| تعداد نشریات | 44 |
| تعداد شمارهها | 1,853 |
| تعداد مقالات | 14,986 |
| تعداد مشاهده مقاله | 41,803,688 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 16,379,649 |
بررسی روابط علّی متغیرهای مؤثر در اکوسیستم نوآوری شرکتی مورد مطالعه، فولاد مبارکه | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| پژوهش در مدیریت تولید و عملیات | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مقاله 6، دوره 16، شماره 2 - شماره پیاپی 41، تیر 1404، صفحه 95-120 اصل مقاله (2.17 M) | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی- فارسی | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22108/pom.2025.142493.1574 | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نویسندگان | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| محمدامین حیدری1؛ رضا انصاری* 1؛ سعید جهانیان1؛ یحیی پالیزدار2 | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 1گروه مدیریت، دانشکده علوم اداری و اقتصاد، دانشگاه اصفهان، ایران | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 2پژوهشکده فناوری نانو و مواد پیشرفته، تهران، ایران | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| چکیده | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| در فضای کنونی حاکم بر کسبوکارها، با توجه به میزان عدم قطعیتها و پیچیدگی، صاحبان بنگاهها به این نتیجه رسیدهاند که بقا و تداوم حرکت بنگاه در مسیر توسعه، به توجه به معیارهای جدیدی نیازمند است. به عبارت دیگر، تنها عملکرد بنگاه در تعامل فعال با بازیگران پیرامونی در راستای پیشبرد نوآوری و تحول در مبانی مدیریت، با محوریت تعامل در یک بستر زنده و رو به تکامل، ضامن صحت مسیر توسعۀ بنگاه است. مفهوم اکوسیستم نوآوری، یک مفهوم بنیادین به شمار میرود و برای این نگرش جدید، به راهکار نوین مذکور مطرح شده است. تحلیل صحیح شاخصهای پویایی و بقای اکوسیستم، به شناسایی کاستیهای ساختاری، عملکردی و راهبردی در اکوسیستم کمک میکند و در صورت لزوم، بازیگران کلیدی را به اصلاح و بازتعریف سازوکارها و حتی نقشها در اکوسیستم سوق میدهد. این مطالعه برای تحلیل فضای پیچیده و بسیار پویای اکوسیستم، ابتدا عوامل و متغیرهای مؤثر بر اکوسیستم را در طول زمان شناسایی و با روش دلفی فازی ، این متغیرها را غربال کرده است؛ سپس برای نشاندادن تعاملات در بستر اکوسیستم، نمودار روابط علّی متغیرها را ترسیم کرده است. درنهایت، اکوسیستم نوآوری فولاد مبارکه بهعنوان یک نمونه با فرآیند فوق، تحلیل شده است. در این پژوهش، 28 متغیر تأثیرگذار بر شرایط اکوسیستم نوآوری فولاد مبارکه، در قالب چهار زیرسیستم ارتباطات، توانمندیها، اقتصاد و پایداری اکوسیستم دستهبندی شدهاند؛ سپس با الگوگیری از پیشینۀ پژوهش در کنار بهرهگیری از نظرات خبرگان، روابط علّی این متغیرها شناسایی و نمودار روابط علّی متغیرهای مؤثر بر اکوسیستم نوآوری فولاد مبارکه با توجه به زیرسیستمهای مذکور، ارائه شده است. | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| کلیدواژهها | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| اکوسیستم نوآوری؛ دلفی فازی؛ مدلسازی؛ روابط علّی؛ فولاد مبارکه | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| اصل مقاله | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
a. 1- مقدمهمهاجرت ارزش از سازمانها به اکوسیستمها مسئلهای است که در سالهای اخیر، بنگاههای بزرگ دنیا را به چالش کشیده و مدیران این بنگاهها را به ایجاد بستر مناسب برای شکلگیری، جذب و رشد فضاهای آزاد و نوآورانه، سوق داده است؛ بستری که امکان رشد و تکامل مشترک را برای همۀ اعضای خود فراهم کند رشد و تعالی این بستر در گرو برنامهریزی صحیح و عملکرد مناسب همۀ اعضا، بهخصوص بازیگر یا بازیگران کلیدی اکوسیستم است؛ اما این بازیگران برای اینکه استراتژی مناسبی در مسیر بلوغ اکوسیستم انتخاب کنند، لازم است ابتدا به ارزیابی و درکی صحیح از شرایط و وضعیت اکوسیستم دست یابند؛ بنابراین ارزیابی وضعیت اکوسیستمی که بستر مناسبی برای نوآوری و تکامل مشترک اعضا باشد، نیازمند روشی مناسب است که این ساختار پویا، پیچیده و متنوع را بهخوبی مدلسازی و تحلیل کند Paasi et al., 2023; Meng & Ma, 2018; Yao et al., 2021; Yung et al., 2020; Zhang et al., 2021)(. در موضوع مدیریت بنگاهها، همواره یکی از دغدغههای مدیران، سیاستگذاران و محققان، پاسخ به این سؤال است که چگونه ارزیابیهای لازم ازطریق استقرار یک ساز و کار سنجش و پایش انجام شود؟ این موضوع بهصورت مشابه برای راهبران و بازیگران در اکوسیستم نیز مطرح است. در پیشینۀ مدیریت نوآوری، روشهای مختلفی برای ارزیابی وجود دارد؛ ازجمله رویکردهای عینی و ذهنی برای اندازهگیری خروجیها و فرآیندها (Kuczmarski, 2000; OECD & Eurostat, 2018) که برخی از این رویکردها ازنظر بازیگر اکوسیستم نیز در نظر گرفته به کار برده میشود. با این حال در واقعیت، اندازهگیری عملکرد پدیدههای جمعی چند بازیگر، کار دشواری است؛ زیرا معمولاً تنشها و تناقضات بین اهداف خاص هر بازیگر و سیستم پدیدار میشود و سؤالاتی را دربارۀ عملکرد و آن چیزی ایجاد میکند که دقیقاً باید اندازهگیری شود گروهی از محققان (Oh et al., 2016) استدلال میکنند که اندازهگیری صحیح پیشرفت تکامل مشترک در یک اکوسیستم نوآوری، فراتر از قابلیتهای علمی فعلی است؛ زیرا به نظر میرسد این فرآیند ارزیابی با توجه به وابستگیهای متقابل متعدد بین سازمانها، فناوریها، افراد و مؤسسات بسیار پیچیده است. در پاسخ به این مسئله، ریتالا و آلمپانوپولو[iii] (2017) پاسخ دادند که رویکردهای مختلفی در این زمینه اتخاذ میشود؛ برای مثال، اکوسیستم ازنظر بازیگران بررسی و جمعآوری و تجزیه و تحلیل اطلاعات در سطوح سیستمی یا زیرسیستمی انجام میشود. با توجه به دیدگاههای موجود در پیشینه، نتیجه گرفته میشود که ویژگی کلیدی اکوسیستمها در زمینههای اقتصادی و تجاری این است که منابع جدید ارزش ایجاد میکنند، منابع موجود را به اشتراک میگذارند تا ارزشهای جدید ایجاد و مدلهای تجاری مختلف را فعال کنند. با نگاه به گستردهبودن ابعاد و تنوع عناصر تشکیلدهندۀ اکوسیستمها، استفاده از تکنیکهای مدلسازی و تحلیل ساختارهای پیچیده، زمینۀ مناسبی را برای بررسی، تحلیل و پایش آنها ایجاد میکند. با این حال در واقعیت، اندازهگیری عملکرد هر پدیدۀ جمعی چند بازیگر دشوار است؛ اما با توجه به توسعۀ ابزارهای تحلیلی با کمک مدلسازی و استفاده از نظریههای مرتبط مثل نظریۀ پیچیدگی، مطالعات اکوسیستم نوآوری از سطوح توصیفی صرف، به مدلسازی اطلاعات کمی تبدیل میشود. در سالهای اخیر تلاشهایی برای نمایهسازی و ارزیابی صحیح اکوسیستم نوآوری انجام شده است. انتخاب روش ارزیابی یکی از خلأهای موجود در این زمینه است که در حال حاضر محققان به آن توجه کردهاند. در برخی از تحقیقات ارزیابی اکوسیستم، هدف کشف زنجیرههای رفتاری است که بر رشد و زوال اکوسیستم تأثیر میگذارد (Ghazinoory et al., 2020). از دیگر تلاشها و نتایج علمی مربوط به این سازوکار ارزیابی، به مطالعات یانسیتی و ریچارد[iv] (2006)، ریتالا و همکاران[v] (2009) و مرکان و گوکتاس[vi] (2011) اشاره میشود. سیاستگذاری و برنامهریزی در اکوسیستم با هدف حفظ کیفیت سازوکارها و جریانات تبادل اطلاعات و ارزشآفرینی انجام و بر همین اساس، در بعضی منابع نیز برای بررسی شاخصهای عملکرد و برنامهریزی در اکوسیستم، از اصطلاح «سلامت اکوسیستم[vii]» (Iansiti & Richards, 2006) استفاده میشود. سلامت اصطلاحی است که از علم زیستشناسی به عاریت گرفته شده است و وضعیت اکوسیستم را ازنظر وجود ویژگیهایی مانند پویایی و تمایل به رشد در یک اکوسیستم توصیف میکند (Ritala & Almpanopoulou, 2017). در هر صورت، مانند هر مطالعۀ تحلیلی دیگر، باید معیارها و شاخصهای عملکردی کاملاً تعریفشدهای برای پایش و تحلیل معرفی و از ابزارهایی استفاده شود که با سطح تحلیل و سؤال تحقیق مرتبط است. دیدگاه سنتی مدلسازی فرض میکند که همۀ سیستمها با بررسی دقیق اجزای آنها تشریح شود؛ اما در بسیاری از رویدادها، بهویژه در جوامع بشری، چنین نیست. شرایط بسیاری تجربه شده است که کل سیستم با مجموع اجزا برابر نیست؛ بنابراین در این شرایط نمیتوان نتایج یک موقعیت را با مطالعۀ تکتک اجزا توضیح داد تا به امروز پژوهشگران، مواردی از تحلیل اکوسیستم نوآوری را مطرح کردهاند؛ اما این کار برای یک اکوسیستم نوآوری شرکتی با وجود یک بازیگر کلیدی از جنس سرمایهگذاری جسورانه، تاکنون در مطالعات لحاظ نشده بود؛ بنابراین در این پژوهش پس از شناسایی متغیرها، روشهای تحلیل بررسی و سپس ابزارهای مناسب مربوطه برای رسیدن به هدف مهم فوق، معرفی و استفاده شد. b. 2- مرور پیشینۀ پژوهشتاکنون دستهبندی استانداردی برای متغیرهای مؤثر بر اکوسیستم نوآوری منتشر نشده است؛ اما با توجه به ماهیت و اشتراک مفهوم اکوسیستم، برخی از شاخصهای سنجش وضعیت از مفاهیم تجربهشدۀ مشابه، ازجمله اکوسیستم کسبوکار وام گرفت؛ بنابراین در این مبحث به تجربیات و شاخصهای مطرحشده در این موارد اشاره خواهد شد. c. 2-1- سابقۀ پژوهشدر بررسیها و تجارب ثبتشدۀ اکوسیستمهای کسبوکار (Graça & Camarinha-Matos, 2017; Halachenko et al., 2020) ، یکی از ابعاد پایش اکوسیستم، رضایت ذینفعان و بازیگران اعم از مشتریان، کارکنان و شرکاست. این مورد با اندازهگیری درصد رضایت و نرخ ترک خدمت کارکنان و بازیگران سنجیده میشود. شاخص درآمد نوآوری[viii] که توانایی خلق ارزش اقتصادی را نشان میدهد نیز، یکی از معیارهای نظارتی و تنوع بازیگران، بازارها و محصولات موجود در اکوسیستم نیز یکی از شاخصهایی است که در این موضوع مدنظر قرار داده میشود (Zhang, 2007). یانسیتی و لوین[ix] (2004) سه مؤلفۀ پایداری، بهرهوری و ظرفیت ایجاد تنوع و قابلیتهای جدید را برای سلامت اکوسیستم کسبوکار، معرفی کردهاند. در دیدگاه دنهارتیگ و همکاران[x] (2006)، سلامت اکوسیستم شاخص ارتباطات مؤثر بین بازیگران است که بهسادگی از بین نمیروند. مرکان و گوکتاس[xi] (2011) سه شاخص کلیدی را برای اکوسیستم نوآورانه به تصویر میکشند. به اعتقاد آنها، اولین شاخص ارزیابی اکوسیستم وضعیت توسعۀ آن است. همچنین همکاری بین صنعت و دانشگاه یکی دیگر از اجزای اکوسیستم نوآوری است. انتظار میرود که همکاری تحقیق و توسعۀ بین دانشگاه و صنعت، خروجی نوآوری را افزایش دهد. فرهنگ نوآوری یکی دیگر از اجزای ساختاری است که انتظار میرود فعالیتهای نوآورانه را تقویت کند. نیروی کار ماهر و تحصیلکرده و مهاجرت با مهارت بالا، شاخصی از وضعیت فرهنگ نوآوری است. بین سطح فرهنگ نوآوری و کارایی نوآوری رابطۀ مثبت، اما ناچیز وجود دارد. در شرایط گستردگی ابعاد و تنوع عناصر تشکیلدهندۀ اکوسیستمها، استفاده از تکنیکهای مدلسازی و تحلیل، زمینۀ مناسبی را برای بررسی و پایش آنها ایجاد میکند. بهطور کلی در سالهای اخیر، تلاشهایی برای شاخصگذاری و ارزیابی صحیح مفهوم نوآوری انجام شده است؛ اما معرفی یک سیستم ارزیابی مدون برای سنجش و پایش اکوسیستم نوآوری، یکی از خلأهای موجود در این حوزه است که در حال حاضر مجامع علمی به آن توجه کردهاند. با توجه به اینکه اکوسیستمها ساختارهای بسیار پویا هستند و از عناصر زنده تشکیل شدهاند، مدلسازی آنها با استفاده از ابزارهای توضیح داده شده در بخش قبل، در سالهای اخیر مورد توجه محققان قرار گرفته است که در ادامه، به مواردی از آن اشاره خواهد شد. پاسی و همکاران[xii] (2022) در پژوهشی با عنوان «مدلسازی پویایی اکوسیستم نوآوری»، پویایی اکوسیستم نوآوری را با استفاده از روش دینامیک سیستم بررسی و ابتدا عوامل کلیدی ایجاد پویایی در اکوسیستم نوآوری و عناصر مدل را شناسایی کرده است؛ سپس با فرمولبندی و تحلیل مدل نشان داده شده است که چگونه عوامل کلیدی پویایی بر نتایج شکلگیری اکوسیستم تأثیر میگذارند. در تحقیقی با عنوان «نوآوری فناوری و خلق ارزش در یک اکوسیستم نوآوری شرکتی براساس مدلسازی پویایی سیستم»، ژانگ و همکاران[xiii] (2021) ابتدا متغیرهای مؤثر انتخابشده در اکوسیستم نوآوری یک شرکت، با محوریت نوآوری فناورانه و مسیرهای ارزشآفرینی را شناسایی کردند، سپس خروجی این کار را در قالب نمودار روابط علت و معلولی ترسیم کردند. در این تحقیق، ساختار اصلی اکوسیستم نوآوری مبتنی بر شرکت، دولت، دانشگاهها، مؤسسات تحقیقاتی و مؤسسات توسعۀ فناوری و سپس با تکمیل متغیرهای مؤثر بر عملکرد بازیگران اکوسیستم، مدل تحلیل دینامیکی این اکوسیستم را ترسیم شده است. یونگ و همکاران[xiv] (2020) نیز در تحقیقی با عنوان «مدلسازی پویای اکوسیستم نوآوری با ارائۀ دو نمونه از تجهیزات صنعت فضایی»، با انتخاب متغیرهایی، اکوسیستم نوآوری را در صنایع پیشرفته تحلیل و نتایجی را در این باره ارائه کردهاند. دباغافروز و همکاران[xv] (2019) نیز، در تحقیقی با عنوان «ایجاد اکوسیستم نوآوری در بخش سلامت با برنامۀ پویایی سیستم»، این موضوع را در بخش سلامت تحلیل کردهاند. d. 2-2- تحلیل شکاف نظری پژوهشبا توجه به مطالب فوق، پژوهشهای محدودی با ابزارهای متنوع در تحلیل اکوسیستم نوآوری انجام گرفته است؛ اما پژوهشهای انجامشده، به مطالعات موردی بر برخی اکوسیستمهای نوآوری محدود شده و متغیرهای محدودی با نظر خبرگان اکوسیستمهای مطالعه شده در این پژوهشها ارزیابی شده است. با توجه به جمعبندی فوق، هنوز تحلیلی جامع با در نظر گرفتن ابعاد مختلف اکوسیستم نوآوری و دستهبندی عوامل مؤثر در هریک از این ابعاد ارائه نشده است. همچنین برای تحلیل در زمینۀ اکوسیستم نوآوری شرکتی در صنعت فولاد، هیچ پژوهشی منتشر نشده و علاوه بر این، نقش عوامل مؤثری ازجمله سرمایهگذاری جسورانه در وضعیت اکوسیستمهای نوآوری تحلیل نشده است. بنابراین در این پژوهش، ابتدا با جمعبندی مرور پیشینه، روش تحلیل پویاشناسی بهعنوان یک روش تحلیل مناسب برای اکوسیستم شناسایی شده است؛ سپس با توجه به نتایج حاصل از مرور پیشینه، متغیرهای به کار برده شده در این تحلیل شناسایی شدهاند. همچنین این پژوهش در قالب یک گام جدید، متغیرهای فوق را در قالب زیرسیستمهای مشخص با کمک خبرگان اکوسیستم دستهبندی و مدل مفهومی روابط بین متغیرها را در قالب یک نمودار روابط علّی معرفی میکند. با توجه به نیازهای تحلیل و ارزیابی اکوسیستم نوآوری، در این پژوهش سعی بر آن است تا با تعیین عوامل و متغیرهای مؤثر، روابط حاکم بر اکوسیستم نوآوری در قالب یک مطالعۀ موردی در اکوسیستم نوآوری فولاد مبارکه شناسایی شود. تعیین متغیرها و روابط، گام مهمی در نگرش صحیح به ابعاد اکوسیستم است و مهمترین ابزار را در جهت رسیدن به تحلیلی مناسب از اکوسیستم فراهم میآورد.
