| تعداد نشریات | 44 |
| تعداد شمارهها | 1,853 |
| تعداد مقالات | 14,986 |
| تعداد مشاهده مقاله | 41,803,825 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 16,379,713 |
ضرورت تصحیح دوبارۀ التحبیر فی علم التعبیر | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| متن شناسی ادب فارسی | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مقاله 2، دوره 17، شماره 4 - شماره پیاپی 68، دی 1404، صفحه 1-18 اصل مقاله (729.83 K) | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22108/rpll.2025.144482.2440 | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نویسندگان | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| سعیده دهقان نیری1؛ سلمان ساکت* 2؛ عبدالله رادمرد2 | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 1دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه فردوسی مشهد، ایران | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 2دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| چکیده | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| التحبیر فی علم التعبیر یکی از قدیمیترین خوابنامههای مستقل فارسی است که به امام فخر رازی (م: 606ق.) نسبت یافته و برای نخستین بار ایرج افشار در سال 1354 آن را تصحیح و چاپ کرده است. در این پژوهش تلاش شده است تا با بررسی تصحیح ایرج افشار و مقایسۀ آن با تعبیرالرؤیاهای عربی و خوابنامههای فارسی به یکی از سرچشمههای این اثر و جویباران حاصل از آن توجّه شود. همچنین با تطبیق تصحیح افشار با نسخۀ استفادهشدۀ او و نیز با مقایسۀ آنها با دستنویس المعتبر فی علم التعبیر نشان داده شده است که از یک سو چاپ افشار اشکالات و کاستیهای نسبتاً زیادی دارد و از سوی دیگر استفاده از دستنویس المعتبر فی علم التعبیر در تصحیح مجدّد این اثر و رفع کاستیهای آن ضرورت دارد. این اشکالات و کاستیها بهطور عمده دو علّت داشته است: یکی خطای مصحّح و دیگر آسیبدیدگی نسخه. اشکالات و کاستیهای نشئتگرفته از خطای مصحّح را میتوان به شش گروه تقسیم کرد: افزودن کلمه یا کلمههای غیرضروری که در نسخه وجود ندارد، افزودن کلمه یا کلمههای نادرست، حذف بیدلیل کلمه یا کلمههایی که در نسخه وجود دارد، غلطخوانی برخی از ضبطهای نسخه، ثبت ضبطهای نادرست در متن و قیاسی تصحیح نکردن آنها و در مواردی بسیار اندک اشکالات تایپی. اشکالات و کاستیهای ناشی از آسیبدیدگی نسخه نیز به چهار گروه تقسیم میشود: ثبت نکردن ضبطهای نسبتاً ناخوانا، ثبت نادرست ضبطهای مبهم نسخه، ذکر نکردن ضبطهای پاکشده و تشخیص ندادن محلّ فصلبندی هشت برگ پایانی. | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| کلیدواژهها | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| امام فخر رازی؛ خوابگزاری؛ التحبیر فی علم التعبیر؛ القادری فی التعبیر؛ المعتبر فی علم التعبیر | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| اصل مقاله | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
. مقدّمه در پی نگارش تعبیر الرؤیاها، فارسیزبانان نیز به ترجمۀ این خوابنامهها همّت گماردند و آنها را به صورتهای گوناگون از جمله نظم و نثر عرضه کردند. این آثار گاه بهصورت مستقل – که تمام اثر از سر تا بن دربارۀ خواب و خوابگزاری است - و گاه بهصورت بخشی از کتاب یا دائرة المعارف به نگارش درآمده است. کتاب خوابگزاری از مؤلّف یا مترجمی ناشناخته، التحبیر فی علم التعبیر منسوب به فخر رازی، کامل التعبیر اثر حُبیش تفلیسی و تعبیر سلطانی از قاضی ابرقوهی از زمرۀ مهمترین خوابنامههای منثور مستقل فارسی تا قرن هشتم ق. به شمار میروند (برای آشنایی با دیگر خوابنامههای فارسی ر.ک: باغستانی، 1390، ج. 16/ 227). التحبیر فی علم التعبیر[1] از جملۀ قدیمیترین خوابنامههای منثور مستقل فارسی است که کتابت تنها دستنویس موجود از آن به قرینۀ خط و کاغذ متعلّق به قرن هفتم / هشتم هجری قمری است. در این نسخه آشکارا نشانی از نام مؤلّف وجود ندارد امّا بر اساس ضبط کشفالظنون اثری با این عنوان از امام فخر رازی (م: 606ق.) در دست بوده است که چون حاجی خلیفه به فارسی یا عربی بودن زبان اثر هیچ اشارهای نکرده است، نمیتوان با قطعیّت این نسخه را متعلّق به امام فخر رازی دانست (ر.