000). Kashf al-Ghummah fi Ma‘rifat al-A’immah. Manshurat al-Radhi. [In Arabic] Astrabadi, A. (1988). Ta'wil al-Ayat al-Zahirah fi Fada'il al-Atrah al-Tahirah (H. Ustad Wali, Ed.). Islamic Publishing Foundation. [In Persian] Ayenehvand, S. (1990). Political Literature in Islam (Vol. 1). Samt. [In Persian] Ayenehvand, S. (1998). The Science of History in the Islamic Civilization Sphere (Vol. 2). Institute for Humanities and Cultural Studies. [In Persian] Azizi, H. (2012). Ibn Wadih Yaʿqubi (284 AH) and His Works in Written Heritage. Historical Research, 4(1), 94–77. https://jhr.ui.ac.ir/article_16565.html [In Persian] Bakhshi, M. (2014). Imamiyya historians and their methods and types of historiography from the first to the seventh century AH . Jameat al-Zahra. [In Persian] Balazeri, A. (1974). Ansab al-Ashraf (Vol. 2 & 11). Al-Ilmi Institution for Printing, Publishing, & Distribution. [In Persian] Barqi, A. (1951). al-Mahasn (J. Muhaddith, Ed.; Vol. 1). Dar al-Kutub al-Islamiyya. [In Arabic] Dhahabi, M. (1993). Tarikh al-Islam wa Wafayat al-Mashahir wa al-A'lam (O. Abd al-Salam Tadmari, Ed.). Dar al-Kitab al-Arabi. [In Persian] Dinawari, A. H. (1960). Akhbar al-Tiwal. Dar Ihya al-Kutub al-Arabiya. [In Persian] Durité, J. F. (2011). Humanities: The Sphere of Knowledge ( M. Katbi, J. Rafiefar, & N. Shokouhi, Trans.). Ney. [In Persian] Emamifar, A. (2004). Shiite historians until the end of the 7th century AH . Parsayan. [In Persian] Ghadirpour Mohammadabad, M. (2020). Historiography of Ibrahim ibn Muhammad al-Thaqafi al-Kufi in the Book Al-Gharat [Master’s Thesis, Mashhad University]. Ganj. https://ganj.irandoc.ac.ir/#/articles/1f657de387bd179ee2a28011beba69c6 [In Persian] Gipp, H. A. R. (1982). The Evolution of Historiography in Islam (Y. Azhand, Trans.). Gostareh. [In Persian] Halabi, T. (1984). Taqrib al-Ma‘arif (F. Tabrizian, Ed.). al-Hadi. [In Arabic] Hamawi, Y. (1980). Muʿjam al-udabāʾ. Dar al-Fikr. [In Persian] Hamawi, Y., & Abu Abdullah, S. (1993). Muʿjam al-udabāʾ (I. AbbAs, Ed.). Dr al-Gharb al-Islami. [In Arabic] Hazrati, H. (2014). Research method in historiographyi. Research Institute of Imam Khomeini and Islamic Revolution. [In Persian] Hazrati, H. (2022). Historians and the Sacred Command (F. Bakhtiari, Ed.). Logos. [In Persian] Hedayat Panah, M. R. (2013). A Reflection on Shiʿism and Sunnism in Isfahan with Emphasis on the Migration of Ibn Hilal Thaqafi, Author of Al-Gharat and Known as the Isfahani. Historical Studies, 4(2), 133–154. http://noo.rs/7XC99 [In Persian] Hilli, H. (2000). Mukhtasar al-Basa’ir (M. Muzafar, Ed.). al-Nashr al-Islami. [In Arabic] Hurr Amili, M. (n.d.). Wasāʾil al-Shīʿa [The means of the Shi'a]) Vol. 1 .