| تعداد نشریات | 43 |
| تعداد شمارهها | 1,829 |
| تعداد مقالات | 14,864 |
| تعداد مشاهده مقاله | 40,718,681 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 15,803,317 |
معرفی و تصحیح چهارده شعر نویافته از عیاضیسرخسی | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| متن شناسی ادب فارسی | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مقاله 3، دوره 17، شماره 2 - شماره پیاپی 66، تیر 1404، صفحه 21-40 اصل مقاله (886.24 K) | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22108/rpll.2025.143676.2405 | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نویسندگان | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| محمد مرادی* 1؛ صدیقه محمدی حسین آبادی2 | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 1دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شیراز، شیراز، ایران | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 2کارشناس ارشد حقوق بین الملل، کارشناس پژوهشی دانشگاه شیراز ، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| چکیده | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| عیاضیسرخسی از شاعران گمنام سدۀ پنجم هجری است که با وجود تواناییاش در شاعری، تاکنون تحقیقات محدودی دربارۀ او انجام شده و ابیات پراکندهاش از نظر پژوهشگران مغفول مانده است. پیش از این، مدبری در شاعران بیدیوان، 42 بیت از عیاضی را از منابع گوناگون عمدتاً متأخر استخراج کرده و در تحقیقات دیگر، ابیاتی جدید به نام همین شاعر معرفی شده است؛ هرچند از میان ابیات یافت شده، تنها معدودی به نسخههای قبل از قرن هفتم متعلق بوده است. در این پژوهش، با استناد به نسخۀ شمارۀ 64 کتابخانۀ محمد عارف ترکیه مورخ 687-688، 14 غزل و تغزل نویافته و 17 بیت پراکنده شامل 145 بیت از این شاعر معرفی و ذکر شده است. همچنین به روش تحلیل محتوا، برخی از ویژگیهای غزل او بیان شده است. نتایج نشان میدهد که عیاضیسرخسی از شاعران تأثیرگذار در سیر غزل قرن پنجم بوده و نوع تصویرسازی او بر تحولات غزل در این قرن تأثیر گذاشته است. همچنین او از اشعار رودکی، فرخی و عنصری تأثیر پذیرفته و در تشخصیافتن تغزل جایگاهی مؤثر داشته است. همچنین براساس اطلاعات موجود، به نظر میرسد عیاضی در اوایل قرن پنجم متولد شده است و نشانههای حیات او تا آغاز ربع چهارم این سده وجود دارد. | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| کلیدواژهها | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| عیاضیسرخسی؛ خاندان عیاضی؛ نسخۀ 64 محمدعارف؛ سیر غزل؛ ابیات نویافته | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| اصل مقاله | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
. مقدمه یکی از مهمترین زمینههای تحقیق در ادبیات، معرفی ابیات و اشعار شاعران گمنام و آثاری است که کمتر به آنها توجه شده است. در سدههای اخیر، برخی پژوهشگران بر معرفی اشعار این شاعران و ابیات نویافتۀ آنان همت نهادهاند. از میان پژوهشگران این حوزه، پژوهشگرانی چون: دبیرسیاقی در گنج بازیافته، احمد ادارهچی گیلانی در شاعران همعصر رودکی، ژیلبر لازار در اشعار پراکنده و مدبری در شاعران بیدیوان، بخشی از همت تحقیقی خود را بر معرفی، بازیابی و ثبت اشعار شاعران گمنام و بیدیوان نهادهاند؛ بهطوریکه تحقیقات آنان راهگشای بسیاری از پژوهشگران معاصر بوده است. یکی از شاعران کمتر شناختهشده در ادبیات کهن که در برخی تحقیقات به او توجه شده، عیاضیسرخسی، شاعر قرن پنجم هجری است. ابیاتی از او بهصورت پراکنده در تذکرهها و جنگها ثبت شده و برخی از تحقیقات پیشین و کتابهای تاریخ ادبیات از او سخن گفتهاند. با وجود جایگاه ادبی او و خاندانش، تاکنون کمتر به اشعارش توجه شده است. این بخش از تحقیقات ادبی، میتواند بستر مطالعاتی تازه را دربارۀ او و اشعارش فراهم کند. بر اساس این، در این مقاله، با تکیه بر نسخۀ شمارۀ 64 کتابخانۀ محمد عارف ترکیه و برخی از جنگها و تذکرهها، ضمن ثبت و معرفی تعدادی از ابیات نویافتۀ عیاضی، کوشش شده جایگاه خاندان عیاضی در شعر فارسی تبیین و اشعار تازهای از او که در تحقیقات پیشین ثبت نشده، به مخاطبان معرفی شود. همچنین برخی ویژگیهای اشعار و تغزلهای او تحلیل شده است.