ک: رازی، 1354، ص. 11-13). امّا بر اساس اشارۀ قاضی ابرقوهی در تعبیر سلطانی به دیباچۀ التحبیر فی علم التعبیر[2] که میگوید: «و از آن جمله کتاب التحبیر فی علم التعبیر بود از مصنّفات امام المحققین فخر الحق و الدّین محمّد الرّازی قدس سرّه که در دیباچۀ آن میفرماید که: چون اکثر طایفهای که درین عهد دعوی علمی میکنند و در کسوت تحدی ترفل مینمایند، به حفظ صور و فروع آن اکتفا نمودهاند و از اصول و مآخذ مسایل بالکلیّه غافل مانده، این مقدّمه تألیف رفته تا حقایق اصول و دقایق فروع این علم از آن مستفاد گردد» (ابرقوهی، 830ق، گ. 4 پ) بهروشنی میتوان برداشت کرد که تنها دانشمندی عالیقدر در ابتدای مقدّمۀ اثر خود میتواند دیگر معبّران را اینچنین متّهم به نادانی و «حفظ صور و فروعِ» تعبیر خواب کند و آنان را غافل از «اصول و مآخذ مسایل بالکلیّه» بداند، همچنین آشکار است که مقدّمۀ اثر این مؤلّف باید مشتمل بر شرح و بسط «حقایق اصول و دقایق فروع این علم» باشد که در دیگر کتب پیش از آن یافت نشود و هر دوی این مقدّمات میتواند فرضیۀ تألیف این اثر توسط امام فخر رازی و نقل عینی قاضی ابرقوهی از دیباچۀ التحبیر فی علم التعبیر به زبان فارسی را تأیید کند (همچنین ر.ک: رازی، 1354، ص. 12-14). اگرچه این بخش از مقدّمۀ مؤلّف تعبیر سلطانی در برگهای باقیمانده از نسخۀ التحبیر فی علم التعبیر وجود ندارد، دیگر بخشهای باقیمانده از آن بهخوبی میتواند توجّه مؤلّف احتمالی یعنی فخر رازی را به ظرایف اصول خوابگزاری نشان دهد؛ دقایق و ظرایفی که در خوابنامههای پیش از آن بهندرت یافت میشود. همچنین از دیگر دلایل صحّت انتساب این اثر به امام فخر رازی، وحدت روش تقسیمبندی در قسم اولِ التحبیر فی علم التعبیر و باب بیست و پنجمِ جامعالعلوم (ستّینی) در علم التعبیر است (ر.ک: رازی، 1354، ص. 14) که نمونههایی از آن در ادامه آمده است:
همچنین علاوه بر وحدت روش تقسیمبندی، شباهت محتوایی متن التحبیر فی علم التعبیر و جامعالعلوم (ستّینی) نیز نشان میدهد مؤلّفی واحد این باب از جامعالعلوم (ستّینی) را بهاختصار و التحبیر فی علم التعبیر را بهتفصیل به تحریر درآورده که نمونهای از آن به شرح زیر است:
1- 1. سرچشمه و جویباران[4] بررسی و تعمّق در تعبیرالرؤیاهای موجود و مقایسۀ آنها با بخش باقیماندۀ التحبیر فی علم التعبیر نشان میدهد که یکی از منابع استفادهشدۀ امام فخر رازی احتمالاً القادری فی التعبیر اثر نصربن یعقوب دینوری بوده که در ادامه به نمونهای از آنها اشاره میشود:
امّا باید به این نکتۀ مهم توجّه کرد که مؤلّف برخلاف استفاده از القادری فی التعبیر، اثر خود را با رویکرد خاص خود فصلبندی کرده و از فصول و ابواب القادری فی التعبیر پیروی نکرده است؛ در نتیجه، در عناوین و ترتیب فصول و ابواب این دو اثر هیچ شباهتی دیده نمیشود. همچنین هیچ تشابهی میان عناوین و ترتیب بابهای التحبیر فی علم التعبیر و خوابنامههای فارسی پیش و پس از آن، از جمله خوابگزاری، کامل التعبیر، کتاب الناصری فی ترجمة کتاب القادری فی التعبیر و تعبیر سلطانی[5] وجود ندارد و المعتبر فی علم التعبیر تنها خوابنامۀ شناختهشدۀ فارسی پس از التحبیر فی علم التعبیر است که از نظر فصلبندی به آن شباهت فراوانی دارد.
پیشتر تصوّر بر این بود که مهمترین خوابنامههای مستقل باقیمانده از نثر فارسی تا قرن 8ق. محدود به خوابگزاری، کامل التعبیر، التحبیر فی علم التعبیر و تعبیر سلطانی است (کمیلی، 1387، ص. 157؛ 1397، ص. 104-110) امّا اینک با توجّه به پژوهشهای تازهتر نشان داده شده است که دو اثر دیگر نیز از این گونۀ نثر فارسی به نام کتاب الناصری فی ترجمة کتاب القادری فی التعبیر (ر.ک: صفری آققلعه، 1397) و المعتبر فی علم التعبیر (ر.ک: دهقان نیری و همکاران، 1403) دستیاب است. المعتبر فی علم التعبیر، خوابنامهای فراموششده از قرن هفتم ق. است که ابراهیمبن اسماعیلبن ابراهیم بکری زنجانی شیرازی (م: 683ق.)