(Al al-Bayt li-Ihyaʾ al-Turath. [In Persian] Ibn Abi al-Hadid, A. (1983). Sharh Nahj al-Balaghah (M. Abu al-Fadl Ibrahim, Ed.). Maktabat Ayat Allah al-Mar‘ashi al-Nabi. [In Arabic] Ibn Adim, U. (n.d.). Baqiyyat al-Talab fi Tarikh Ḥalab (Vol. 1). Dar al-Fikr. [In Persian] Ibn Asakir, A. (1994). Tarikh Madinat Dimashq (Vol. 12, 19 & 21). Dar al-Fikr. [In Arabic] Ibn A'tham, A. M. A. (1991). Al-Futuh (A. Shiri, Ed.; Vol. 4). Dar al-Adwaa. [In Persian] Ibn Jauzi, A. (1992). Al-Muntazam fi Tarikh al-Umam wa al-Muluk (M. Abd al-Qadir Ata, & M. Abd al-Qadir Ata, Eds.; Vol. 5 & 11). Dar al-Kutub al-Ilmiyya. [In Arabic] Ibn Mashhadi, M. (1998). Al-Mazar al-Kabir (J. Qayoumi Isfahani, Ed.). al-Qayoum. [In Arabic] Ibn Nadim, M. (1996). Al-Fihrist. Dar al-Marifa. [In Persian] Ibn Qulawayh, J. (1996). Kamil al-Ziyarat (J. Qayoumi Isfahani, Ed.). Elfeganpat. [In Persian] Ibn Qutaybah Dinawari, A. (n.d.). Al-Imama wa al-Siyasah (Vol. 1). Dar al-Zawaa. [In Persian] Ibn Shahr Ashub, M. (1959). Manaqib Ahl Abi Talib (Vol. 2 & 3). Allamah. [In Arabic] Ibn Tawus, A. (1970). Kashf al-Maḥajja li-Thamara al-Muhja. Mansurat al-Maṭbaʿa al-Ḥaydariya. [In Arabic] Ibn Tawus, A. (1988). Fath al-Abwab bayna Dhawi al-Albab wa bayna Rabb al-Arbab (H. Khafaf, Ed.). Ahl al-Bayt. [In Arabic] Ibn Tawus, A. (1989). Al-Yaqin bi Ikhtisas Maulana Alayhim al-Salam bi Amr al-Mu'minin wa Yatluhu al-Tahsin. Dar al-Ulum. [In Persian] Ibn Tawus, A. (1990). Muhaj al-Da‘awat wa Manhaj al-‘Ibadat (A. T. Kermani, & M. H. Muharrir, Eds.). Dar al-Dhakhair. [In Arabic] Ibn Tawus, A. (1999). Tarf min al-Anba’ wa al-Manaqib (Q. Attar, Ed.). Tasua. [In Arabic] Ibn Tawus, A. K. (n.d.). Farhat al-Ghurra fi Ta‘yin Qabr Amir al-Mu’minin. Manshurat al-Radhi. [In Arabic] Kahlah, U. R. (n.d.). Muʿjam al-Muʾallifīn (Vol. 1). Maktabat al-Muthanna wa Dar Ihyaʾ al-Turath al-ʿArabi. [In Persian] Khutayb al-Baghdadi, A. (1996). History of Baghdad (M. Abd al-Qadir Ata, Ed.). Dar al-Kutub al-Ilmiyya. [In Arabic] Khwarazmi, M. (2002). Maqtal al-Husayn. Anwar al-Huda. [In Arabic] Kulayni, M. (1988). Al-Kafi (A. A. Ghaffari & M. Akhundi, Ed.; Vol. 2). Dar al-Kutub al-Islamiyya. [In Persian] Lambton, A. (2006). State and Government in Islam (M. Faqihi, Trans.). Shafiee. [In Persian] Majlisi, M. B. (2023). Biḥār al-Anwār (Vol. 27 & 57). al-Wafa. [In Persian] Mamqani, A. (2010). Tanzeeh al-Maqal fi Ilm al-Rijal (Vol. 4 & 6). Ahl al-Bayt Institute. [In Persian] Maroufi, Y., & Yousefzadeh, M. R. (2009). Content Analysis in Humanities. Sepehr Danesh. [In Persian] Masudi, A. (2025). Muruj al-Dhahab wa Maʿadin al-Jawahir (Vol. 2). Dar al-Hijrah Iran. [In Persian] Mohammadi Mehr, G. R. (2019). Content Analysis Method. Danesh Negar. [In Persian] Mufid, M. (1994a). Al-Amali (H. Ustadvali & A. A. Ghafari, Eds.). Sheikh Mufid Congress. [In Arabic] Mufid, M. (1994b). al-Ikhtisas (Ali A. Ghafari, & M. Moharrami, Eds.). Al-Mu’tamar al-‘Alami li Alfiya al-Shaykh al-Mufid. [In Arabic] Mufid, M. (1994c). al-Jamal (A. Mir Sharifi, Ed.). Sheikh Mufid Congress. [In Arabic] Mufid, M. (2017). Al-Irshad (A. Khanlouki, Trans.; Vol. 1). Tahdhib. [In Persian] Musavi, F. (1987). Iman Abi Talib (M. Bahr al-Ulum, & A. Abd al-Maqsud, Ed.). Dar al-Zahra. [In Arabic] Najafian Razavi, L. (2015). Formation, Evolution, and Continuity of Imami Shiʿi Historiography from the Beginning to 656 AH. [Doctoral dissertation, Tehran University]. Ganj. https://ganj.irandoc.ac.ir/#/articles/848774d147be37617d73a64f7f3dc5fd [In Persian] Najashi, A. (1988). Rijal al-Najashi. Society of Seminary Teachers. [In Persian] Najashi, A. (1997). Fihrist Asmaʾ al-Musannifin al-Shiʿa (Rijal). Islamic Publishing Institute. [In Persian] Naji, M. R. (2005). Thaqafi Abu Ishaq Ibrahim ibn Muhammad. Encyclopedia of Islam (Vol. 9; pp. 86-88). Foundation for the Great Islamic Encyclopedia. https://rch.ac.ir/article/Details?id=10126 [In Persian] Nazari Ilkhani Abadi, T., Garavand, M., & Nazari, D. (2023). An Anthropological Religious Perspective in the Historical Texts of Thaqafi Kufi and Qazvini Razi. Historical Perspective & Historiography, 33(32), 285-309. https://doi.org/10.22051/hph.2025.49637.1773 [In Persian] Pahlevan, A., & Hosseini Shahroudi, S. M. (2007). A Reflection on Heidegger’s and Gadamer’s Hermeneutics. Philosophy of Religion Quarterly, 7(22), 41–62. https://doi.org/10.22099/jrt.2013.1313 [In Persian] Pakatchi, A. (2013). Methodology of History. Imam Sadiq University Press. [In Persian] Parvaneh, F., Garavand, M., Nazari, D., & Shahrokhi, S. A. (2020). Examining the Attention to Shiʿi Identity Components of Imamiyyah during the Buyid Period in the Content of Tajarib al-Umam by Masʿukiya Razi (Vol. 5 & 6). Historical Studies, 11(1), 11–28. https://www.sid.ir/paper/1052344/fa [In Persian] Qazvini Razi, A. (1979). Refutation Known as Some Refutations of the Nawasib in the Refutation of Some Slanders of the Rafidah. National Heritage Association [In Persian] Radmanesh, E. (2008). The Historical School of the Quran; Reflections on the Science of History and Islamic Historiography (H. Hazrati, Ed.). Bustan Ketab. [In Persian] Rahmati, M. K. (2013). Zaydiyyah in Iran. Institute of Islamic History Research. [In Persian] Rawandi, S. (1989). Al-Kharāʾij wa al-Jarāʾih. Imam Mahdi. [In Persian] Razavi, S. A. (2015). An Introduction to Iranian-Islamic Historiography. Research Institute of Culture and Islamic Thought. [In Persian] Razi, M. (1945). Tabsirat al-‘Awam fi Ma‘rifat Maqalat al-Anam (A. Iqbal Ashtiani, Ed.). Asatir. [In Arabic] Saduq, M. (1966).