دربارۀ اشعار نویافتۀ فارسی تحقیقات بسیاری صورت گرفته است. تاکنون دهها مقاله و پژوهش با موضوع معرفی ابیات کمتر دیدهشدۀ فارسی از شاعرانی چون: منوچهری، عنصری، ابنسینا، خیام، سنایی، جهان ملک خاتون، همام و دهها شاعر دیگر یا بررسی صحت انتساب و تبارشناسی آنها نوشته شده است. محجوب (1342) در خلال معرفی نخستین مثنویسرایان زبان فارسی، از بین شاعران عصر غزنوی و به استناد لغت فرس، به شاهد سنجدبوی از عیاضیسرخسی یاد کرده است. همچنین مدبری (1369، ص. 161) در نخستین تحقیق خود اشعار عیاضیسرخسی را چهل بیت دانسته است. مدبری (1370) در شاعران بیدیوان با تکیه بر منابع متأخر، چهل و دو بیت از عیاضی را گردآوری و معرفی کرده است. در برخی از تحقیقات اخیر نیز، اشعار شاعران بیدیوان که از نگاه مدبری از قلم افتاده بازیابی شده است. از جمله نوریان و همکاران (1386) ابیاتی متعدد از شاعران بیدیوان را از خلال روضهالناظر و نزههالخاطر استخراج کردهاند. همچنین شریفی صحی و خاتمیپور (1392) ابیات نویافتۀ جنگ خطی 900 مجلس را معرفی کردهاند؛ هرچند در هیچیک از این مقالات، نشانهای از نویافتههای عیاضی نیست. پرنیان و یاری گل دره (1395) نیز با استفاده از جنگها و دستنوشتههای کهن و برخی دیگر از منابع، تعدادی از ابیات نویافتۀ شاعران بیدیوان فارسی را ضبط و لزوم بازتصحیح کتاب شاعران بیدیوان مدبری را مطرح کردهاند. از دیگر پژوهشگران، صانعی و احمدی دارانی (1395) در خلال بررسی تأثیر لغز شمع عنصری بر دیگر شاعران، شعر عیاضی را به نقل از عرفاتالعاشقین، در جایگاه شاعر قرن ششم معرفی کردهاند؛ هرچند از نظر زمانی در تشخیص زمان شاعر دچار خطا شده اند. صفری آق قلعه (1395) در خلال استخراج و معرفی اشعار پراکنده در متن فارسی تا سدۀ هفتم، تنها تکبیت ضبطشدۀ در لغت فرس را به نام عیاضی ذکر کرده است. بشری (1398) با تکیه بر تعدادی از مآخذ کهن، از شاعران عصر غزنوی چون عنصری، فرخی، عسجدی و زینبی، ابیاتی نویافته را معرفی و ثبت کرده که در این ابیات نیز نشانهای از عیاضی شاعر نیست. از مرتبطترین تحقیقات به مقالۀ پیشرو، عشایری (1402) و کاملی (1402) در دو مقالۀ جداگانه و همزمان، با تکیه بر دستنویس رسائلالعشاق و وسائلالمشتاق، ابیاتی نویافته از شاعران فارسی از جمله هشت بیت تازه از عیاضی را شناسایی کردهاند که در تحقیق مدبری به آنها اشاره نشده است. همچنین مجرد (1402) در مقالهای، ضمن معرفی نسخۀ مدنظر این تحقیق و با تکیه بر بخش اشعار، سرودههای حکیم طرطری را بر اساس این دستنوشته تصحیح، معرفی و بررسی کرده است، اما صرفاً در معرفی نسخه به نام عیاضی اشاره شده است. چنانکه از تحقیقات پیشین میتوان دریافت، در سه دهۀ اخیر تنها چند بیت جدید از عیاضیسرخسی معرفی و ثبت شده و تحقیق پیشرو از منظر تعداد ابیات و واکاوی ابعادی جدید از شاعری عیاضیسرخسی اهمیت دارد.
دربارۀ خاندان عیاضی و افراد برخاسته با این شهرت، در کتابهای حدیثی، رجال، انساب و تذکرهها اطلاعاتی پراکنده در دست است. از جمله در آثاری چون: التحبیر، الملل و النحل، الجواهر المضیئه فی طبقات الحنفیه، الوافی بالوفیات، سیر اعلام نبلاء، تاج التراجم فی طبقات الحنفیه و کتاب القند فی ذکر علماء السمرقند، الکمال فی معرفه الرجال سمرقند و الفوائد البهیه، نشانههایی از افرادی با این شهرت یا القاب مشابه آن میتوان یافت. اغلب افراد عیاضیشهرت، به دو خاندان آل عیاض سمرقند و آل عیاض سرخس متصل هستند که در تحقیقات به آنها اشاره شده است. عبدالکریم سمعانی (ف. 562) در الانساب و در ذکر عیاضی سمرقندی اینگونه آورده است: «العیاضی: بکسر العین المهمله و فتح الیاء المنقوطه من تحتها باثنتین و فی آخرها الضاد المعجمه، و هو اسم لبعض اجداد منتسب الیه و المشهور به هذه النسبه [ابوبکر]/محمد بن احمد بن العباس بن الحسن بن جبله بن غالب بن جابر بن نوفل ابن عیاض بن یحیی بن قیس بن سعدبن عباده الانصاری، المعروف بالعیاضی، اخو ابینصر بن احمد العیاضی، من اهل سمرقند، کان فقیها جلیلا، من رؤساء البلده والمنظورین الیه، قا ابوسعد الادریسی: لقیته، و حضرت معه مجلس المناظره فی دار الحاکم مکی بن اسحاق [و لم اکتب عنه شیئا، لم اکن عنده کبیر إسناد و لا روایه، ثم لما صنفت هذا الکتاب لم أحب الاخلال بذکره، فحدثنی ابوجعفر محمد بن صالح الخباز الفقیه عنه عن ابی محمد بن محمد بن الحارث الحافظ السمرقندی بحدیث]» (سمعانی، 1982م، ص. 421-422). چنانکه از متن الانساب دریافت میشود، نسب خاندان عیاضی به نوفل ابن عیاض بن یحیی بن قیس بن سعدبن عباده انصاری میرسد و بسیاری از افراد منتسب به خاندان عیاضی سمرقندی، از فقیهان برجستۀ سمرقند بودهاند. مشهورترین عالمان این خاندان، همین ابونصر احمد بن عباس عیاضی مشهور به فقیه سمرقندی، محدث و دانشمند دینی سدۀ سوم و از استادان ابومنصور ماتریدی (ف. 333) است (قنبری، 1387، ص. 173؛ جلالی، 1399، ص. 58؛ رضانژاد، 1382، ص. 105). علاوه بر او، ابواحمدنصر بن ابینصر احمد بن عباس عیاضی، شاگرد ماتریدی (جلالی، 1399، ص. 58)، از دیگر وابستگان این خاندان است. همچنین در وفیاتالاعیان و الوافی بالوفیات، نشانهای از قاضی عیاضی (ابنخلکان، 1977م، ج. 3/483-485 ؛ صفدی، 2000م، ج. 4/206) است که گویا یکی از راویان حدیث و فقیهان مشهور بوده است (عبدالباقی، 1371ق، ص. 178-179). عیاضیسرخسی دومین خاندان مشهور است که از منظر پیوند با ادبیات فارسی و شعر و عرفان اهمیت دارد. این خاندان، از خاندانهای دانشپرور سرخس بوده که زن و مردش اهل حدیث و علم و عرفان بودهاند؛ از جمله ابونصرعیاضی، همعصر ابوسعید، از عالمان و عارفان این دوره بوده است. همچنین امام ابوعاصم عیاضی، از عالمان و عارفان ق 5 و ارادتمند به ابوسعید و ابوالفتوح عیاضی ف 550، از دیگر مشاهیر این خاندان بودهاند (زنگنه، 1375، ص. 212، ر.ک. میهنی، 1366، ج. 1/127، 189، 2/649، 672، 682) امعبدالله عیاضی (حورستی)، دختر ابوالفتح ناصر بن محمد بن عیاضیسرخسی (م. 542)، نیز از زنان حدیثپژوه (ساکت، 1372، ص. 49) این خاندان بوده که علم حدیث را از پدرش آموخته و به روایت اعلامالنساء سمعانی از او احادیث نوشته و در سال 542 در سرخس فوت کرده است (غروی نایینی، 1383، ص. 105 نقل از کحاله، 1404ق، ج. 1/305).