، محدّث شافعیمذهب، در سال 666ق. احتمالاً در ناحیۀ غرب ایران آن را نوشته و به خواجه شمسالدّین محمّد جوینی، وزیر خوشنام ایلخانان اهدا کرده است. تاکنون از این اثر تنها یک نسخه شناخته شده که با توجّه به قرائن متنی احتمالاً همان نسخۀ مؤلّف است که در سال 666ق. نوشته شده است و در مجموعۀ عموجه حسین پاشا در کتابخانۀ سلیمانیۀ استانبول نگهداری میشود. برخی از منابع مؤلّف در تألیف این اثر عبارتند از: القادری فی التعبیر، التحبیر فی علم التعبیر، تعبیر الرؤیا ابن قتیبه، تعبیر الرؤیا ارطامیدورس افسسی ترجمۀ حنینبن اسحاق که در این میان استفادۀ او از القادری فی التعبیر و التحبیر فی علم التعبیر بیش از دیگر خوابنامههای عربی و فارسی بوده است. از این دستنویس تنها ۲۳2 برگ[6] در دو فنّ باقی مانده است و متأسفانه افتادگیهایی در فنّ دوم این کتاب وجود دارد. فنّ دوم شامل یک مقدّمه و هفت مقالت است که هر مقالت به ابواب و فصول جزئیتری تقسیم شده است؛ مقالت اول شامل ده باب، مقالت دوم شامل پنج باب و مقالت سوم به دو قسم تقسیم شده که قسم اول شامل هجده باب است و از همین مقالت افتادگی نسخه آغاز میشود. بدین ترتیب، هرچند قسم اولِ مقالت سوم شامل هجده باب است، تنها یازده باب از آن موجود است و بخش پایانی باب یازدهمِ مقالت سوم (از حرف کاف و پس از واژۀ «کرسی» به بعد) تا باب هجدهم و تمام قسم دومِ مقالت سوم و تمام مقالت چهارم تا هفتم نسخه افتاده است. خوشبختانه مؤلّف در فهرست ابتدایی کتاب (بکری، 666ق، گ. 3 پ - ۷ ر) از تمامی ابواب و فصول این اثر تا پایان مقالت هفتم بهتفصیل نام برده است که امکان آشنایی با ساختار کلّی کتاب را برای خواننده فراهم میکند. از طریق بررسی محتوا، ترتیب و نام ابواب المعتبر فی علم التعبیر بهروشنی آشکار است که بهرغم تفاوتهای محتوایی و ساختاری، بکری از التحبیر فی علم التعبیر بهره گرفته است؛ در ادامه به ارتباط و تشابه این دو اثر اشاره میشود:
2- 1. ترتیب و عنوان بابهای المعتبر فی علم التعبیر و التحبیر فی علم التعبیر هرچند ترتیب و عنوان بابها در التحبیر فی علم التعبیر و المعتبر فی علم التعبیر در نمونههایی یکسان نیست امّا در کلیّت به یکدیگر شباهت بسیاری دارند که به چند نمونه از آنها اشاره میشود:
2- 2. مقدّمۀ المعتبر فی علم التعبیر و التحبیر فی علم التعبیر افزون بر تشابه عنوان و ترتیب بابهای التحبیر فی علم التعبیر و المعتبر فی علم التعبیر، مقدّمههای این دو اثر نیز به یکدیگر شباهت فراوانی دارند که به نمونههایی از آنها اشاره میشود:
2- 3. المعتبر فی علم التعبیر و جامعالعلوم (ستّینی) دو بخش نسبتاً مفصّل در المعتبر فی علم التعبیر وجود دارد که اگرچه به سبب باقی ماندن «چیزی قریب به یک چهارم» اوراق التحبیر فی علم التعبیر امکان ردیابی آنها در این اثر وجود ندارد (ر.ک: رازی، 1354، ص. 14)، مشابه آنها در جامعالعلوم (ستّینی) آمده است که میتواند نشاندهندۀ آن باشد که منبع ابراهیمبن اسماعیلبن ابراهیم بکری زنجانی شیرازی، مؤلّف المعتبر فی علم التعبیر، احتمالاً یکی از آثار امام فخرالدّین ابوعبداللّه محمّدبن عمربن حسینبن حسنبن علی تیمی بکری طبرستانی مشهور به ابن خطیب رازی بوده است.
در نمونۀ اول، نسبتاً مشابه آنچه در المعتبر فی علم التعبیر آمده، تا به امروز تنها در البدر المنیر فی علم التعبیر (المقدسی، 2000م، ص. 167)، با اندکی تفاوت یافت شده است، امّا آن اثر نمیتواند منبع / مأخذ بکری بوده باشد؛ زیرا هردو اثر در سدۀ هفتم قمری تألیف شدهاند؛ بنابراین، در بهترین حالت تنها میتواند نشاندهندۀ منبع / منابع مشترک میان این دو اثر باشد؛ البته وجود این بخش با اندکی تفاوت در جامعالعلوم (ستّینی) نشاندهندۀ آن است که احتمالاً بکری یا از جامعالعلوم (ستّینی) یا از دیگر آثار امام فخر رازی این بخش را برگرفته است. مؤیّد این نتیجهگیری آن است که مؤلّف التحبیر فی علم التعبیر در همین کتاب، به اثر دیگر خود به نام «تعبیر کبیر»[8] اشاره کرده است (ر.ک: رازی، 1354، ص. 72). بنابراین، چه بسا که او دو اثر در علم تعبیر تألیف کرده بوده است: یکی مختصر به نام «التحبیر فی علم التعبیر» و دیگری مفصّل به نام «تعبیر کبیر» که در این صورت شاید بکری این دو بخش را از تعبیر کبیر برگرفته باشد، زیرا چنین جزئیاتی کمتر در التحبیر فی علم التعبیر آمده است.
همچنین مشابه نمونۀ دوم تاکنون تنها در تعبیر الرؤیا (الافسسی، 1964م، ص. 25- 28) با تفاوتهای محتوایی آمده است و هرچند نمیتوان با اطمینان گفت که بکری این بخش را از جامعالعلوم (ستّینی) برگرفته است، تا به امروز یکی از منطقیترین فرضیهها همین است.