e. 2-3- متغیرهای شناساییشده براساس مرور پیشینه برای ارزیابی اکوسیستم نوآوریبا مرور پیشینه در این تحقیق، منابعی برای انتخاب شاخصها و متغیرهای تأثیرگذار شناسایی و بررسی شد. درنهایت حاصل بررسیهای انجامشده در قالب جدول 1 جمعآوری و نتیجۀ مرور پیشینۀ شاخصها با ذکر منابع مربوطه ارائه شد. هرچند تاکنون تلاشهایی برای جمعبندی شاخصهای مذکور انجام شده است، اما به نظر میرسد این موضوع در ابعاد شناسایی شاخصهای جدید در کنار استفاده از مدلهای پیشرفته توسعهیافتنی است. i. جدول1- متغیرهای مؤثر بر اکوسیستم نوآوری1. Table 1- Variables affecting the innovation ecosystem
موضوع شاخصگذاری و شناسایی معیارهای صحیح در تحلیل اکوسیستم، همچنان در حال پیشرفت و بهروزرسانی است. پیچیدگی بالای روابط در بستر اکوسیستم، سبب شده است که انتخاب این شاخصها دشوارتر شود. در هر صورت لازمۀ نتیجهگیری مناسب از یک فرایند پایش، انتخاب مناسب شاخصهاست و در این زمینه به فعالیتهای علمی و عملیاتی گستردهتری نیاز است. f. 3- روششناسی پژوهشبا توجه به مدل «پیاز پژوهش»[xxi] مبتنی بر مطالعات ساندرز[xxii] (2009)، لایههای فلسفه، رویکرد، هدف، ابزارها و روشهای اجرای یک پژوهش علمی در قالب توصیف میشود. براساس الگوی فوق، پژوهش حاضر در دستهبندی اثباتگرایی با رویکرد قیاسی و روش کمی مبتنی بر پیمایش انجام شده است. هدف از انجام این پژوهش، ارزیابی ابعاد و تعیین روابط علّی در اکوسیستم نوآوری است. با توجه به اینکه این پژوهش به گسترش شناخت و کیفیت تصمیمگیری بازیگران مؤثر در اکوسیستم نوآوری فولاد مبارکه کمک میکند؛ بنابراین ازنظر هدف یک تحقیق کاربردی محسوب میشود. از طرفی با توجه به بهرهگیری از روش گردآوری دادهها برای انجام مراحل مطالعات مروری نیز، یک پژوهش توصیفی از نوع پیمایشی است. استراتژی این پژوهش پس از پیمایش اولیه، مطالعۀ موردی بر یک موضوع مشخص در بستری مشخص است. ابزارهای استفادهشده، مطالعات کتابخانهای در کنار بررسی میدانی از مسیر پرسشنامه و مصاحبه و درنهایت استفاده از ابزارهای نرمافزاری برای ترسیم روابط علّی بین متغیرهای تأثیرگذار است. میتوان اذعان داشت که مزیت اصلی در مدلسازی، شناسایی فرآیندها و روابط و حلقههای بازخورد است که بیانگر غیرخطیبودن و پویایی اکوسیستم و آثار متغیرها در ابعاد مختلف آن است. برای ایجاد یک مدل با این رویکرد، این فرآیند در دو مرحلۀ زیر انجام میشود:
عناوین مراحل اجرایی پژوهش، در شکل 1 ارائه شده است. در ادامه، این مقاله جزییات مراحل فوق را شرح داده است.
شکل 1- فرآیند اجرایی این پژوهش Figure 1- Implementation process of this research g. 3-1- غربالگری متغیرهای مؤثر با روش دلفی فازیپس از طی مراحل مرور پیشینه در این پژوهش، ابتدا متغیرها در قالب مصاحبه با افراد مؤثر و آگاه به بحث گذاشته و فهرست متغیرها با نظر ایشان تکمیل و بهروزرسانی شد؛ سپس برای غربالگری نهایی آنها، از روش دلفی فازی[xxiii] استفاده شد. روش دلفی بهطور کلی، بهعنوان ابزار در طیف گستردهای از فعالیتها ازجمله پیشبینی روندها، برنامهریزی، تدوین استراتژیها، جذب دانش، جمعبندی و برنامهریزی سیاستهای عمومی، تحقیقات بازار، برنامهریزی پروژه در مقیاس بزرگ، توسعۀ محصول جدید و طراحی سیستمها به کار میرود. در روش دلفی کلاسیک، نظرات خبرگان در قالب اعداد قطعی بیان میشود؛ در حالی که افراد خبره از شایستگیهای ذهنی خود برای بیان نظر استفاده میکنند و این نشاندهندۀ احتمالیبودن عدم قطعیت حاکم بر این شرایط است. احتمالیبودن عدم قطعیت، با مجموعههای فازی سازگاری دارد؛ بنابراین، بهتر است دادهها در قالب زبان طبیعی از خبرگان اخذ و با استفاده از مجموعههای فازی تحلیل شوند. برای این منظور، پیشنهاد ادغام روش دلفی سنتی با تئوری فازی با عنوان «روش دلفی فازی» ارائه شد. در این روش، از توابع عضویت برای نشاندادن نظر خبرگان استفاده میشود. مزیت روش دلفی فازی در توجه به هریک از نظرات و یکپارچهکردن آنها برای دستیابی توافق گروهی است. مراحل اجرایی این روش، ترکیبی از روش دلفی سنتی و تحلیل دادههای هر مرحله با استفاده از تعاریف نظریۀ مجموعههای فازی است. بهمنظور فازیسازی نظرات خبرگان از اعداد فازی استفاده میشود. اعداد فازی، مجموعههای عددیاند که در مواجهه با عدم قطعیت دربارۀ یک پدیده، بههمراه دادههای عددی تعریف میشوند (Lianto, 2023; Hashemi Petrudi et al., 2022)؛ بنابراین دلفی فازی روش ترکیبی از روش دلفی و نظریۀ مجموعههای فازی است که ایشیکاوا و همکاران[xxiv] (1993) آن را ارائه کردند. بهطور کلی از روش دلفی برای دو منظور پیشبینی و یا غربالگری استفاده میشود. اگر هدف پیشبینی باشد، عموماً در چند دور انجام میشود؛ ولی حالت غربالگری، در یک دور نیز انجام میشود (Habibi et al., 2015; Hasan & Jaber, 2024). درواقع دلفی فازی یک روش مشارکتی برای جمعآوری نظرات افراد خبره در یک حوزۀ خاص است. در این روش، یک گروه از متخصصان در یک حوزۀ خاص، بهعنوان اعضای پانل انتخاب میشوند و نظرات خود را دربارۀ یک مسئلۀ خاص، با استفاده از مفاهیم فازی ارائه میدهند. منطق فازی نیز یک منطق ریاضی است که برای مدلسازی عدم قطعیت و ابهام در دادهها و اطلاعات استفاده میشود. در این نوع از منطق، مقادیر بهصورت فازی تعریف میشوند؛ به این معنی که بهجای مقادیر دقیق، هر مقدار با یک درجۀ عضویت در یک مجموعۀ فازی تعریف میشود. مزیت روش دلفی فازی در توجه به هریک از نظرات و یکپارچهکردن آنها برای دستیابی به توافق گروهی است. مراحل اجرایی این روش ترکیبی از روش دلفی سنتی و تحلیل دادههای هر مرحله، با استفاده از تعاریف نظریۀ مجموعههای فازی است. بهمنظور فازیسازی نظرات خبرگان، از اعداد فازی استفاده میشود که مجموعههای فازیاند که در مواجهه با عدم قطعیت دربارۀ یک پدیده تعریف میشوند. پس از شناسایی متغیرها، گروه خبرگان مرتبط با موضوع پژوهش تشکیل و پرسشنامهها بهمنظور تعیین میزان اهمیت و مرتبطبودن شاخصهای شناساییشده با موضوع اصلی پژوهش و غربالگری برای آنها ارسال میشود که در آن متغیرهای زبانی، برای بیان اهمیت هر شاخص به کار میروند. درنهایت غربالگری شاخصها در دلفی فازی، ازطریق مقایسۀ مقدار ارزش اکتسابی هر شاخص با مقدار آستانه انجام میشود. مقدار آستانه از چند طریق محاسبه میشود. در مقالات مرجع این تحقیق (Habibi et al., 2015)، مقدار 7/0، مقدار آستانه در نظر گرفته شده است. برای اجرای فرآیند غربالگری، ابتدا مقادیر فازی مثلثی نظرهای خبرگان محاسبه میشود، سپس برای محاسبۀ میانگین نظرات نفرات پاسخدهنده، میانگین فازی آنها محاسبه میشود. اعداد فازی مثلثی متغیرهای کلامی مطابق جدول 2 تنظیم میشوند.