‘Ilal al-Shara’i‘.Dawuri. [In Arabic] Saduq, M. (1981). al-Amali. al-A‘lami. [In Arabic] Saduq, M. (1984). Maʿānī al-akhbār (A. A. Ghafari, Ed.). Dar al-Nashr al-Islami. [In Arabic] Saduq, M. (1994). Man La Yahduruhu al-Faqih (A. A. Ghafari, Ed.). Daftar Intisharat Islami. [In Arabic] Saduq, M. (1999). Uyun Akhbar al-Ridha (M. Lajvardi). Jahan. [In ArabIc] Saduq, M. (n.d.). Fada’il al-Ashhur al-Thalatha. Dawuri. [In Arabic] Safadi, K. (2023). Al-Wāfī bi al-Wafayāt (Vol. 6). Dar al-Nashr Franz Steiner. [In Persian] Safar Qummi, M. (1985). Basā'er al-Darajāt. Maktabat al-Haydariyyah. [In Persian] Sarmad, Z., Bazargan, A., & Hejazi, E. (2007). Research Methods in Behavioral Sciences. Agah. [In Persian] Shajari Jurjani, Y. (2003). al-Amali al-Khumsiyya (M. Hasan Ismail). Dar al-Kutub al-Ilmiyya. [In Arabic] Sharif Murtaza (1991). al-Shafi fi al-Imama (A. Husayni). al-Sadiq. [In Arabic] Sharif Razi, M. (1987). Khaṣāʾiṣ al-aʾimma ʿalayhim al-salām (Khaṣāʾiṣ Amīr al-muʾminīn ʿalayhi al-salām) (M. H. Amini, Ed.). Bunyad-i Pizhuhishha-yi Islami-yi Astan-i Quds-i Razawi. [In Arabic] Tabari Shi‘i, M. (1994). Dalail al-Imama (Qism al-Dirasat al-Islamiyya, Mu’assasat al-Ba‘tha, Ed.). Ba‘that. [In Arabic] Tabari, M. (n.d.). Tarikh al-Umam wa al-Muluk (M. Abolfazl Ibrahim, Ed.). Dar al-Turath. [In Persian] Tabarsi, F. (1988). A‘lam al-Wara bi A‘lam al-Huda. Ahl al-Bayt li Ihya’ al-Turath. [In Arabic] Tabatabai, M. H. (1953). Principles of Philosophy and Realism Method. Dar al-Ilm. [In Persian] Thaqafi Kufi, I. (2016). Al-Gharat (J. Hosseini Aramavi, Ed.; Vol. 1 & 2). National Heritage Society. [In Persian] Torkamani Azar, P. (2013). Historiography in Iran (from the Beginning of the Islamic Period to the Mongol Invasion). Institute for Humanities and Cultural Studies. [In Persian] Tusi, M. (1988). Tahdhib al-Ahkam (H. al-Mousavi Kharsan, Ed.). Dar al-Kutub al-Islamiyya. [In Persian] Tusi, M. (1995). al-Amali. Dar al-Thaqafa. [In Arabic] Tusi, M. (1996). Al-Rijāl. al-Nashr al-Islāmī al-Tābiʿah li-Jamāʿat al-Mudarrisīn. [In Persian] Tusi, M. (1998). Al-Fihrist. Al-Fiqhah Publishing Institute. [In Persian] Urayzi, A. (n.d.). Masail ‘Ali Ibn Ja‘far wa Mustadrakatuha (Mu’assasat Ahl al-Bayt li Ihya’ al-Turath, Ed.; Vol. 1). Al-Mu’tamar al-‘Alami li al-Imam al-Ridha. [In Arabic] Yahya ibn Husayn (2003). Taysir al-Matalib fi Amali Abi Talib. Zayd Ibn Ali. [In Arabic] Yaqubi, I. W. (n.d.). Tarikh Yaʿqubi. Dar Sader. [In Persian] Yari, S. (2000). Al-Gharat and Its Author. Monthly Journal of History and Geography, (41), 9–11. http://noo.rs/cuOlg [In Persian] Zayf Shawqi (1119). History of Arabic Literature, The Islamic Era. Dar al-Ma'arif. [In Persian] | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 25,592 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 855 |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||