اشکالات و کاستیها در تصحیح ایرج افشار عمدتاً از دو سبب نشئت گرفته است: خطای مصحّح و آسیبدیدگی نسخه شامل ساییدگی، کرمخوردگی، پارگی و افتادگی اوراق آن (ر.ک: رازی، 1354، ص. 18، 38، 53، 82، 107، 108). اشکالات و کاستیهای نشئتگرفته از خطای مصحّح را میتوان به شش گروه تقسیم کرد: افزودن کلمه یا کلمههای غیرضروری که در نسخه وجود ندارد، افزودن کلمه یا کلمههای نادرست، حذف بیدلیل کلمه یا کلمههایی که در نسخه وجود دارد، غلطخوانی برخی از ضبطهای نسخه، ثبت ضبطهای نادرست در متن و قیاسی تصحیح نکردن آنها و در مواردی بسیار اندک اشکالات تایپی. اشکالات و کاستیهای ناشی از آسیبدیدگی نسخه نیز به چهار گروه تقسیم میشود: ثبت نکردن ضبطهای نسبتاً ناخوانا، ثبت نادرست ضبطهای مبهم نسخه، ذکر نکردن ضبطهای پاکشده و تشخیص ندادن محلّ فصلبندی هشت برگ پایانی. نگارندگان به منظور بهرهوری بیشتر، علاوه بر مقایسۀ تصحیح افشار با نسخۀ استفادهشدۀ او در نمونههایی نیز از المعتبر فی علم التعبیر بهره بردند و ضبط آن را به دست دادهاند تا بدینگونه علاوه بر اشکالات و کاستیهای چاپ افشار، ضرورت استفاده از المعتبر فی علم التعبیر برای تصحیح مجدّد آن نشان داده شود. در ادامه بهاختصار به مهمترین موارد اشاره میشود: 3- 1. اشکالات 3- 1- 1. افزودن کلمه یا کلمههای غیرضروری که در نسخه وجود ندارد (بدون نشانگر قلاب در متن)
3- 1- 2. افزودن کلمه یا کلمههای نادرست (با نشانگر قلاب در متن)
3- 1- 3. حذف بیدلیل کلمه یا کلمههایی که در نسخه وجود دارد
3- 1- 4. غلطخوانی برخی از ضبطهای نسخه
3- 1- 5. ثبت نادرست ضبطهای مبهم نسخه[10] (که به کمک المعتبر فی علم التعبیر تصحیح شد)
3- 1- 6. اشکالات تایپی
3- 2. کاستیها 3- 2- 1. ثبت نکردن ضبطهای نسبتاً ناخوانا عواملی مانند وصّالی و رفوشدگی برگها (رازی، سدۀ 7 و 8، گ. 35 ر-35 پ) و خطخوردگی برخی از ضبطها (رازی، سدۀ 7 و 8، گ. 23 ر-23 پ) سبب ناخوانا شدن بخشهایی از متن گشته که در تصحیح جدید با توجّه به محتوا تکمیل شده است، نمونههایی از آن به شرح زیر است:
3- 2- 2. وجود افتادگیهای فراوان (که به کمک المعتبر فی علم التعبیر کامل شد)
3- 2- 3. تشخیصندادن محلّ فصلبندی هشت برگ پایانی (که به کمک المعتبر فی علم التعبیر مرتّب شد) ایرج افشار در التحبیر فی علم التعبیر بر اساس ترتیب بابهایی که شماره و نام آن موجود بوده، تمام بابها بهجز هشت برگ را بهدقّت فصلبندی کرده و آن هشت برگ را در انتهای متن آورده است تا «مگر روزی نسخهای کامل ازین اثر به دست افتد و صورت صحیح آن به چاپ برسد» (رازی، 1354، ص. 137). همانطور که پیشتر گفته شد، تا به امروز المعتبر فی علم التعبیر تنها خوابنامۀ شناختهشدهای است که از نظر ترتیب، نام و محتوای بابها به التحبیر فی علم التعبیر شباهت فراوانی دارد؛ بنابراین، با بررسی هشت برگ پایانی التحبیر فی علم التعبیر و مقایسۀ آن با فهرست و متن باقیماندۀ المعتبر فی علم التعبیر محلّ دقیق این برگها را میتوان تشخیص داد. در صفحات 139-142 التحبیر فی علم التعبیر بابی آمده که با «... که پیروزنام بود» آغاز و به «اندر خوفی باشد ...» ختم شده است. تنها عنوان قطعی موجود در این برگها «گفتار چهارم اندر دیدن عددها» است که بر اساس تشخیص افشار متعلّق به قسم اولِ التحبیر فی علم التعبیر است. کلیدواژۀ «اعداد» در المعتبر فی علم التعبیر تنها در دو قسمت بهکار رفته است: «چنانکه اندر ذکر رؤیت اعداد یاد کرده شود اندر باب تأویل منامات نادره» (بکری، 666ق، گ. 49 پ) و «و شمردن چیزها را نیز به حسب خاصیّت آن اعداد تعبیر باید کردن چنانکه اندر ذکر خاصیّت اعداد گفته شود» (بکری، 666ق، گ. 212 پ-213 ر) که نشان میدهد در المعتبر فی علم التعبیر بخشی به اعداد و خاصیّت آنها در «باب تأویل منامات نادره» اختصاص داده شده که به علّت افتادگی بخشی از فنّ دوم این اثر قابل بازیابی نیست و تنها شاهد مشابه با عنوان «باب تأویل منامات نادره» در کلّ فهرست فنّ اول و دوم، فصل اولِ باب آخرِ فنّ دوم با عنوان «اندر بعضی از تعبیرات نادره» است (بکری، 666ق، گ. 7 ر). بر اساس این فصل از المعتبر فی علم التعبیر، میتوان نتیجه گرفت که این باب از التحبیر فی علم التعبیر در قسم دوم آن بهعنوان آخرین باب با عنوانی مشابه «[باب ... اندر بعضی از تعبیرات نادره]» مانند المعتبر فی علم التعبیر قرار داشته است و نظر افشار دربارۀ تعلّق این باب به قسم اول نادرست است؛ زیرا این باب دربارۀ اصول خوابگزاری نیست بلکه دربارۀ تأویل «دیدن عددها» در خواب است و باید متعلّق به قسم دوم باشد (ر.ک: رازی، 1354، ص. 139). در صفحات 143-144 التحبیر فی علم التعبیر بخشی آمده که با «به چوبپارها (کذا) کرده است» شروع و به «وی را مذمت کنند» پایان یافته است و موضوع اصلی این صفحات خوابهایی است که با توجّه به تمثیلهای قرآنی تعبیر میشوند. با بررسی ابواب قسم اولِ التحبیر فی علم التعبیر مشخص میشود که این بخش (رازی، سدۀ 7 و 8، گ. 7 ر و 7 پ) باید پس از برگ 63 پ قرار گیرد تا «باب بیست و هشتم اندر بیرون آوردن تعبیر از قرآن و حدیث و امثال و نظایر» کامل شود (ر.