i.ii. جدول 2- اعداد فازی مثلثی (Ishikawa et al., 1993)1. Table 2- Triangular fuzzy numbers of verbal variables
در مرحلۀ نظرسنجی، پرسشنامۀ امتیازدهی به متغیرها به اعضای گروه خبره ارسال و میزان موافقت آنها با هرکدام از مؤلفهها اخذ و نظرات جمعبندی ارائه میشود. با توجه به نتایج، میانگین فازی هریک از مؤلفهها با توجه به روابط زیر محاسبه میشود (Habibi et al., 2015):
در این رابطه، D𝑖j بیانگر دیدگاه خبرۀ i ام دربارۀ متغیر j و Davej میانگین حسابی دیدگاههای خبرگان دربارۀ آن متغیر است. متغیرهای زبانی برای بیان اهمیت هر شاخص به کار میروند. مطابق جدول، برای بیان مقادیر در این پژوهش، از اعداد فازی مثلثی استفاده شد. بهطور کلی مراحل طیشده در روند اجرای روش دلفی فازی شامل موارد زیر است (Cuhls, 2023; Hasan & Jaber, 2024):
تأیید و غربالگری شاخصها ازطریق مقایسۀ مقدار ارزش اکتسابی هر شاخص با مقدار آستانه انجام میشود. مقدار آستانه از چند طریق محاسبه میشود که اصولاً مقدار 7/0، مقدار آستانه در نظر گرفته شده است بهطور کلی در این پژوهش، ابتدا استخراج متغیرها از مرور پیشینه و مصاحبهها انجام میشود، سپس با استفاده از روش دلفی فازی، نسبتبه غربالگری آنها اقدام و درنهایت با بهرهگیری از رویکرد روابط علّی، مدل مبتنی بر این روابط بین متغیرهای مؤثر بر اکوسیستم نوآوری ترسیم و ارائه میشود. در ادامه، روش تعیین زیرسیستمها تا تدوین نمودار روابط علّی توضیح داده خواهد شد. h. 3-2- تعیین زیرسیستمها و ترسیم نمودار روابط علّیدر سالهای اخیر تاکنون، موضوع نمایهسازی و شناسایی معیارهای صحیح در تحلیل اکوسیستم، همچنان در حال پیشرفت است. پیچیدگی بالای روابط در اکوسیستم، انتخاب این شاخصها را دشوارتر کرده است. در هر صورت، نتیجهگیری مناسب یک فرآیند نظارتی، مستلزم انتخاب مناسب شاخصهاست و در این زمینه به فعالیتهای علمی و عملیاتی گستردهتری نیاز است. رویکرد پیچیدگی[xxv]، راه جدیدی برای مفهومسازی بسیاری از پارادوکسهای آشکاری را فراهم میکند که مدلسازی با آن مواجه است. در اواسط قرن بیستم، نظریۀ پیچیدگی و مفاهیم مرتبط با آن، از مفاهیم رشتههای مختلف وام گرفته شد. نظریۀ پیچیدگی، با عنوان مطالعۀ سیستمهای انطباقی پیچیده (Silva et al., 2021) بیان میشود. ریشههای این نظریه، از تحقیقات در علوم طبیعی سرچشمه میگیرد و عدم قطعیتها و رویدادهای غیرخطی را مطرح میکند (Grobman, 2005). نظریۀ پیچیدگی بر تعاملات و حلقههای بازخوردی تأکید دارد که دائماً سیستمها را تغییر میدهند. بهطور کلی، نظریۀ پیچیدگی مجموعهای قدرتمند و انعطافپذیر از استعارهها، مدلهای ذهنی و استراتژیها را در اختیار قرار میدهد که تحقیقات دربارۀ سازمانها را در محیطهای پیچیده مانند تجارت و جامعه هدایت میکند. براساس موارد ذکرشده، ابزارهایی که برای تحلیل سازوکارها و فرآیندهای پیچیده به کار میروند، در تحلیل اکوسیستمها نیز مؤثرند. بر همین اساس، از ابزارهایی مانند نظریۀ گراف[xxvi]، روش مدلسازی مبتنی بر عامل[xxvii] و روش تحلیل پویاشناسی سیستم[xxviii] در تحلیل ساختارهای پیچیده و پویای اکوسیستم استفاده میشود. مرور منابع مرتبط با موضوع این پژوهش نشان میدهد که شناسایی روابط علّی و ترسیم حلقههای بازخورد، بهویژه زمانی که تغییرات، نقش محوری در فرضیۀ تحقیق دارند، مسیر مناسبی برای شناسایی ابعاد موضوع است. این رویکرد روشها و ابزارهایی را برای مدلسازی و تحلیل سیستمهای دینامیکی فراهم میکند. از نتایج این روند، برای درک بهتر رفتار سیستم استفاده میشود. این روش برای ترسیم ابعاد مسائلی استفاده میشود که در سیستمهای پیچیدۀ اجتماعی، مدیریتی، اقتصادی یا زیستمحیطی به وجود میآیند. همچنین برای سیستمهای اجتماعی، مدیریتی، اقتصادی، زیستمحیطی و فیزیولوژیکی اعمال میشود (Tomoaia et al., 2017). ترسیم نمودار حلقههای علّی(CLD) روشی برای ثبت ساختار و بازخوردها و نشاندادن چگونگی تأثیر متغیرهای مرتبط بر یکدیگر است. مدل تهیهشده با این روش، شامل متغیرها و روابط آنهاست که نشان از آثار مثبت یا منفی است. رابطۀ مثبت نشان میدهد که عنصر مقصد یک نمودار روابط علّی (CLD) برای نمایش بازخوردها و روابط تهیه میشود که ازطریق حلقههای مثبت (تقویتکننده) و منفی (تعادلکننده) بیان میشود. حلقههای مثبت با رشد تصاعدی همراهاند و حلقههای منفی تمایل به رسیدن به نقطۀ تعادل دارند. این ابزار بر اساس تئوری دینامیک غیرخطی برنامهریزی شده و براساس نظریۀ بازخورد کنترلی در علوم ریاضی و مهندسی توسعه یافته است. با توجه به حوزۀ کاربرد، دانش روانشناسی، علوم اجتماعی، اقتصاد و دیگر شاخههای علم نیز در تحلیل پویایی به کار میرود Shaker et al., 2022) (Sterman, 2001;. در این پژوهش، ضمن شناسایی و انتخاب روش فوق، بهعنوان یک روش مناسب، برای ترسیم روابط و حلقههای بازخورد متغیرهای شناساییشده، از این روش استفاده شد. i. 4- مطالعۀ کاربردی و یافتههای پژوهشبرای طی مراحل پژوهش، ابتدا نسبتبه شناسایی و تحلیل متغیرهای اثرگذار در اکوسیستم، از مسیر مرور پیشینه اقدام شد؛ سپس با بهرهگیری از مصاحبه با خبرگان صنعت (مدیران شرکت توسعه و پشتیبانی فناوری و نوآوری فولاد مبارکه)، دربارۀ متغیرهای مربوطه بحث و بعد ارزیابی شد. در این مرحله، ضمن بررسی متغیرهای شناساییشده در گام مرور پیشینه، تعداد سه متغیر با نظر خبرگان مصاحبهشونده به موارد شناساییشده اضافه شد تا فهرستی از 31 متغیر مؤثر در اکوسیستم نوآوری فولاد مبارکه تشکیل داده شود. این سه متغیر جدید شامل موارد زیر بودند: - ارتباط ذینفعان خصوصی و دولتی؛ - بلوغ ارتباطات در بستر اکوسیستم؛ - میزان سرمایهگذاری خطرپذیر محققشده در بستر اکوسیستم. علت اضافهشدن این متغیرها، آثار تجربهشده از سوی مدیران و کارشناسان شرکت توسعه و پشتیبانی فناوری و نوآوری فولاد مبارکه (MSTID)، بهعنوان یک عضو کلیدی از اکوسیستم بود. براساس این تجربیات، کیفیت ارتباطات در کنار ایجاد یک بازوی سرمایهگذاری، که بازیگران نوآور را پشتیبانی کند، تا حدود زیادی امکان توسعۀ نوآوری را در بستر اکوسیستم افزایش میدهد. همچنین برای امکانپذیری تحلیل بهتر روابط، با کمک خبرگان اکوسیستم، این متغیرها در قالب چهار زیرسیستم دستهبندی با عناوین زیر دستهبندی شدند:
این پژوهش در بستر اکوسیستمی انجام شده است که سرمایهگذاری جسورانه، یک عنصر حیاتی در زمینهسازی است و برای شکلگیری و پایداری آن، نقش داشته است. دیگر پژوهشهای مرتبط نیز این موضوع را تأیید میکند که ساختارهای سرمایهگذاری خطرپذیر، فقط یک منبع سرمایۀ محلی نیستند، بلکه تخصص و حضور آنها در جامعه نیز راه قدرتمندی برای بازکردن درهای لازم برای اصلاح و بازسازی ایدههای نوآورانه است. البته ذکر این نکته ضروری است که بدون چشمانداز فراگیر و بلندمدت از شکلگیری یک زیستبوم نوآوری، حرکت در این مسیر، برای سرمایهگذاران خطرپذیر بسیار دشوار باشد؛ زیرا در این شرایط، آنها به کسبوکارها کمک میکنند تا بهخوبی گامهای اولیه را بردارند؛ اما در صورت شکلنگرفتن یک بستر مناسب و یک زیستبوم نوآوری استوار، دسترسی و ارتباط بین سرمایهگذاران خطرپذیر باتجربه و استارتآپها برای پشتیبانی از مراحل بعدی و تداوم سرمایهگذاریها مشکل میشود. این رخداد، ضمن افزایش خطر سرمایهگذاری، احتمال موفقیت استارتآپها را نیز، کم میکند. پس از شناسایی متغیرها، گروه تصمیمگیری متشکل از خبرگان مرتبط با موضوع پژوهش تشکیل و پرسشنامهها بهمنظور تعیین مرتبطبودن شاخصهای شناساییشده با موضوع اصلی پژوهش برای آنها ارسال شد. مطابق اصول اجرای روش، در این مرحله متغیرهای زبانی، برای بیان اهمیت هر شاخص به کار میروند (Habibi et al., 2015). تکنیک دلفی فازی در بسیاری از موارد، که هدف آن غربالگری شاخصهای پژوهش است، بهصورت تکمرحله انجام میشود. هرچند در مواردی که هدف، شناسایی عوامل جدید باشد، معمولاً دلفی فازی بهصورت چند مرحلهای انجام میشود. در این پژوهش از روش دلفی فازی مطابق توضیحات بخش 3 استفاده و غربالگری شاخصها در دلفی فازی ازطریق مقایسۀ مقدار ارزش اکتسابی هر شاخص با مقدار آستانه انجام میشود. مقدار آستانه نیز مطابق نظر مقالات مرجع این تحقیق (Hashemi Petrudi et al., 2022; Habibi et al., 2015)، به مقدار 7/0 در نظر گرفته شده است. مطابق توضیحات فوق، با توجه به تعدد و تنوع متغیرها، روش دلفی فازی تکمرحلهای برای غربال نهایی متغیرها استفاده و پس از انجام دلفی فازی، نتایج این گام در قالب متغیرهای غربالشده مدل اکوسیستم نوآوری فولاد مبارکه معرفی شد. پس از انجام مراحل دلفی فازی، جدول حاصل از نتایج این گام، در قالب متغیرهای غربالشدۀ مدل اکوسیستم نوآوری فولاد مبارکه معرفی شد که نتیجۀ این کار در جدول 3 مشاهده میشود. با محاسبات انجامشده بر نتایج پرسشنامههای تکمیلشده، تعداد چهار متغیر از فهرست تهیهشده خارج و دیگر متغیرها تأیید شد. متغیرهای حذفشده عبارتاند از:
همانطور که از مقادیر میانگین دلفی فازی ذکرشده در جدول 3 نیز مشخص است، این چهار متغیر با توجه به نظرات خبرگان اکوسیستم، تأثیر کمتری در ارزیابی وضعیت اکوسیستم نوآوری فولاد مبارکه داشتند و اهمیتشان هم کمتر بود؛ بنابراین با توجه به مقدار آستانۀ در نظر گرفته شده (7/0) برای میانگین دلفی فازی، این متغیرها از فهرست استفادهشده در تهیۀ نمودارهای روابط علی کنار گذاشته شدند. i. جدول 3- متغیرهای انتخابشده یا حذفشده در اجرای تکنیک دلفی فازی1. Table 3- Variables selected or excluded in the implementation of the fuzzy Delphi technique
در ادامۀ این پژوهش، متغیرهای غربالشدۀ فوق در بستر روابط علّی تحلیل شدند. در نظر گرفتن روابط خطی بین متغیرها در فضای پویا و پیچیدۀ اکوسیستم، صحیح به نظر نمیرسد؛ بنابراین استفاده از مدل مبتنی بر حلقههای بازخورد و روابط علّی در این موضوع، منطقی است. نمودارهای علّی حلقوی، ابزارهای مفیدی برای ترسیم ساختار بازخوردی در روابط متغیرها هستند. این نمودارها ارتباط بین متغیرها را بهخوبی نشان میدهند. هدف اصلی این نمودارها، نشاندادن فرضیههای علّی در هنگام مدلسازی است تا از این طریق، ساختار به شکل کامل و به هم پیوسته، بیان شود. این نمودارها به مدلساز کمک میکنند تا بهسرعت با ساختار بازخوردی و پیشفرضهای بنیادی، ارتباط برقرار کند(Abbasnejad et al., 2019; Fargh et al., 2022) . j. 5- بحثمدل روابط علّی (CLD) این پژوهش، شامل چندین حلقه است که روابط غیرخطی بین متغیرها را نشان میدهد. با الگوگیری روابط تعریفشده در پیشینۀ پژوهش و استفاده از نظرات خبرگان صنعت، روابط علّی بین متغیرها در قالب چهار زیرسیستم شناسایی و به شرح زیر معرفی شد:
این زیرسیستم شامل متغیرهای مرتبط با مدیریت ریسک و حمایت دولت در راستای افزایش پایداری اکوسیستم نوآوری است. حمایت دولت در کاهش ریسک در بستر اکوسیستم و گامبرداشتن همۀ بازیگران در مسیر توسعۀ مشترک[xxxi] مؤثر است. پایداری اکوسیستم به این ترتیب که در شکل 2 به نمایش گذاشته شده است، تحت تأثیر متغیرهای مذکور است.