در مجموع تذکرهها و تحقیقات در دسترس، از منظر زمانی، نشانههای دو شاعر عیاضیشهرت را میتوان دید: یکی مداح مسعود غزنوی و دیگر مداح سلجوقیان. هرچند از نظر زمانی این دو به هم نزدیکی دارند و همین نکته سبب شده است که پژوهشگران این شاعران را یک سخنور در نظر بگیرند. در فرهنگ سخنوران خیامپور، ج 2، فقط از عبدالرحیم عیاضیسرخسی در جایگاه شاعری قبل از قرن ششم یاد و به نقل از هدایت و الذریعه و لغت فرس (خیامپور، 1372، ج. 2/660)، به او اشاره شده است. در این کتاب هیچ نشانهای از شاعران همنشان با این نام چون: ابوالفتح سرخسی، ابونصر سرخسی، سرخسی تنها و عبدالرحمان، عبدالرحیم سرخسی، حکیم سرخسی و حکیم عیاضی دیده نمیشود؛ نکتهای که مؤید این است که این القاب به یک شاعر واحد متعلق بوده است. لبابالالباب عوفی کهنترین مأخذ دربارۀ زندگی عیاضی شاعر است که در ذیل «الرئیس الشهید ابوالقاسم علی بنالحسن بن ابیالطیب الباخرزی» و ماجرای مرگ او، به عیاضی اشاره کرده است و در تعلیقات نیز از او با نام عبدالرحیم عیاضیسرخسی یاد شده است (عوفی، 1389، ص. 324) «و چون از این بنای فنا رخت به عالم بقا برد، عیاضی در مرثیت آن کان مرتبت این ابیات پرداخت؛ شعر: مسکین علی حسن...» (عوفی، 1389، ص. 115). با توجه به اینکه باخرزی در جوانی کاتب طغرل بیگ بوده (عوفی، 1389، ص.112) و همچنین با درنظرگرفتن زبان حکومت طغزل (429 تا 455) و همزمانی زندگی شاعر با قتل باخرزی (467 یا 468)، او تا این زمان در قید حیات بوده است (مدبری، 1370، ص. 560). این نکته با اشارۀ انوری نیز سازگار است که در قصیدۀ 86 دیوان و در خلال ستایش ناصرالدین نصرتالاسلام ابوالمناقب، به جایگاه متمایز شاعری عیاضی اشاره کرده است:
البته در برخی نسخ دیوان انوری بهویژه نسخههای متأخر، به دلیل ناآشنایی کاتبان با نام عیاضی شاعر، نام عیاضی به عمادی (احتمالا منظور عمادی غزنوی) تحریف شده است؛ حال آنکه عیاضی، ضبط صحیح نسخ کهن بوده است. با درنظرگرفتن خلعتیافتن و جایگاه عیاضی شاعر در دربار مسعود ناصر که به احتمال قریب به یقین مسعود غزنوی (421 تا 432) بوده، این اجتهاد پذیرفتنی است که شاعر مدنظر در ربع دوم قرن پنجم و میانۀ این سده، شاعری متصل به دربار غزنوی و پس از آن، متمایل به دربار سلجوقی بوده است. این زمان با درج یک بیت از عیاضی در لغت فرس اسدی و تاریخ کتابت آن نیز سازگاری دارد و مؤید نظر برخی پژوهشگران است که عیاضی را شاعر عصر غزنوی دانستهاند (محجوب، 1342، ص. 209). نکتۀ ابهامآفرین، سخن تذکرهها دربارۀ دیگر ممدوحان عیاضی است؛ مطالبی که متأثر از نسخههای لبابالالباب در عرفاتالعاشقین (اوحدی، 1388، ص. 2443-2447) و مجمعالفصحا (هدایت، 1382، 1300-1303)، مشابه هم تکرار شده و به آرای پژوهشگران معاصر راه یافته است. در تذکرۀ میرعمادالدین الهی هم، ابوالفتح ناصرالدین عبدالرحیم سرخسی معروف به عیاضی، به نقل از نسخهای از لباب اینگونه معرفی شده است: «عیاضی ذاتی بیغرض بود و فاضلی بیبدل در دولت آل سلجوق منجوق عماری فضل او فرق فرقد میسود و مقبول سلطان ملکشاه و مخصوص ملک طغانشاه بن الب ارسلان بود و با شعرای زمان خود چون امیر معزی و نظامیعروضی و علی بن حسین باخرزی مصاحبت داشت و مشاعرهها مینمود» (الهی، 2013م، ص. 122). در عرفاتالعاشقین نیز به نقل از عوفی و برخی نسخههای لباب که با نسخۀ چاپی تفاوتهایی دارد، از نام و لقب و پیوند او با آل سلجوق بهویژه ملکشاه (ف 485) و طغانشاه (ف 487؟) و همچنین مصاحبات و مشاعراتش با امیرمعزی، نظامیعروضی و علیبنالحسن الباخرزی، سخن رفته است (اوحدی، 1388، ص. 2443-2444). شاید بر همین اساس است که نفیسی در کتاب تاریخ نظم و نثر در ایران، او را از شاعران اوایل و اواسط قرن پنجم دانسته که در آخر عمر در سلک شاعران دربار سلجوقیان درآمده و در دربار طغرل و آلپ ارسلان و ملکشاه بوده است (نفیسی، 1344، ص. 53) چنانکه در ابیات مدحی عیاضی و یاد او از ملکشاه و طغانشاه دیده میشود، او تا محدودۀ حکومت ملکشاه (465 تا 487) در حیات بوده است. از آنجا که معزی در اواخر زندگی پدرش برهانی نیشابوری (حدود سال 465) به دربار سلجوقیان پیوسته (معزی، 1318، ص. ح)، مجال آشنایی او و عیاضی فراهم بوده