ک: رازی، 1354، ص. 34). همچنین برگهای 52 پ-54 ر المعتبر فی علم التعبیر تأییدی است بر محلّ قرارگیری این بخش در همان باب بیست و هشتمِ التحبیر فی علم التعبیر. در صفحات 145-150 التحبیر فی علم التعبیر بابی آمده که با «و اگر چون سر گاو و گوسفند و شتر و مانند آن بیند دلیل خواری و زیردستی باشد» شروع و به «تفاوت دندانها[ی] اول و دوم باشد در تیزی و قوت» ختم شده و موضوع آن تعبیر اعضای بدن انسان است. با توجّه به اینکه مقالت دومِ المعتبر فی علم التعبیر (شامل پنج باب) (بکری، 666ق، گ. 5 ر-5 پ) برابر با بابهای چهاردهم، پانجدهم، شازدهم، هفدهم و هشدهمِ (= هجدهم) التحبیر فی علم التعبیر (رازی، 1354، ص. 65-98) است و بابهای اول و دومِ قسم اولِ مقالت سومِ المعتبر فی علم التعبیر با عنوان «باب اول اندر دیدن پیر و جوان نرینه و مادینه و آنچه بدان تعلّق دارد» و «باب دوم اندر دیدن اختلاف الوان انسان از سپیدی و سیاهی و مانند آن» (بکری، 666ق، گ. 5 پ) برابر با باب نوزدهمِ التحبیر فی علم التعبیر با عنوان «اندر دیدن آدمی معروف و مجهول و اختلاف رنگها[ی] وی» (رازی، 1354، ص. 99) است، بدین ترتیب صفحات 145-150 در التحبیر فی علم التعبیر با اندکی تفاوت در ترتیب و محتوا برابر با باب سومِ مقالت سومِ المعتبر فی علم التعبیر با عنوان «اندر دیدن اعضای آدمی یکانیکان» است (ر.ک: بکری، 666ق، گ. 5 پ، 158 ر-163 پ) و صفحات 145-150 در التحبیر فی علم التعبیر با عنوان الحاقی «[باب بیستم اندر دیدن اعضای آدمی یکانیکان]» پس از باب نوزدهم در صفحات 99-103 قرار میگیرد. باید توجّه داشت که جملۀ آغازین باب بیستمِ التحبیر فی علم التعبیر (ر.ک: رازی، 1354، ص. 145) متعلّق به همین باب است و اگرچه در التحبیر فی علم التعبیر ناقص مانده، امّا در المعتبر فی علم التعبیر ذیل مدخل فرعی «التغیّر فی الرأس» در زیر عنوان «الرأس» در اعضای آدمی آمده است (ر.ک: بکری، 666ق، گ. 158 ر-159 ر). در صفحات 151-154 التحبیر فی علم التعبیر بابی آمده که با «آمدن از غمها و رنجها باشد» آغاز و با «و باز گفتهاند نظر در آینه کردن دلالت کند که حق تعالی» پایان یافته و موضوع آن سر و تن شستن، سر به شانه کردن، شانه، سرمه اندر چشم کشیدن، خضاب دست و پا و سر و ریش، آینه و نظر اندر آینه کردن است. با توجّه به فهرست فنّ دومِ المعتبر فی علم التعبیر، این باب از التحبیر فی علم التعبیر برابر با باب پنجمِ مقالت سومِ المعتبر فی علم التعبیر با عنوان «اندر دیدن روغن اندر سر و بدن استعمال کردن و اندر دیدن سر شستن و سر به شانه و سرمه کشیدن و خضاب کردن و نظر اندر آینه (اصل: «اندر آینه» مکرّر است) کردن و اندر تأویل آینه و اندر آهک کار فرمودن» (بکری، 666ق، گ. 5 پ) است که با توجّه به ناقص بودن محتوای این باب در التحبیر فی علم التعبیر، عنوان الحاقی آن میتواند چنین باشد: «[باب ... و اندر تأویل سر شستن و سر به شانه کردن و اندر تأویل شانه و اندر دیدن سرمه کشیدن و خضاب کردن و اندر تأویل نظر اندر آینه کردن و اندر ذکر دیدن آینه]» تا هم از المعتبر فی علم التعبیر و هم از محتوای ناقص باب یادشده در التحبیر فی علم التعبیر پیروی شده باشد. بدین ترتیب این باب پس از باب بیستمِ التحبیر فی علم التعبیر یعنی «[باب بیستم اندر دیدن اعضای آدمی یکانیکان]» قرار میگیرد؛ زیرا در المعتبر فی علم التعبیر نیز ابتدا «اعضای آدمی یکانیکان»، پس از آن «موی سر و ریش و بدن و آنچه بدان تعلّق دارد» و سپس این باب قرار دارد (ر.ک: بکری، 666ق، گ. 5 پ)، که به علّت افتادگی قسمتی از فهرست و محتوای قسم دومِ التحبیر فی علم التعبیر نمیتوان شمارۀ این باب را بهطور قطعی «بیست و یکم» یا «بیست و دوم» اعلام کرد. در صفحات 155-157 التحبیر فی علم التعبیر بابی آمده که با «[تأ]ویل اعمال بنی آدم بود» شروع و به «نخود گرم همیخوردم. گفت ....» ختم شده و موضوع آن کشت و زرع و غلّات است. بر اساس عناوین فهرست فنّ دومِ المعتبر فی علم التعبیر، این باب از التحبیر فی علم التعبیر با باب چهارمِ مقالت ششمِ المعتبر فی علم التعبیر با عنوان «اندر تأویل زروع و حبوب و ما یتعلّق بذلک» (بکری، 666ق، گ. 7 ر) بیشترین شباهت را دارد که متأسفانه به علّت ناقص بودن دستنویس المعتبر فی علم التعبیر امکان بررسی محتوای آن وجود ندارد. با توجّه به ترتیب بابهای مقالت ششمِ المعتبر فی علم التعبیر (بکری، 666ق، گ. 7 ر ) و مقایسه و تطبیق آن با بابهای التحبیر فی علم التعبیر، این باب باید پس از «باب چهل و هشتم اندر ثمرة» (رازی، 1354، ص. 134-136) قرار بگیرد؛ زیرا بابهای اول، دوم و سومِ مقالت ششمِ المعتبر فی علم التعبیر به ترتیب با عناوین «اندر رؤیت شهرها و دیهها و اندر تأویل عمارات»، «اندر تأویل اشجار میوه و غیر آن و اندر تأویل باغ و ما یتعلّق بذلک» و «اندر تأویل ثمار با اختلاف انواع آن» (ر.ک: بکری، 666ق، گ. 7 ر) برابر با بابهای چهل و ششم، چهل و هفتم و چهل و هشتم در التحبیر فی علم التعبیر (رازی، 1354، ص. 129-136) است و بدین ترتیب این باب پس از آنها قرار میگیرد امّا نمیتوان با اطمینان شمارۀ باب را تعیین کرد؛ زیرا مقالت ششمِ المعتبر فی علم التعبیر شامل پنج باب است و با توجّه به آسیبدیدگی اوراق التحبیر فی علم التعبیر این احتمال وجود دارد که باب چهارم و پنجمِ مقالت ششمِ المعتبر فی علم التعبیر به ترتیب با عناوین «اندر تأویل زروع و حبوب و ما یتعلّق بذلک» و «اندر دیدن خضراوات و آنچه بدان تعلّق دارد مثل خیار و خربزه و اندر تأویل رؤیت ریاحین و ختم این باب بر رؤیت خراب شدن مواضع معموره کرده شود» (بکری، 666ق، گ. 7 ر) در التحبیر فی علم التعبیر با ترتیب متفاوتی آمده باشد، در نتیجه، نمیتوان بهطور قطعی گفت که صفحات 155-157 التحبیر فی علم التعبیر با عنوان الحاقی «[اندر تأویل کشت و زرع و دانهها و آنچه بدان تعلّق دارد] باب چهل و نهم است یا باب پنجاهم.