شکل 2- مدل روابط علّی در زیرسیستم پایداری اکوسیستم Fig. 2- Model of causal relationships in ecosystem sustainability subsystem
این زیرسیستم، دستۀ متغیرهای مرتبط با کیفیت ارتباطات و بلوغ روابط را در بستر اکوسیستم به نمایش میگذارد. بلوغ ارتباطات متأثر از نحوۀ تعامل بازیگرمحوری با دیگر اعضای اکوسیستم است که در شکل 3 به دستههای این مخاطبان و تأثیر تعاملات و روابط آنها در این زیرسیستم اشاره دارد.
شکل 3- مدل روابط علّی در زیرسیستم ارتباطات در بستر اکوسیستم Fig. 3- Model of causal relationships in the communication subsystem in the ecosystem
این زیرسیستم شامل متغیرهای اثرگذار بر توانمندیهای اکوسیستم است که در شکل 4 روابط بین آنها مشاهده میشود:
شکل 4- مدل روابط علّی در زیرسیستم توانمندیهای اکوسیستم Fig. 4- Model of causal relationships in ecosystem capabilities subsystem
این زیرسیستم متغیرها و شاخصهای اقتصادی اکوسیستم نوآوری را پوشش میدهد. در شکل 5، روابط حاکم در این زیرسیستم مشاهده میشود:
شکل 5- مدل روابط علّی در زیرسیستم متغیرهای اقتصادی اکوسیستم Fig. 5- Model of causal relationships in the economic variables' subsystem of the ecosystem پس از شناسایی زیرسیستمهای فوق و دستهبندی متغیرها، روابط بین متغیرهای مختلف، زیرسیستمهای مذکور نیز بررسی و درنهایت نمودار کلی روابط علّی متغیرهای این پژوهش، به شکل 6 با استفاده از نرمافزار ونسیم[xxxii] آمادهسازی و ارائه شد:
شکل 6- نمودار کلی روابط علّی متغیرهای شناساییشده (با الگوگیری از مرور پیشینه و نظرات خبرگان) Fig. 6- The general diagram of the causal relationship between the identified variables
مطابق مدل فوق، متغیرهای مؤثر در بستر اکوسیستم نوآوری، با روش پیشنهادشده دستهبندی میشود. بهطور کلی تاکنون تحقیقات محدودی دربارۀ دستهبندی و مدلسازی عوامل و متغیرهای حاکم بر اکوسیستم نوآوری انجام شده است. آنچه مشخص است، تمرکز این تحقیقات بر تعداد انگشتشمار از متغیرهاست که شناخت جامعی از اکوسیستم مطالعهشده را در اختیار قرار نمیدهد. البته لازم به توجه است که اکوسیستمهای نوآوری شرکتی برای بنگاههای مختلف، ویژگیها و ابعاد خاصی نیز دارد که این موضوع سبب ایجاد تفاوتهایی میشود و این الزام را ایجاد میکند که هر اکوسیستم بهصورت ویژه، مطالعه و تحلیل شود. این پژوهش در بستر اکوسیستمی انجام شده و سرمایهگذاری خطرپذیر یک عنصر حیاتی در زمینهسازی برای شکلگیری و پایداری آن ایفای نقش داشته است. دیگر پژوهشهای مرتبط نیز این موضوع را تأیید میکند که ساختارهای سرمایهگذاری خطرپذیر، فقط یک منبع سرمایۀ محلی نیستند، بلکه تخصص و حضور آنها در جامعه نیز راه قدرتمندی برای بازکردن درهای لازم برای اصلاح و بازسازی ایدههای نوآورانه است. البته ذکر این نکته ضروری است که بدون چشمانداز فراگیر و بلندمدت از شکلگیری یک زیستبوم نوآوری، حرکت در این مسیر، برای سرمایهگذاران خطرپذیر بسیار دشوار است؛ زیرا در این شرایط، آنها به کسبوکارها کمک میکنند تا بهخوبی گامهای اولیه را بردارند؛ اما در صورت شکلنگرفتن یک بستر مناسب و یک زیستبوم نوآوری استوار، دسترسی و ارتباط بین سرمایهگذاران خطرپذیر باتجربه و استارتآپها برای پشتیبانی از مراحل بعدی و تداوم سرمایهگذاریها، مشکل میشود. این رخداد، ضمن افزایش خطر سرمایهگذاری، احتمال موفقیت استارتآپها را نیز کم میکند. با توجه به اینکه اکوسیستم نوآوری، یکی از مهمترین ساز و کار پیشران برای توسعۀ نوآوری مطرح شده است، پیشنهاد میشود به ایجاد زیرساخت مناسب برای تشکیل اکوسیستم نوآوری در دیگر بنگاههای اقتصادی و بهخصوص بنگاههای صنعتی بزرگ توجه شود. همچنین با توجه به گستردگی و پیچیدگی روابط در بستر اکوسیستم نوآوری، پیشنهاد میشود بنگاههای بزرگ و بازیگران کلیدی، با شناسایی ابعاد مختلف بستر اکوسیستمهای نوآوری، تلاش خود را در بهبود این بستر به یک یا چند شاخص متمرکز نکنند و با نگرش جامع به تمامی ابعاد اکوسیستم، نسبتبه بهبود آن در جوانب مختلف همت کنند. k. 6- جمعبندی و نتیجهگیریاکوسیستمها ساختارهایی با درجۀ پویایی بالا هستند که برای تحلیل آنها لازم است متغیرهای مؤثر بر ابعاد مختلف، در کنار شاخصهای عملیاتی مربوطه شناسایی و پس از دستهبندی و غربالگری مناسب، با استفاده از تکنیکهای مؤثر تحلیل شوند. مدلسازی این ساختارهای بهشدت پویا، به روشهای مبتنی بر تغییرات در طول زمان نیاز دارد. این مدلسازی با شناسایی متغیرهای مؤثر بر جوانب اکوسیستم آغاز میشود و با ارائۀ مدلی انجام میپذیرد که رفتارها و تغییرات اکوسیستم را در طول زمان توجیه کند و شرایط پیش رو را تخمین بزند. این پژوهش موضوع فوق را برای یک اکوسیستم نوآوری شرکتی در پیش میگیرد و با کمک خبرگان صنعت در قالب مصاحبه و پرسشنامه، ابتدا متغیرهای تأثیرگذار از مرور پیشینه شناسایی و با نظرات خبرگان و پیشینۀ پژوهش، مجموعۀ متغیرهای مهم در قالب تکنیک دلفی فازی غربال شدند. پس از نهاییسازی متغیرها و دستهبندی آنها با کمک خبرگان، نمودار روابط علّی حاکم در بین متغیرها شناسایی و ترسیم شد. درنتیجه فرآیند انجامشده در این پژوهش، مجموع 27 متغیر تأثیرگذار بر شرایط اکوسیستم نوآوری فولاد مبارکه در قالب چهار زیرسیستم ارتباطات، توانمندیها، اقتصاد و پایداری اکوسیستم دستهبندی و در قالب زیرسیستمهای مذکور مشخص شد. درنهایت با الگوگیری از پیشینۀ پژوهش و تحقیقات مشابه، در کنار همفکری خبرگان صنعت، روابط علّی این متغیرها شناسایی و ترسیم شد. l. 6-1- دستاوردهای پژوهشدر این پژوهش، در ابتدا پس از انجام مرور پیشینه و مصاحبه، روش دلفی فازی برای اطمینان از غربالگری و انتخاب مناسب متغیرهای مدل به کار گرفته شد تا اطمینان از انتخاب متغیرهای مناسب به پشتوانۀ یک روش کمی افزایش یابد. در گام دوم در کنار ترسیم نمودار روابط علّی، دستهبندی متغیرها با کمک خبرگان در کنار مشاهدۀ روابط بین متغیرها انجام شد که به این موضوع در مطالعات قبلی نیز توجه نشده بود. مزیت اجرای این دستهبندی، امکان سادهسازی مدل و گامبرداشتن بهسوی طراحی یک مدل مدولار است که استفاده از مدل را تا حدود زیادی سادهتر میکند. از سوی دیگر، در اکوسیستم نوآوری شرکتی، نگاه تحلیلی به اکوسیستم مطالعهشده مبتنی بر شناسایی بازیگران کلیدی و ایفای نقش آنها و با توجه به متغیرهای اصلی شکل میگیرد. اجرای این فرآیند برای تحلیل اکوسیستم نوآوری در صنعت فولاد، برای اولین بار در این پروژه به اجرا درآمد. همچنین حضور مؤثر یک ساختار سرمایهگذاری جسورانۀ شرکتی بهعنوان بازیگر مؤثر و کلیدی در این عرصه، تاکنون در بستر یک اکوسیستم نوآوری تحلیل نشده بود؛ بنابراین تحلیل اثرگذاری سرمایهگذاری جسورانه بر ابعاد اکوسیستم نوآوری، بهعنوان یک عامل کلیدی، فعالیت جدیدی در عرصۀ مطالعات اکوسیستم نوآوری است. بنابراین بهطور کلی، نگرش جامع به ابعاد مختلف عوامل بقا و توسعۀ اکوسیستم و ارائۀ پیشنهاد برای مسیر توسعۀ آن، مبتنی بر این نگاه جامع، شرایط ویژهای را در مقایسه با دیگر پژوهشهای مشابه به وجود آورد و اجرای روش عملیاتی مبتنی بر ترکیب روش دلفی فازی با روش پویاشناسی، همچنین توجه به تأثیرات متغیرهای جدید از دستاوردهای ویژۀ این پژوهش است. از دیدگاه مدیریتی نیز، اتخاذ سیاست مناسب در مسیر توسعه، دغدغۀ مهم مدیران و سیاستگذاران بنگاههای اقتصادی است. تحلیل محیط حاکم بر بنگاه در کنار ارائۀ برآورد آثار اتخاذ هر سیاست، ابزار ارزشمندی برای این مدیران خواهد بود. اکوسیستم نوآوری فولاد مبارکه نیز، از این قاعده مستثنا نبوده است، به سیاستگذاری و برنامهریزی صحیح برای توسعۀ اکوسیستم نوآوری و پایش آن در این مجموعه نیاز شده و اقدامات لازم را برای افزایش اطلاعات