است. براساساین، میتوان گفت که عیاضیسرخسی احتمالا در اوایل قرن پنجم متولد شده، در اوایل شاعری به دربار مسعود غزنوی پیوسته و پس از آن مدتی متصل به دربار آل سلجوق (طغرل و آلب ارسلان و ملکشاه و طغانشاه) بوده است. تنها نکتۀ مبهم، همصحبتی او با نظامیعروضی است که با توجه به حضور و زیست نظامیعروضی در خراسان، در محدودۀ ربع اول تا میانۀ سدۀ ششم، باید عیاضی بیش از صدسال زیسته باشد که بعید به نظر میرسد. از طرف دیگر این احتمال وجود دارد که منظور تذکرهنویسان، خواجه نظامالملک مشهور به نظام طوسی، وزیر آلب ارسلان و ملکشاه باشد و بهمروز این لقب تحریف شده؛ نکتهای که با زمان زندگی عیاضی و ارتباطش با سلاطین سلجوقی نیز کاملا سازگار است (ر.ک. خیامپور، 1372، ج. 2/941). مستندی دیگر که احتمال آشنایی نزدیک و معاشرت نظامیعروضی باعیاضی را کمرنگ میکند؛ محتوای چهارمقاله است که در آن ذکری از عیاضی نرفته؛ حال آنکه، مؤلف در مقالۀ شاعران و در ذیل شعردوستی طغانشاه (ممدوح عیاضی)، بر اساس شنیدههایش از شاعرانی چون: امیرعبدالله قرشی، ابوبکر ازرقی، شجاعی، نسوی، حقیقی و نسیمی یادکرده اما به عیاضی هیچ اشارهای نکرده است (نظامیعروضی، 1388، ص. 68).
نسخۀ بررسی شده، در بازجست اشعار عیاضی، کتاب مکارم الاخلاق من قبل التصوف از رضیالدین ابوجعفر محمد نیشابوری (ف. 598) است که پیشازاین، در تحقیقی دربارۀ اشعار حکیم طرطری به آن استناد و به قلم مجتبی مجرد بهتفصیل معرفی شده است (ر.ک. مجرد، 1402، ص. 344-345) تصویر 1) صفحۀ عنوان کتاب مکارمالاخلاق این نسخۀ نفیس که به شمارۀ 64 کتابخانۀ محمد عارف سلیمانیه نگهداری میشود، 170 برگ دارد و در هر برگ سیزده سطر گنجانده شده است. خط نسخه، نسخ آمیخته با دیگر خطوط عربی است که گاه در آن، اتصالات حروف را شبیه به تعلیق میتوان دید. در عنوان بابها و پایان بخشهای نسخه نیز از خط کوفی استفاده شده است. همچنین کاتب برخی از مفردات دیگر خطوط عربی را به ذوق خویش نگاشته است. کاتب در اغلب سطرهای اشعار، از نقطهگذاری پرهیز و بهندرت، برخی واژهها را منقوط ثبت میکند که همین نکته، امکان خوانشهای متفاوت را در برخی کلمات مقابل مصحح مینهد. اتصال حرف «ز» به «ک/ د»، کاربرد دال معجمه، «کی» به جای «که» و دودستگی در نوشتن سرکش «ک/ گ»، از دیگر ویژگیهای رسمالخطی این نسخه است. 147 برگ اول نسخۀ یادشده، کتاب مکارمالاخلاق و بخش دوم آن، گزیدهای از اشعار شاعران است. نسخه دو انجامه دارد. براساس ترقیمۀ نخستین، کتاب مکارمالاخلاق در تاریخ روز یکشنبه 25 شوال سال 687 ه.ق، به خط ابوعبدالله الحسین بن مسعود کتابت شده است. تصویر 2) ترقیمۀ بخش نخست، کتاب مکارمالاخلاق بخش جنگ اشعار، شامل اشعار حکیم طرطری (از 148ب تا 158ب) و حکیم عیاضی (158ب تا 167الف)، یک قصیده از عطار (167الف تا 168 ب) و قصیدهای از مجیرالدین بیلقانی(168ب تا 170ب) است و چنانکه در ترقیمۀ بخش دوم نسخه مشهود است، در پایان شنبه هجدهم صفر 688، به دست همان کاتب، نوشته شده است. تصویر 3) صفحۀ آغاز اشعار حکیم عیاضیسرخسی
تصویر 4) ترقیمۀ دوم، پایان جنگ اشعار
با وجود اهمیتی که عیاضی در شعر و شاعری داشتته، به دلایل مختلف در نسخهها، تذکرهها و جنگها بهجز برخی نسخ مانند لغت فرس، نزههالمجالس و لبابالالباب، چندان نشانی از اشعار او نیست؛ چنانکه در این آثار مشهور حتی یک بیت از او ثبت نشده است؛ آثاری چون: حدائقالسحر، المعجم و مونسالاحرار بدرجاجرمی، تذکرۀ دولتشاه، جنگها و بیاضهایی نظیر انیسالخلوه و بیاض تاجالدین احمد، سفینههای رباعیات و ترمذ و بولونیا و انیسالوحده و مونسالاحرار کلاتی، مجموعۀ 4110 کتابخانۀ سلطنتی انگلستان (سیف جام هروی) و جنگهای 900 مجلس و اسکندری و محمودشاه نقیب. براساس اطلاعات اندک موجود، از عیاضی اشعاری پراکنده در تحقیقها و نسخ معرفی شده که غالب آنها را مدبری در شاعران بیدیوان گنجانده است. بااینحال، تعدادی از نسخهها، جنگها و تذکرهها در این تحقیق یافت شده که ابیاتی دیگر از او را در بردارد و در تحقیقات پس از مدبری تنها به چندبیت از آنها اشاره شده است. در این بخش از مقاله، ضمن تأکید بر نسخۀ جنگ قرن هفتم، تعدادی از ابیات مغفول او ضبط و معرفی شده است.