3- 2- 4. ثبت ضبطهای نادرست در متن و قیاسی تصحیح نکردن آنها ضبطهایی در التحبیر فی علم التعبیر تصحیح ایرج افشار به چشم میخورد که با توجّه به منطق کلام باید بهصورت قیاسی تصحیح شود. در ادامه، نمونههایی از آنها آمده است:
همچنین برخی از ضبطهای آن با کمک المعتبر فی علم التعبیر باید بهصورت قیاسی تصحیح شود که چند نمونه از آنها به شرح زیر است:
نتیجهگیری التحبیر فی علم التعبیر، یکی از قدیمیترین خوابنامههای مستقل فارسی است که به امام فخر رازی (م: 606ق.) منسوب است و ایرج افشار آن را در سال 1354 تصحیح و چاپ کرده است. با توجّه به بررسیهای انجامشده، میتوان امام فخر رازی را به سبب یادکرد نام التحبیر فی علم التعبیر در کشفالظنون، ذکر بخشی از دیباچۀ اثر او در تعبیر سلطانی (ر.ک: ابرقوهی، 830ق، گ. 4 پ، 6 ر، 9 ر) و وحدت روش نظامبندی در التحبیر فی علم التعبیر و جامعالعلوم (ستّینی) بهطور قطعی مؤلّف التحبیر فی علم التعبیر دانست. مقایسۀ التحبیر فی علم التعبیر با دیگر خوابنامههای عربی و فارسی نشان میدهد که یکی از منابع مؤلّف این اثر القادری فی التعبیر بوده امّا او اثر خود را با رویکرد خاص خویش فصلبندی کرده و از ترتیب فصول و ابواب القادری فی التعبیر پیروی نکرده است، در نتیجه شباهتی در عناوین و ترتیب ابواب این دو اثر دیده نمیشود. همچنین تشابهی میان عناوین و ترتیب بابهای التحبیر فی علم التعبیر و خوابنامههای شناختهشدۀ فارسی پیش و پس از آن، از جمله خوابگزاری، کامل التعبیر، کتاب الناصری فی ترجمة کتاب القادری فی التعبیر و تعبیر سلطانی[13] وجود ندارد. در این میان المعتبر فی علم التعبیر تنها خوابنامۀ شناختهشدۀ فارسی پس از التحبیر فی علم التعبیر است که از نظر فصلبندی شباهت فراوانی به آن دارد و به همین سبب، علاوه بر مقایسۀ تصحیح افشار با نسخۀ استفادهشدۀ او، مراجعه به المعتبر فی علم التعبیر نیز برای تصحیح مجدّد التحبیر فی علم التعبیر ضرورت دارد تا بدینگونه بتوان اشکالات و کاستیهای تصحیح افشار را برطرف کرد. در این جستار نشان داده شد که اشکالات تصحیح افشار شامل افزودن کلمه یا کلمههای غیرضروری که در نسخه وجود ندارد، افزودن کلمه یا کلمههای نادرست، حذف بیدلیل کلمه یا کلمههایی که در نسخه وجود دارد، غلطخوانی برخی از ضبطهای نسخه، ثبت ضبطهای نادرست در متن و قیاسی تصحیح نکردن آنها و در مواردی بسیار اندک اشکالات تایپی است و کاستیهای آن عبارتند از: ثبت نکردن ضبطهای نسبتاً ناخوانا، ثبت نادرست ضبطهای مبهم نسخه، ذکر نکردن ضبطهای پاکشده و تشخیص ندادن محلّ فصلبندی هشت برگ پایانی.