خود در این راستا انجام داده است. افزایش پیچیدگی فضای حاکم، اتخاذ سیاست و تخمین آثار آن را دشوار میکند؛ بنابراین در فضای بسیار پویا و پیچیدۀ اکوسیستم نوآوری، وجود ابزاری که دیدگاه جامع و دستهبندی مناسب از عوامل تأثیرگذار را ارائه دهد، برای همۀ بازیگران اکوسیستم، بهخصوص راهبران بسیار ارزشمند است. در این پژوهش تلاش شد تا این ابزار با دقت مناسبی تدوین شود و در دسترس استفادهکنندگان قرار گیرد. m. 6-2- محدودیتهای پژوهشبا توجه به ابعاد گستردۀ اکوسیستم نوآوری، یکی از محدودیتهای انجام پژوهشهایی از این دست، دسترسی به افراد کلیدی و بازیگران متعدد از همۀ ابعاد اکوسیستم است که با توجه به محدودیت زمانی، امکان جمعآوری نظرات همۀ این افراد ممکن نبود و در این تحقیق به افراد کلیدی هدفگذاریشده بسنده شد. پیشنهاد میشود در گامهای تکمیلی این پژوهش، نسبتبه تعیین روابط کمی متغیرهای شناساییشده و مدلسازی اکوسیستم با روابط کمی، برای محاسبۀ شاخصهای ارزیابی اکوسیستم نوآوری اقدام شود. همچنین با توجه به نتایج پژوهش، به نظر میرسد بررسی نقش بازیگران مختلف در جایگاههای گوناگون اکوسیستم نوآوری و تأثیرات عملکرد آنها بر شاخصهای اکوسیستم، نتایج عملی درخور توجهی را برای راهبران و بازیگران اکوسیستم در پی دارد. همچنین توسعۀ روشهایی برای شناسایی متغیرهای فوق در هر اکوسیستم و سفارشیسازی این مدل ارزیابی برای آنها، راهکار مناسبی برای ارزیابی و ارتقای اکوسیستمهای نوآوری شرکتی است. n. 7- تشکر و قدردانیاین پژوهش با حمایت شرکت فولاد مبارکه و همکاری و پشتیبانی شرکت پشتیبانی و توسعۀ فناوری و نوآوری فولاد مبارکه (MSTID) انجام شد. نویسندگان بر خود لازم میدانند مراتب تشکر خود را از تلاشها و همکاری مدیران و کارشناسان شرکت توسعه و پشتیبانی فناوری و نوآوری فولاد مبارکه، بهخصوص جناب مهندس حسنزاده بهسبب همکاری صمیمانۀ ایشان در انجام و ارتقای کیفی این پژوهش اعلام کنند.
[i] Adner [ii] Complementary Asset [iv] Iansiti & Richards [v] RITALA et al. [vi] Merkan & Goktas [vii] Ecosystem health [viii] Innovation Revenue [ix] Iansiti & Levien [x] Den Hartigh [xi] Mercan & Goktas [xii] Paasi et al. [xiii] Zhang et al. [xiv] Yung et al. [xv] Dabbagh Afrooz et al. [xvii] Javanmardi [xviii] Popov et al. [xix] Zhang et al. [xx] Co-development [xxi] Research Onion [xxii] Saunders [xxiii] Fuzzy Delphi [xxiv] Ishikava [xxv] Complexity Approach [xxvi] GT [xxvii] ABM [xxviii] SDM [xxix] Patent [xxx] Co-development [xxxi] Co-development [xxxii] VENSIM | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مراجع | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
Abbasnejad, T., Shafizadeh, R., & Ghafournia, M. (2019). Identifying and analyzing factors affecting the success of new product development using the system dynamics approach. Industrial Management Studies, 17(52), 39–57. https://doi.org/10.22054/jims.2017.19985.1698 Adner, R. (2006). Match your innovation strategy to your innovation ecosystem. Harvard Business Review, 84(4), 98. Dabbagh Afrooz, R., Zinda, B., & Pasbani, M. (2019). Creating an innovation ecosystem in the health sector with a system dynamics approach. Future Research of Management, 31(2) Cuhls, K. (2023). The Delphi method: An introduction. In Delphi methods in the social and health sciences: Concepts, applications and case studies (pp. 3–27). Springer. Den Hartigh, E., Tol, M., & Visscher, W. (2006). The health measurement of a business ecosystem. Proceedings of the European Network on Chaos and Complexity Research and Management Practice Meeting. Fargh, F., Zare‑Mehrjerdi, Y., & Oliya, M. S. (2022). Investigating factors affecting customer satisfaction using fuzzy Delphi and system dynamics approaches. Research in Production and Operations Management, 13(4), 1–38. https://doi.org/10.22108/POM.2022.133407.1440 Feng, L., Lu, J., & Wang, J. (2021). A systematic review of enterprise innovation ecosystems. Sustainability, 13(10), Article 5742. https://doi.org/10.3390/su13105742 Ghazinoory, S., Sarkissian, A., Farhanchi, M., & Saghafi, F. (2020). Renewing a dysfunctional innovation ecosystem: The case of the Lalejin ceramics and pottery. Technovation, 96–97, Article 102122. https://doi.org/10.1016/j.technovation.2020.102122 Graça, P., & Camarinha‑Matos, L. M. (2017). Performance indicators for collaborative business ecosystems—Literature review and trends. Technological Forecasting and Social Change, 116, 237–255. https://doi.org/10.1016/j.techfore.2016.11.023 Granstrand, O., & Holgersson, M. (2020). Innovation ecosystems: A conceptual review and a new definition. Technovation, 90, Article 102098. https://doi.org/10.1016/j.technovation.2019.102098 Grobman, G. M. (2005). Complexity theory: A new way to look at organizational change. Public Administration Quarterly, 29(4), 350–382. Habibi, A., Jahantigh, F. F., & Sarafrazi, A. (2015). Fuzzy Delphi technique for forecasting and screening items. Asian Journal of Research in Business Economics and Management, 5(2), 130–143. Halachenko, O., Niziaieva, V., Goncharenko, M., Nazarenko, O., & Ivaniuk, U. (2020). Modeling of relationships with stakeholders on the basis of dynamic business ecosystem approach. International Journal of Advanced Research in Engineering and Technology, 11(6), 877-893. Hasan, A. E., & Jaber, F. K. (2024). Providing a framework for the screening and prioritisation of decision making criteria using fuzzy Delphi and fuzzy best‑worst techniques. AIP Conference Proceedings. (Vol. 3091, No. 1). AIP Publishing. https://doi.org/10.1063/5.0204598 Hashemi Petrudi, S. H., Ghomi, H., & Mazaheriasad, M. (2022). An integrated fuzzy Delphi and Best–Worst Method (BWM) for performance measurement in higher education. Decision Analytics Journal, 4, Article 100121. https://doi.org/10.1016/j.dajour.2022.100121 Iansiti, M., & Levien, R. (2004). The Keystone Advantage: What the New Dynamics of Business Ecosystems Mean for Strategy, Innovation, and Sustainability. Boston: Harvard Business School Press. https://www.hbs.edu/faculty/Pages/item.aspx?num=16920 Iansiti, M., & Levien, R. (2004). Keystones and dominators: Framing operating and technology strategy in a business ecosystem. Harvard Business School Working Paper No. 3, 1–82. https://doi.org/10.26311/WP-14466 Iansiti, M., & Richards, G. L. (2006). The information technology ecosystem: Structure, health, and performance. The Antitrust Bulletin, 51(1), 77–110. https://doi.org/10.1177/0003603X0605100104 Ishikawa, A., Amagasa, M., Shiga, T., Tomizawa, G., Tatsuta, R., & Mieno, H. (1993). The max–min Delphi method and fuzzy Delphi method via fuzzy integration. Fuzzy Sets and Systems, 55(3), 241–253. https://doi.org/10.1016/0165‑0114(93)90116‑D Javanmardi, S. (2022). Identifying factors