اشعار عیاضی در نسخۀ 64 کتابخانۀ عارف محمد ترکیه، شامل چهارده قطعه و 127 بیت است که تاکنون در هیچ منبعی شناسایی نشده است. کاتب از صاحب این اشعار با نام و لقملکالشعرا افضلالحکما ابونصر عیاضیسرخسی یادکرده است. با توجه به تفاوت کامل ابیات و همچنین برخی جنبههای سبکی، بعید نیست ابونصر عیاضی شاعری متفاوت با ابوالفتح عیاضیِ معرفیشده در لبابالالباب باشد. این نکته، تفاوتنظر پژوهشگران تاریخ ادبی و تذکرهنویسان را نیز تایید میکند که برخی عیاضی را شاعر قرن پنجم و برخی شاعر قرن ششم دانستهاند؛ هرچند احتمال یکیبودن این دو شاعر بیتی از تفکیک آن دو است. چهار قطعۀ ثبتشده، فضایی بین قالب غزل و تغزل قصاید مدحی دارد و بیان وصفی، نوع واژگان، زبان، توصیفات عینی و کهنگی واژگان آن، بیشتر با اشعار سدۀ پنجم سازگاری دارد. بهجز شعر شمارۀ (3) که بیت تخلص دارد و گویا ابیات مدح پس از آن ذکر نشده است، دیگر ابیات، فضایی غزلگونه دارد. هرچند بعید نیست برخی از این سرودهها نیز ابیات پیش از مدح بوده باشد. البته در غزلهای (1 و 9 و 13)، تخلص «عیاضی» در شعر آمده که با منطق غزل سازگاری بیشتری دارد؛ هرچند واژۀ تخلص در ابیات مختلف پایانی سرگردان است و این ویژگی نیز با محدودۀ زمانی گفتهشده سازگاری دارد. در کل میتوان تغزلها و غزلهای ثبتشده را با سب شاعران سدۀ پنجم مشابه دانست که در آن تأثیرپذیری از شاعران سامانی و غزنوی نیز دیده میشود. چنانکه غزل (14) در پاسخ «بوی جوی مولیان» رودکی سروده شده و غزل (3) نیز با یکی از اشعار فرخی شباهت دارد. وزن اشعار تاحدودی به اوزان کوتاه در غزل نزدیکی دارد؛ بهطوریکه، پنج غزل (1 و 8 و 10 و 12 و 13) در وزن فعولن فعولن فعولن فعل (فعول)، دو شعر (2 و 14) در وزن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (فاعلان)، دو شعر (4 و 7) در وزن مفاعیلن مفاعیلن فعولن (مفاعیل) و یک شعر (3) در وزن فعولن فعولن فعولن فعولن سروده شده است. از اوزان متوسط نیز دو غزل (6 و 11) در وزن مفعول فاعلاتُ مفاعیلُ فاعلن و غزلهای (5 و 9) به ترتیب در اوزان مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن و فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن سروده شده است. الگوی اوزان بهکاررفته نیز بر اساس تحقیق خانلری، با کاربرد وزن در شعر شاعران نیمۀ دوم قرن پنجم و اوایل ششم کاملاً سازگاری دارد (ر.ک. ناتل خانلری، 1327، ص. 158-178). ده قطعه از اشعار ردیف دارد؛ هرچند ردیفها عمدتا فعلی و ساده است و از منظر سبکی، با زمان مدنظر متناسب است. علاوه بر ردیفهای تکواژه چون خویش (6)، است (8)، نیست (9)، باشم (4)، شود (10)، همی (11)، کند (12)، کنیم (13)، دو ردیف مرکب توراست (5) و آید همی (14) نیز سادگی شعر عصر غزنوی را بهوضوح نشان میدهد. در غزلها، علاوه بر بسامد کمتر واژههای عربی در مقایسه با اشعار سدههای بعد و کاربرد دستوری شعر عصر غزنوی، واژههای کهنه نیز تاحدودی بازنمود دارد؛ نکتهای که آن را در کاربرد کلماتی چون: جناغ، ماغ، کناغ (1)، درقه (2)، مندور (4)، بنشاستن (8)، شیباندن، کاهاندن (12) و نیمکفته (14) میتوان دید. و له ایضا [1]
و له ایضا [2]
و له ایضا[6][3]
و له ایضا [4]
و له ایضا [5]
و له ایضا [6]
و له ایضا [7]
و له ایضا [8]
و له ایضا [9]
و له ایضا [10]
و له ایضا [11]
و له ایضا [12]
ایضا له[13]
ولهایضا [14]
علاوه بر اشعار معرفی شده، تعدادی دیگر از ابیات منسوب به عیاضی در جُنگهای شعر یا برخی تذکرهها ثبت شده که مدبری در شاعران بیدیوان، آنها را ذکر نکرده است. از آن جمله است ابیاتی در جنگی در قرن یازدهم و تذکرههای عرفاتالعاشقین و سفینۀ الهی که بهطور عمده به نام ابوالفتح عیاضی (شاعر مدنظر عوفی) نقل شده است. جنگ 2446 دانشگاه تهران یکی از منابعی است که اشعاری از عیاضی را ثبت کرده که در حدود قرن یازدهم کتابت شده است. در این منبع، دوازده بیت پراکنده از ابوالفتح عیاضی نقل شده که از آن میان، شش بیت در مجمعالفصحای هدایت ضبط شده (هدایت، 1382، ج. 1/1300-1302) و از طریق آن به شاعران بیدیوان راه یافته است. ابیات زیر هم در شاعران بیدیوان ضبط نشده است: ....