[1]. بررسی کلیدواژۀ «التحبیر فی علم التعبیر» نشان میدهد که آثار دیگری هم به این نام وجود دارد و چه بسا این نام، عنوانی بوده است برای گونهای فرعی در ژانر خوابنامههای عربی و فارسی. افزون بر نسخ متعدّد التحبیر فی علم التعبیر منسوب به امام محمّد غزّالی، تا امروز چهار اثر با عنوان «التحبیر فی علم التعبیر» با موضوع خوابگزاری از سدههای مختلف به دست آمده که عبارت است از: التحبیر فی علم التعبیر: خلاصهای از القادری فی التعبیر به عربی در کتابخانۀ بوهار هند (بروکلمان، 2006م، ج. 4/ 330؛ Khan Bahadur, 1923, V. 2/391؛ همچنین ر.ک: شنطی، 1405ق، ص. 36)؛ التحبیر فی علم التعبیر: خلاصهای از حیوة الحیوان کمال الدّین محمّد دمیری (التحبیر فی علم التعبیر، سدۀ 12)؛ التحبیر فی علم التعبیر: خلاصهای از «کلام ابن سیرین و جعفربن محمّد الصادق و ابراهیمبن عبداللّه الکرمان و غیرهم» از حمزةبن محمّدبن محمّدبن سقری الابنجی (الابنجی) که نمونۀ احتمالاً مشابه آن نیز وجود دارد: التحبیر فی علم التعبیر از حمزةبن محمّدبن شعر الإنجی (ابن زغیبة، 1435ق، ص. 5) که متأسفانه دسترسی به آن تاکنون ممکن نشده است. [2]. افزون بر این نمونه، ابرقوهی در دو قسمت دیگر نیز به «کتاب التحبیر» اشاره کرده است (ر.ک: 830ق، گ. 6 ر، 9 ر). [3]. تصحیح افشار: دریابد و درخواهد ... . [4]. مقصود از «سرچشمه» یکی از آثار استفادهشدۀ امام فخر رازی در نگارش التحبیر فی علم التعبیر و منظور از «جویباران» آثاری است که با استفاده از التحبیر فی علم التعبیر تألیف شده است. [5]. افزون بر المعتبر فی علم التعبیر، تعبیر سلطانی نیز یکی از جویباران حاصل از التحبیر فی علم التعبیر است؛ زیرا به تصریح مؤلّف آن، یکی از منابع او التحبیر فی علم التعبیر بوده است اما به علّت آسانی دسترسی، به ترتیب حروف فصلبندی شده است (ر.ک: ابرقوهی، 830ق، گ. 4 پ، 21 پ). [6]. در فهرست نسخ خطی کتابخانۀ عموجه حسین پاشا تعداد اوراق ظاهراً به اشتباه 270 برگ یاد شده است (دفتر کتبخانۀ عموجه حسین پاشا، 1310، ص. 23). [7]. این بخش اگرچه در فنّ دومِ اثر ذیل عنوان «تنبیه» آمده، مؤلّف در توضیح آن نوشته است که: «ما طرفی سخن اندر تحقیق این مناسبات در فنّ اول از این کتاب که مقصور است بر ذکر اصول منامات، ایراد کردهایم و اندک اشارتی اندر این موضع بکنیم تا تتمّۀ آن شود» (بکری، 666ق، گ. 224 ر)، بنابراین این بخش را باید قسمتی از فنّ اول دانست که با تأخّر آمده است. [8]. آیا تعبیر کبیر ارتباطی با الجامع الکبیر فی التعبیر اثر نصربن یعقوب دینوری دارد؟ صفری آققلعه احتمال داده است که الجامع الکبیر فی التعبیر عنوان دیگرِ القادری فی التعبیر باشد (1397، ص. 40). [9] جبیره: تختههای باریک و نوارهایی که شکستهبند با آنها محلی از بدن را که استخوانش شکسته، میبندد. [10]. مقصود ضبطهایی است که بعضی از حروف مؤثر آن نقطه ندارد. [11]. نسخهبدل صفحۀ 105 تصحیح افشار: «اصل: کردن بیماری درازی بیماری». [12]. نسخهبدل صفحۀ 120 تصحیح ایرج افشار: «کذا در اصل، شاید «جوی شدن» بیمناسبت نباشد». [13]. افزون بر المعتبر فی علم التعبیر، تعبیر سلطانی نیز یکی از جویباران حاصل از التحبیر فی علم التعبیر است زیرا به تصریح مؤلّف آن، یکی از منابع او التحبیر فی علم التعبیر بوده است امّا به علّت آسانی دسترسی، به ترتیب حروف فصلبندی شده است (ر.ک: ابرقوهی، 830ق، گ. 4 پ، 21 پ). | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مراجع | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
ابرقوهی، اسماعیلبن نظامالملک (830 ق). تعبیر سلطانی، دستنویس کتابخانۀ فاتح، شمارۀ 3652.
الافسسی، ارطامیدورس (1964م). تعبیر الرؤیا (نقله من الیونانیة إلی العربیة حنینبن اسحاق، قابله بالأصل الیونانی و حقّقه و قدّم له: توفیق فهد). المعهد العلمی الفرنسی للدراسات العربیة.
باغستانی، اسماعیل (1390). خوابگزاری، در دانشنامۀ جهان اسلام (ج. 16، صص. 217-228؛ زیر نظر غلامعلی حدّاد عادل). بنیاد دائرة المعارف اسلامی.
بروکلمان، کارل (2006م). تاریخ الأدب العربی (نقله إلی العربیة: عبدالحلیم النّجار). دارالکتاب الإسلامی.
ابن زغیبة، عزّالدّین (1435ق). مکتبة کلیة الباقیات الصالحات؛ فیلور – تامل نادو – الهند. آفاق الثقافة و التراث، (89)، 4- 5.
بکری، ابراهیمبن اسماعیل (666ق). المعتبر فی علم التعبیر. دستنویس مجموعۀ عموجه حسین پاشا در کتابخانۀ سلیمانیۀ استانبول، شمارۀ 273.
التحبیر فی علم التعبیر (12 تقدیراً). دستنویس کتابخانۀ الإمام محمّدبن مسعود الإسلامیة، شمارۀ 1232.
حمزةبن محمّدبن محمّدبن سقری الابنجی. التحبیر فی علم التعبیر (کتابت: سیّد برهانالدّین الرّاجی). دستنویس کتابخانۀ مولانا آزاد، شمارۀ H.G.57/3.
دفتر کتبخانۀ عموجه حسین پاشا (1310ق). درسعادت.
دهقان نیری، سعیده، ساکت، سلمان، و رادمرد، عبداللّه (1403). «معرّفی و بررسی خوابنامهای کهن به نام المعتبر فی علم التعبیر». جستارهای نوین ادبی، 57(3)، 77-100.