influencing Iranian innovation ecosystem and determining their links. Sustainable Futures, 4, Article 100081. https://doi.org/10.1016/j.sftr.2022.100081 Tomoaia-Cotisel, A., Hyunjung, K., Allen, S., & Blanchet, K. (2017). Causal loop diagrams: a tool for visualizing emergent system behaviour. Applied Systems Thinking for Health Systems Research. London: McGraw Hill, 97-114. Kuczmarski, T. D. (2000). Measuring your return on innovation. Marketing Management, 9(1), 24-32. https://www.proquest.com/openview/ba4e11a8ceeb3e56a78f220a1384c94f/1?pq-origsite=gscholar&cbl=30990 Lianto, B. (2023). Identifying key assessment factors for a company’s innovation capability based on intellectual capital: An application of the fuzzy Delphi method. Sustainability, 15(7), Article 6001. https://doi.org/10.3390/su15076001 Mercan, B., & Goktaş, D. (2011). Components of innovation ecosystems: A cross‑country study. International Research Journal of Finance and Economics, 76(16), 102–112. Meng, Y & Ma, Y (2018). Innovation Ecosystem Analysis 1986-2017: A Citation-Based Literature Survey and Y. Ma, American Journal of Industrial and Business Management, 8 (11), 2231-2255. https://doi.org/10.4236/ajibm.2018.811149 OECD & Eurostat. (2018). Oslo Manual 2018 (4th ed.). OECD Publishing. https://doi.org/10.1787/9789264304604‑en Oh, D.‑S., Phillips, F., Park, S., & Lee, E. (2016). Innovation ecosystems: A critical examination. Technovation, 54, 1–6. https://doi.org/10.1016/j.technovation.2016.02.004 Paasi, J., Wiman, H., Apilo, T., & Valkokari, K. (2022). Modeling the dynamics of innovation ecosystems. International Journal of Innovation Studies. https://doi.org/10.1016/j.ijis.2022.12.002 Paasi, J., Wiman, H., Apilo, T., & Valkokari, K. (2023). Modeling the dynamics of innovation ecosystems. International Journal of Innovation Studies, 7(2), 142–158. https://doi.org/10.1016/j.ijis.2022.12.002 Popov, E., Dolghenko, R., Simonova, V., & Chelak, I. (2021). Analytical model of innovation ecosystem development. E3S Web of Conferences, 250, Article 01004. https://doi.org/10.1051/e3sconf/202125001004 Rabelo Neto, J., Figueiredo, C., Gabriel, B. C., & Valente, R. (2024). Factors for innovation ecosystem frameworks: Comprehensive organizational aspects for evolution. Technological Forecasting and Social Change, 203, Article 123383. https://doi.org/10.1016/j.techfore.2024.123383 Ritala, P., Armila, L., & Blomqvist, K. (2009). Innovation orchestration capability — Defining the organizational and individual level determinants. International Journal of Innovation Management, 13(4), 569–591. https://doi.org/10.1142/S136391960900242X Ritala, P., & Almpanopoulou, A. (2017). In defense of “eco” in innovation ecosystem. Technovation, 60, 39–42. https://doi.org/10.1016/j.technovation.2017.01.004 Saunders, M. (2009). Research methods for business students (5th ed.). Prentice Hall. Shaker, F., Shahin, A., & Jahanyan, S. (2022). Investigating the causal relationships among failure modes, effects and causes: A system dynamics approach. International Journal of Quality & Reliability Management, 39(8), 1977–1995. https://doi.org/10.1108/IJQRM‑10‑2021‑0307 Shalender, K., & Sharma, N. (2024). Building culture of creativity and innovation in organisations: A VUCA world perspective. In VUCA and other analytics in business resilience, Part B (pp. 95–102). Emerald Publishing Limited. https://doi.org/10.1108/978-1-83753-198-120241006 Shi, X., Liang, X., & Luo, Y. (2023). Unpacking the intellectual structure of ecosystem research in innovation studies. Research Policy, 52(6), Article 104783. https://doi.org/10.1016/j.respol.2023.104783 Silva, J. P. M., Guimarães, L. d. O., Inácio Júnior, E., & Castro, J. M. d. (2021). Entrepreneurial ecosystem: Analysis of the contribution of universities in the creation of technology‑based firms. Contextus – Revista Contemporânea de Economia e Gestão, 19, 160–175. https://doi.org/10.19094/contextus.2021.68011 Sterman, J. D. (2001). System dynamics modeling: Tools for learning in a complex world. California Management Review, 43(4), 8–25. https://doi.org/10.2307/41166098 Valkokari, K. (2015). Business, innovation, and knowledge ecosystems: How they differ and how to survive and thrive within them. Technology innovation management review, 5(8), 17-24 https://timreview.ca/sites/default/files/article_PDF/Valkokari_TIMReview_August2015.pdf Williamson, P. J., Meyer, A. D. (2020). Ecosystem Edge: Sustaining competitiveness in the face of disruption. In Ecosystem Edge: Stanford University Press. Yan, R., Lv, J., & Meng, Q. (2021a). Sustainable development of the innovation ecosystem from the perspective of T–O–V. Complexity, 2021, Article 3419175. https://doi.org/10.1155/2021/3419175 Yao, J., Li, H., Shang, D., & Ding, L. (2021). Evolution of the industrial innovation ecosystem of resource‑based cities (RBCs): A case study of Shanxi Province, China. Sustainability, 13(20), Article 11350. https://doi.org/10.3390/su132011350 Yung, K. L., Jiang, Z.‑Z., He, N., Ip, W. H., & Huang, M. (2020). System dynamics modeling of innovation ecosystem with two cases of space instruments. IEEE Transactions on Engineering Management. https://doi.org/10.1109/TEM.2020.3018782 Zhang, P., Zhou, E., Lei, Y., & Bian, J. (2021). Technological innovation and value creation of enterprise innovation ecosystem based on system dynamics modeling. Mathematical Problems in Engineering, 2021, Article 5510346. https://doi.org/10.1155/2021/5510346 Zhang, W. (2007). A study on evaluation method of business ecosystem health. In Modernization of Management (Vol. 5, p. 40‑42). https://doi.org/10.1007/978-1-4471-4600-1_87 Zhang, X., Hu, H., & Zhou, C. (2023). Spatiotemporal evolution and cause analysis of innovation ecosystem niche fitness: A case study of the Yellow River Basin. Sustainability, 15(12), Article 9454. https://doi.org/10.3390/su15129454 Zimmerman, B., Lindberg, C., & Plsek, P. (1998). A complexity science primer: What is complexity science and why should I learn about it (adapted from Edgeware: Lessons From Complexity Science for Health Care Leaders). Waterloo Institute for Social Innovation and Resilience, University of Waterloo. https://napcrg.org/media/1278/beginner-complexity-science-module.pdf#page=1.00&gsr=0 | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 1,012 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 390 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||