و قطعۀ زیر:
در عرفات العاشقین نیز 56 بیت از ابوالفتح ناصرالدین عبدالرحیم سرخسی، معروف به عیاضی، ثبت شده (اوحدی، 1388، ص. 2444-2447) که 39 بیت آن، گویا به نقل از همین منبع، به مجمعالفصحا و پس از آن به شاعران بیدیوان راه یافته است. از ابیات نقل شده در عرفات، 17 بیت در مقایسه با پژوهش مدبری نویافته است که از آن میان شش بیت شامل قطعۀ اخیر و چهار بیت دیگر، با جنگ دانشگاه تهران مشترک است (اوحدی، 1388، ص. 2445، 2446). یازده بیت نویافته نیز در عرفاتالعاشقین ثبت شده که چهار بیت از آن در سفینۀ الهی نیز وجود دارد. این ابیات عبارت است از: دو بیت زیر، پس از بیت مطلع «ای به تن برگشته نا ایمن به جان خویشتن» که در مجمعالفصحا حذف شده است:
ابیات مطلع یکی دیگر از قصاید مدحی او در ستایش طغانشاه نیز در عرفات ثبت شده است:
شش بیت زیر نیز از همین قصیده، به صورت پراکنده در عرفات ثبت شده؛ هرچند در مجمعالفصحا حذف شده است:
بیت مطلع زیر هم در عرفاتالعاشقین و سفینۀ الهی آمده است:
تصویر4) ابیات ابوالفتح عیاضی در جنگ دانشگاه تهران
مهمترین یافتۀ این پژوهش، تصحیح و بازیافت 144بیت تازه از عیاضیسرخسی است که مجموع ابیات دیوانچۀ او قریب به 200 بیت افزوده است. این ابیات شامل 14 غزل، قصیده، تغزل و تعدادی ابیات پراکنده در مدح و وصف است که در خلال آنها، نشانههای واضح اتصال او به دربار سلجوقیان و همچنین تأثیرپذیریاش از رودکی، فرخی و عنصری دیده میشود. سبک زبانی و وصفی و نوع وزن و واژگان این اشعار، مؤید قدمت زمان سرودن آنهاست. همچنین در این ابیات، جایگاه شاعری عیاضی را در غزل و تغزل و سیر تحولات آن میتوان دید. بهطوریکه میتوان گفت، او زمینههای اتصال غزل عاشقانۀ وصفی-زمینی را فراهم کرده و نقطۀ اتصال فرخی به انوری است. اشاره به جایگاه او در شاعری در دیوان انوری، مؤید این است که این غزلسرای شاخص قرن ششم، اشعار او را خوانده است. همچنین براساس اطلاعات موجود، به نظر میرسد عیاضی در اوایل قرن پنجم متولد شده، سپس به دربار مسعود غزنوی پیوسته، در دربار او جایگاهی ویژه یافته و سپس، شاعر و مداح طغرل و آل ارسلان و ملکشاه و طغانشاه بوده است. او همچنین با معزی و باخرزی معاشرت داشته و بر همین اساس میتوان قطعی دانست که تا حدود سال 470 هجری در حیات بوده است؛ اما این روایت موجود در برخی نسخههای لبابالالباب عوفی که عیاضی با نظامیعروضی همنشینی داشته، به فرض، یکی دانستن آن عیاضی چندان ممکن نیست و در صورت صحت، عیاضی باید بیش از صد سال زیسته باشد. باوجوداین، سبک اشعار یافتهشده در جنگ 64 ترکیه به نام ابونصر عیاضی، با دیگر اشعار جنگها و تذکرهها، به نام ابوالفتح عیاضی مطابقت دارد و بعید است این دو، شاعرانی متفاوت باشند.
[2] بیت افتادگی دارد. [3] محتوای شعر به تغزل مدایح نیز شباهت دارد. [4] تار ابریشم . [5] سپر. [6] این شعر بخش تغزل یک قصیده هرمی است. [7]در نسخه بدون نقطه برنیایی [10]در نسخه بدون نقطه برنیایی [11] درمانده، متحیر، غمگین. [14] در نسخه بدون نقطه: بُوم/ شوم [15] محتملا ندَم (پشیمان، اندوهگین) [16] در نسخه گناه کاه [18] از نظر معنایی بپیراسته درست به نظر میرسد. [19] همان [20] آاغاز مصرعهای دوم، سوم و چهارم با بدون نقطه تا/ یا [21] همان [25] کناره/ کنارم (؟) [26] بندا به معنی در بند، بنده [28] هر زمان [29] ضبط مبهم است. [32] واژه ناخواناست. سببهای/ به سیمای (؟) [33] شکفته [34] در عرفات بیامد [35] محتملا کمانش [36] در نسخه قطرش [37] در عرفات «ناگهان شد جدا از گوش...»، ضبط شده، نقل از الهی. | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مراجع | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
ابن خلکان، ابی عباس شمسالدین احمد (1977م). وفیات الاعیان و انباء ابناء الزمان. دار صادر.
اسدی طوسی، ابومنصور (1319). لغت فرس. به تصحیح عباس اقبال. تهران: چاپخانۀ مجلس.
الهی (الحسینی همدانی)، میرعمادالدین (2013م). تذکرۀ الهی (ج. 1؛ حصۀ دوم؛ به کوشش عبدالحق). ماموریت ملی برای نسخه خطی.
انوری، علی بن محمد (1376). دیوان (ج. 1، قصاید؛ به کوشش محمدتقی مدرس رضوی). علمی و فرهنگی.
اوحدی دقاقیبلیانی، تقیالدین محمد (1388). عرفاتالعاشقین و عرصاتالعارفین (ج. 4، ص تا غ؛ به تصحیح سیدمحسن ناجی نصرآبادی). اساطیر.
بشری، جواد (1398). برخی ابیات فارسی از سدۀ چهارم و اوایل سدۀ پنجم هجری در چند مأخذ کهن. کهننامهی ادب پارسی، (1)، 123-146. https://ensani.ir/fa/article/423023
پرنیان، موسی، و یاری گل دره، سهیل (1395). نقد و بررسی کتاب «شاعران بیدیوان» و پیشنهاد تألیف تکملهای بر آن. آینۀ میراث، 14(59)، 75-95. https://www.sid.ir/paper/147357/fa
جلالی، سید لطفالله (1399). بررسی جاودانگی انسان از دیدگاه ابونصر ماتریدی. نقد و نظر، 25(2)، 56-81.
جنگ شعر (بیتا). نسخۀ شمارۀ 2446 دانشگاه تهران. قرن یازده.
خیامپور، عبدالرسول (1372). فرهنگ سخنوران (ج. 2). طلایه.
رضانژاد، عزالدین (1382). ماتریدی، رقیب گمنام معتزله و اشعری. کلام اسلامی، (47)، 105-115.
زنگنه، ابراهیم (1375). شهرستان سرخس و مهمترین وقایع تاریخ آن. مشکات، (50)، 193-217.