الدینوری، نصربن یعقوببن ابراهیم (2000م). التعبیر فی الرؤیا أو القادری فی التعبیر (دراسة و تحقیق: فهمی سعد). عالم الکتب، الطبعة الثانیة.
رازی، محمّدبن عمر (1354). التحبیر فی علم التعبیر (به اهتمام ایرج افشار). بنیاد فرهنگ ایران.
رازی، محمّدبن عمر (1397). جامعالعلوم (ستّینی) (تصحیح و تحقیق: سیّد علی آلداود). دکتر محمود افشار با همکاری انتشارات سخن.
رازی، محمّدبن عمر (سدۀ 7 و 8). التحبیر فی علم التعبیر. دستنویس کتابخانۀ مجلس شورای اسلامی، شمارۀ 16677.
شنطی، عصام محمّد (1405ق). المخطوطات العربیة فی الهند. صفاة: جامعة الدول العربیة. المنظمة العربیة للتربیة و الثقافة و العلوم. معهد المخطوطات العربیة.
صفری آققلعه، علی (1397). کتابُ الناصری فی ترجمةِ کتابِ القادری فی التّعبیر؛ ترجمۀ فارسی مورّخ 692ق (با نکاتی دربارۀ اصل عربی کتاب و مؤلّفِ آن). آینه میراث، 16(2)، 33-50.
کمیلی، مختار (1387). خوابنامهنویسی در زبان و ادب فارسی (سیری در مهمترین خوابنامههای فارسی). گوهر گویا، 2(4)، 151-177. https://jpll.ui.ac.ir/article_16390.html
کمیلی، مختار (1397). خوابنامه به مثابۀ یک ژانر. پژوهشهای ادبی، 15(59)، 87-114.
المقدسی، احمد (2000م). البدر المنیر فی علم التعبیر (ضبط و تحقیق و تعلیق: حسینبن محمّد جمعة). مؤسسة الریّان.
References Abargou'I, I. (830 A.H). Ta'bir Soltani. The manusript of Fatih. no. 3652. [In Persian] Al-Dinvari, N. (2000). Al-Tahbir fi Ilm al-Ta'bir (Researched by Fahmi Sa'd). Alem al-Kutub. [In Arabic] AL-Ibnji, H. (n.d.). Al-Tahbir fi Ilm al-Ta'bir. The manusript of Molana Azad. no. H.G.57/3. [In Arabic] Al-Maghdesi, A. (2000). Al-Badr al-Monir fi Ilm al-Ta'bir (Recorded, researched and annotated by Hossein bin Mohammad Jom’a). Al-Rayan Institute. [In Arabic] Al-Tahbir fi Ilm al-Ta'bir. (12 th). The manusript of the Librabry of Imam Mohammad bn Masoud al-Islamia. no. 1232. [In Persian] Baghestani, I. (2011). Khabgozari. Encyclopaedia Of The World Of Islam (G.A. Haddad Adel, Ed.; Vol. 16, pp. 217-228). Encyclopaedia Islamica Foundation. [In Persian] Bakri, I. (666 A.H). Al-Mo'tabar fi Ilm al-Ta'bir. The manusript of Amcazade Hüseyin Pasha Library. no. 273. [In Persian] Brockelmann, C. (2006). History of the Arabic written tradition (A. Najjar, Trans.) Dar al-Kutub al-Islami. [In Arabic] Dehqan niri, S., Saket, S., & Radmard, A. (2025). Introducing and Exploring an Ancient Dream Book Titled Al-Mo’tabar fi Ilm al-Ta’bir. New Literary Studies, 57(3), 77-100. https://doi.org/10.22067/jls.2024.88395.1596 Ephesius, A. (1864). Ta'bir al-Ro'ya (Translated from Greek into Arabic by Hunain bin Ishaq; Compared with the Greek version and verified and introduced by Tofigh Fahd). Al-Ma’had al-Ilmi al-Feransi li-Dirasat al-Arabia. [In Arabic] Ibn Zoghaibah, A. (2013/1435 AH). Maktaba Kulia al-Baghiyat al-Salihat; Vellore – Tamil Nadu – India. Horizons of Culture and Heritage, (89), 4-5. [In Arabic] Komeili, M. (2009). Dream interpretation writing in the Persian language and literature A survey of the most important Persian dream interpretation books. Research on Mystical Literature, 2(4), 151-177. https://jpll.ui.ac.ir/article_16390.html [In Persian] Komeili, M. (2018). Dream Interpretation writings (khabnameh) as a literary Genre. Literary Research, 15(59), 87-114. https://lire.modares.ac.ir/article-41-27887-fa.htm [In Persian] Khan Bahadur, Sh. M. H. H. (1923). Catalogue raisonne of the Buhar library (Catalogue of the Arabic manuscripts in the Buhar library). Imperial library. Razi, M. (2018). Jame' al-Oloum (Corrected and researched by Seyyed Ali Ale-Davoud). Doctor Mahmoud Afshar with Sokhan Publications. [In Persian]. Razi, M. (1975). Al-Tahbir fi Ilm al-Ta'bir. (I. Afshar, Ed.). Iranian Culture Foundation. [In Persian] Razi, M. (7 & 8 th). Al-Tahbir fi Ilm al-Ta'bir. The manusript of the Library, Museum and Documentation Center of I.R.IRAN Parliament. no. 16677. [In Persian] Safari Aghghaleh, A. (2018). Ketab al-Naseri fi Tarjoma Kitab Al-Ghaderi fi al-Ta'bir; translated into Persian in 629 AH (With some notes on the original Arabic version of the book and its author). Ayeneh Miras, 16(2), 33-50. https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1458699 [In Persian] Shenti, A. (1984/1405 AH). Al-Makhtoutat al-Arabia fi al-Hind. The Arab League; Institute of Arabic Manuscripts [In Arabic] The Office of Amcazade Hüseyin Pasha Library. (1886/1310 AH). Dorre Saadat. [In Persian] | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 637 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 172 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||