ساکت، محمدحسین (1372). زنان حدیثپژوه در آسیای مرکزی. کیهان فرهنگی، (105)، 48 -49.
سمعانی، عبدالکریم ابن محمد (1982م). الانساب (ج. 9،. بخش 2). دائرهالمعارف عثمانیه.
شروانی، جمال خلیل (1375). نزههالمجالس (محمدامین ریاحی، مصحح). علمی.
شریفی صحی، محسن و خاتمیپور، حامد (1392). اشعاری نویافته در جنگ خطی 900 مجلس. متنشناسی ادب فارسی، 5(1)، 45-60. https://rpll.ui.ac.ir/article_19350.html
صانعی، پروانه، و احمدی دارانی، علیاکبر (1395). ردیابی مضامین لغز شمع منوچهری در شعر عرب و شعر فارسی (از آغاز تا پایان قرن هفتم هجری). فنون ادبی، 8(3)، 75 -84.
صفا، ذبیحالله (1369). تاریخ ادبیات در ایران، از آغاز عهد اسلامی تا دورهی سلجوقی (ج. 1). فردوس.
صفدی، صلاحالدین (2000م). الوافی بالوفیات. داراحیاء التراث.
صفری آققلعه، علی (1395). اشعار فارسی پراکنده در متون (تا سال 700 هجری). موقوفات افشار و سخن.
عبدالباقی، محمد فؤاد (1371ق). الموطأ، لامام الائمه و عالم المدینه، مالک بن انس. مجلۀ الازهر، (23)، 176-180.
عشایری، علی (1402). معرفی ابیات نویافته در دستنویس رسائلالعشاق و وسائلالمشتاق. تاریخ ادبیات، 16(2)، 5 -41. https://doi.org/10.48308/hlit.2023.233287.1259
عوفی، سدیدالدین محمد (1389). لبابالالباب (ادوارد جی. براون، مصحح؛ با مقدمۀ محمد قزوینی و حواشی سعید نفیسی). هرمس.
غروی نایینی، نهله (1383). زنان ایران و نقش آنان در گسترش حدیث و علوم آن. تحقیقات علوم قرآن و حدیث، 1(1)، 129-95. https://doi.org/10.22051/tqh.2004.3343
قنبری، منظر (1387). مبانی فکری و فقهی ابومنصور ماتریدی (م. 333 ه.ق). نامۀ انجمن، (30)، 171- 184.
کاملی، علی (1402). ابیاتی نویافته از برخی شاعران کهن در رسائلالعشاق و وسائلالمشتاق. آینۀ پژوهش، 34(201)، 227- 238. https://jap.isca.ac.ir/article_74998.html?lang=fa
مجرد، مجتبی (1402). اشعار نویافتۀ حکیم طرطری. کهننامۀ ادب پارسی، 14(1)، 339-372.
محجوب، محمدجعفر (1342). مثنویسرایی در زبان فارسی تا پایان قرن پنجم هجری. نشریۀ زبان و ادب فارسی دانشگاه تبریز، 15(67)، 261-285.
مدبری، محمود (1369). آمار اشعار شاعران فارسیگو تا پایان قرن پنجم هجری. مجلۀ ادب و زبان، (1)، 150-163. https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/314442
مدبری، محمود (1370). شرح احوال و اشعار شاعران بیدیوان در قرنهای 3-4-5 هجری قمری. پانوس.
مسعود سعد سلمان (1362). دیوان (تصحیح رشید یاسمی). امیرکبیر.
معزی نیشابوری، محمدبن عبدالملک (1318). دیوان امیرالشعرا (تصحیح عباس اقبال). اسلامیه.
میهنی، محمدبن منور (1366). اسرارالتوحید فی مقامات الشیخ ابی سعید (محمدرضا شفیعی کدکنی، مصحح). آگه.
ناتل خانلری، پرویز (1327). تحقیق انتقادی در عروض فارسی و چگونگی تحول اوزان غزل. دانشگاه تهران.
نظامیعروضی، احمدبن عمر (1388). چهارمقاله (محمد قزوینی، مصحح؛ به کوشش محمد معین). معین.
نوریان، سیدمهدی، شریفی، غلامحسین، و رشیدی آشجردی، مرتضی (1386). (باغ نظر و رامش دل). معرفی سفینهای بیمانند از قرن هفتم. پژوهشهای ادب عرفانی، 1(3)، 37-62.
نفیسی، سعید (1344). تاریخ نظم و نثر در ایران و در زبان فارسی (ج. 1). فروغی.
هدایت، رضاقلیخان (1382). مجمعالفصحاء (بخش دوم؛ ج. 1؛ به کوشش مظاهر مصفا). امیرکبیر.
References Abdul-baghi, M. F. (1992). Al-Muta, Lamam al-Aima and Alam al-Madinah, Malik bin Anas. Al-Az’har Magazine, (23), 176-180. [In Arabic]. Anvari, A. M. (1997). Divan-e Anvari (M. T. Modares Razavi, Ed.). Elmi va Farhangi. [In Persian]. Asadi Toosi, A. M. (1940). Loqat-e Fors (A. Iqbal, Ed.). Majlis Printing. [In Persian]. Asadi Tousi, A. M. (1986). Loqat-e Fors (Based on the edition of Panjab, Lahore University) (F. Mojtabai & A. A. Sadeghi, Eds.). Kharazmi. [In Persian]. Ashayeri, A. (2023). Introducing Newly Found Verses in the Manuscript of Rasael al-Oshaq va Vasael al-Moshtaq. Journal of History of Literature, 16(2), 5-41. https://doi.org/10.48308/hlit.2023.233287.1259 [In Persian]. Aufi, S. M. (2010). Lobab-al-Albab (E. J. Brown, Ed., with an introduction by M. Qazvini and notes by S. Nafisi). Hermes. [In Persian]. Bashari, J. (2019). Some Persian Verses from the Fourth Century and the Beginning of the Fifth Century AH in Some Ancient Sources. Kohan-nameh-ye Adab-e Parsi, (1), 123-146. https://ensani.ir/fa/article/423023 [In Persian]. Elahi (Hosseini Hamedani), M. E. (2013). Tazkere-ye Elahi (Vol. 1; 2nd part; Abdul-Haq, Ed.). National Mission for Manuscripts. [In Persian]. Ghanbari, M. (2008). The Intellectual and Jurisprudential Foundations of Abu Mansour Matridi (d. 333 A.H). Name-ye Anjoman, (30), 171-184. https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/416042 [In Persian]. Gharavi Na’ini, N. (2004). Iranian Women and Their Role in the Spread of Hadith and its Sciences. Journal of Researches of Qur'an and Hadith Sciences, 1(1), 95-129. https://doi.org/10.22051/tqh.2004.3343 [In Persian]. Hedayat, R. Q. (2003). Majma ol-Fosaha (Vol. 1, 2nd Part; M. Mosaffa, Ed). Amir Kabir. [In Persian]. Ibn Kholakan, A. S. A. (1977). Vafiat ol-A’yan va Anba Abnae' ol-Zaman. Dar Sader. [In Arabic]. Ibn Nadim, M. I. (2002). Al-Fehrest (R. Tajaddod, Trans.). Asatir. [In Persian]. Jalali, S. L. (2019). Investigation of Human Immortality from Abu-Nasr Matridi’s Point of View. Naqd va Nazar, 25(2), 56-81. https://doi.org/10.22081/jpt.2020.57327.1719 [In Persian]. Jonge Sher (n.d). Manuscript number 2446. Tehran University. 11th century. [In Persian]. Kameli, A. (2023). New Verses from Some Old Poets in Rasāil al-Oshaq va Vasa’el al-Mushtaq. Ayene-ye Pazhoohesh, 34(201), 227-238. https://jap.isca.ac.ir/article_74998.html?lang=fa [In Persian]. Khayampour, A. (1993). Dictionary of Authors (Vol. 2). Talayeh Publication. [In Persian]. Mahjoub, M. J. (1963). Writing Mathnavi in Persian Language Until the End of the 5th Century A.H. Journal of Persian Language and Literature, 15(67), 182-313. https://perlit.tabrizu.ac.ir/article_2737.html?lang=fa [In Persian]. Massoud Sa’d Salman (1983). Divan (R. Yasemi, Ed.). Amir Kabir. [In Persian]. Mihani, M. M. (1987). Asrar ol-Towhid fi Maqamat-e al-Sheikh Abi Saeed [by M. R. Shafi'ei Kadkani]. Agah. [In Persian]. Modabberi, M. (1990). Statistics of the Poems of Persian-Speaking Poets Until the End of the 5th Century AH. Journal of Literature and Language, 1(1), 150-163. https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/314442 [In Persian]. Modabberi, M. (1991). Description of Life and Poems of Poets without Divan in the 3rd, 4th and 5th Centuries AH. Panous. [In Persian]. Moezzi Neishabouri, M. A. (1939). Divan-e Amir al-Sho’ara (A. Eqbal, Ed.). Islamieh. [In Persian]. Mojarrad, M. (2023). Newly Discovered Treasure from an Anonymous Poet: Newly Found Poems of Hakim Tartari. Kohan-name-ye Adab-e Parsi, 14(1). 339-372. https://doi.org/10.30465/CPL.2023.8127 [In Persian]. Nafisi, S. (1965). History of Poetry and Prose in Iran and in Persian Language (Vol. 1). Foroughi. [In Persian]. Natel Khanlari, P. (1948). A Critical Research in Persian Prosody and the Transformation of Ghazal Rhythms. University of Tehran Press. [In Persian]. Nezami Arouzi, A. O. (2009). Chahar Maqaleh (M. Qazvini & M. Moein, Eds.). Moein. [In Persian]. Noorian, S. M., Sharifi, G., & Rashidi Ashjerdi, M. (2007). Garden of Vision and Satisfaction: Introduction of a Brilliant Safineh [Anthology] of the 7th Century. Journal of Research on Mystical Literature, 1(3), 37-62. https://jpll.ui.ac.ir/article_16266.html [In Persian]. Owhadi Daqaqi Beliani, T. M. (2009). Arafat al-Asheqin va Arasat al-Arefin (S. M. Naji Nasrabadi, Ed.). Asatir. [In Persian]. Parnian, M.& Yari Gol-Dareh, S. (2016). Criticism and Review of the Book Poets without Divan and Suggesting Writing a Supplement to It. Journal of Ayene-ye Miras, 14(59), 75-95. https://www.sid.ir/paper/147357/fa [In Persian]. Rezanejad, E. (2003). Matridi, an Unknown Competitor of Mu'tazeleh and Ash'ari. Journal of Kalam Islami, (47), 105-115. https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/22397 [In Persian]. Safa, Z. (1990). The History of Literature in Iran, from the Beginning of the Islamic era to the Seljuk Period (Vol. 1). Ferdows. [In Persian]. Safari Aq-qala, A. (2016). Persian Poems Scattered in Texts (Until 700 AH). Afshar and Sokhan. [In Persian]. Safdi, S. (2000). Alvafi bel-Vafiyat. Dar Ehya-o-Toras. [In Arabic]. Saket, M. H. (1993). Women Scholars of Hadith in Central Asia. Keyhan Farhangi, (105), 48-49. https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/15901 [In Persian]. Sam’ani, A. K. M. (1982). Al-Ansab (Vol. 9, 2nd Part). Osmanieh Encyclopedia. [In Arabic]. Sanei, P, & Ahmadi Darani, A. A. (2015). Tracking Themes of Candle in Manuchehri’s Arabic and Persian poetry Until the End of 7th Century AH. Journal of Literary Arts, 8(3), 75-84. https://doi.org/10.22108/liar.2016.20587 [In Persian]. Sharifi Sohi, M. & Khatamipour, H. (2012). Newly-Found Poems in the Jong Manuscript of 900 Majles. Journal of Textual Criticism of Persian Literature, 5(1), 45-60. https://rpll.ui.ac.ir/article_19350.html [In Persian]. Shervani, J. K. (1996). Nozhat ol-Majales (M. A. Riahi, Ed.). Elmi Publication. [In Persian]. Zanganeh, E. (1996). The City of Sarakhs and the Most Important Events in its History. Meshkat, (50), 193-217. https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/52942 [In Persian].
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 631 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 224 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||